برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 5

960107

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 5 

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

"پر از خشم سر، ابروان پر ز چین" / همی بر نوشتند روی زمین - 

چو بازارگان روی بهرام دید / "شهنشاه لب را به دندان گزید"  - 

 

چو دید او، "پسر را به بر در گرفت" / ز جور فلک "دست بر سر گرفت" - 

 

"چو کاووس بر تخت زرین نشست / گرفت آنزمان دست خسرو بدست" -

 

ز کار جهان ماند اندر شگفت / "دژم گشت و لب را بدندان گرفت" - 

 

گرانمایه دستان، "همی کند موی / بران خستگیها بمالید روی" - 


تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 4

 

960102

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 4

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

به لشکرگه آمد دلی پر زکین/جگر پر ز خون، "ابروان پر ز چین" - 

چو بشنید گفتار خسرو پرست / "به بر زد جهاندار بیدار، دست" -


زمانی که بربرها به ناگاه و ناغافل و با غدر و همراهی شاه هاماوران کیکاووس را که در بزم شاه هاماوران بود اسیر کردند ، سودابه اینچنین واکنش نشان میدهد: 

چو سودابه پوشیدگان را بدید / "ز بر ، جامه خسروی بر درید" -

 "به مشکین کمند ، اندر آویخت چنگ" / "به فندق ، گلان را بخون داد رنگ" -

 

"سیه مژه بر نرگسان دژم / فرو خوابنید و نزد هیچ دم" -

 

"فرود آمد از باره، بگشاد دست / پر از خنده بر تخت زرین نشست" -

 

وز آنجای سوی عماری کشید / به پرده درون، روی مریم بدید -

 بپرسید و "بر دست او بوس داد / ز دیدار آن خوب رخ، گشت شاد" -  


تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 3


951222

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 3

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

"بمالید سهراب، کف را به کف" / به آوردگه رفت از پیش صف  -

  

چو این گفته شد "دست ِ کسری گرفت" / بدو مانده بُد، شاه ایران شگفت -

 ازو نامور "دست بستد به خشم / به تندی ز مزدک بخوابید چشم" -  

  

چو رستم سلیح نبردش بدید / "سر افشاند و باد از جگر بر کشید" - 

 

"ز سر شاره ی هندویی برگرفت / برهنه شد و دست بر سر گرفت" -

 

فرنگیس بشنید "رخ را بخست / میان را به زنار خونین ببست" - 

پیاده بیامد به نزدیک شاه /  "به خون رنگ داده دو رخساره، ماه" -

 

"همی ناخنش پر ز خوناب کرد" / سپهبد "بروها پر از تاب کرد"  -  


تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 2


951218

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 2

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

 "به کَش کرده دست و زمین را به روی / ستردند، زاری کنان پیش، روی" - 


چو بشنید مهراب، "بر پای جست / نهاد از برِ دستِ شمشیر، دست" - 

 

"دژم گشت و دیده پر از آب کرد / بروهای جنگی پراز آب کرد - 


"سپهبد برو ها پر از تاب کرد" / به شاه جهان گفت زین باز گرد - 

به ایوان خویش اندر آمد دژم / "لبی پر ز باد و دلی پر ز غم" -   


"لب مرد برنا پر از خنده شد" / همی گوهر آن خنده را بنده شد - 


وزان پس "دوان، دست کرده به کش" / بیامد بر شاه ِ خورشید فش -


تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 1

951216


برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 1

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

اَبَر آفریننده، کرد آفرین / "بمالید رخسارگان، بر زمین" - 


"بیفشارد شمشیر، بر دست راست / به زور جهاندار، بر پای خاست" - 


چو سهراب ِ شیراوژن، او را بدید / "بخندید و لب را، به دندان گزید" - 

چنین گفت کامد دگر باره گور/به دام خداوند شمشیر و زور-


چو کاووس روی کنیزک بدید/"بخندید و لب را به دندان گزید"-


"ز سر، ماهرویان، گسسته کمند / خراشنده روی و بمانده نژند" -

"همه بندگان، موی کردند باز / فرنگیس، مشکین کمند ِ دراز -

 برید و میانرا به گیسو، ببست" / "به فندق، گل ِ ارغوان را بخست" -

به آواز بر جان افراسیاب / همی کرد نفرین و "می ریخت آب" -


"فرنگیس بگرفت گیسو به دست / گل ِ ارغوان را، به فندق بخست" -

 "پر از خون شد آن بُسَد ِ مشک بوی / پر از آب ، چشم و پر از گرد ، روی" -

 "همی اشک بارید بر کوه ِ سیم / دو لاله ز خوشاب شد به دونیم" -

 "همی کند موی و همی ریخت آب" / ز گفتار و کردار ِ افراسیاب - 


همه جامه ها کرده پیروزه رنگ / "دو چشم، ابر ِ خونین و رخ، بادرنگ" - 


بهادر امیرعضدی