برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
***
رجز خوانی، از فراز های شور انگیز و گرمی بخش آوردگاه نبرد های تن به تن یلان در شاهنامه.
***درشتی و برآشفتن رستم به درشتخوی و درشت کویی کیکاووس.
رجز خوانی رستم:به ایران نبینید ازین پس مرا/شما را زمین پر کرگس مرا-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
رجز خوانی در شاهنامه - ۱۵ - رجز خوانی سهراب
***
رجز خوانی، از فراز های شور انگیز و گرمی بخش آوردگاه نبرد های تن به تن یلان در شاهنامه.***
هجیر از فراز دژ سپید، سران و سرداران ایرانی بجز رستم را به سهراب می نمایاند:برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
رجز خوانی در شاهنامه - ۱۴ - رجز خوانی منذر*
رجز خوانی، از فراز های شور انگیز و گرمی بخش آوردگاه نبرد های تن به تن یلان در شاهنامه.برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
رجز خوانی در شاهنامه - ۱۳ - رجز خوانی شاه هاماران در قالب پیامی برای رستم دستان
***
رجز خوانی، از فراز های شور انگیز و گرمی بخش آوردگاه نبرد های تن به تن یلان در شاهنامه.
***برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
رجز خوانی در شاهنامه - ۱۲ - رجز خوانی خاقان و خُرد شمردن ِ رستم پیش هومان و پیران ویسه
***
رجز خوانی، از فراز های شور انگیز و گرمی بخش آوردگاه نبرد های تن به تن یلان در شاهنامه.
***نه اندر هوا باشد او را نبرد/دلت را چه سوزی به تیمار و درد-
چنان دان که گر سنگ و آهن خورد/همان تیر و ژوپین برو بگذرد-
.......................................
پ ن:
* چنکش، از گردان تورانی در جنگ هماون:
ازان دشت چنکش برانگیخت اسب/همی رفت برسان آذر گشسب -
چنکش،
سواری سرافراز و خسروپرست/بیامد ببر زد برین کار دست -
که چنگش بدش نام و جوینده بود/دلیر و به هر کار پوینده بود -
چنکش، کشته به دست رستم در جنگ هماون:
همانگاه رستم رسید اندروی/همه دشت زیشان پر از گفت و گوی -
دم اسپ ناپاک چنگش گرفت/دو لشکر بدو مانده اندر شگفت -
زمانی همی داشت تا شد غمی/ز بالا بزد خویشتن بر زمی -
بیفتاد زو ترگ و زنهار خواست/تهمتن ورا کرد با خاک راست -
همانگاه کردش سر از تن جدا/همه کام و اندیشه شد بینوا -
(بهادر امیرعضدی)