برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

میزان بهره مالکانه ی اردشیر ساسان، شاپور اردشیر، قباد و انوشیروان.

و.ک(324)

960312

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

میزان بهره مالکانه ی اردشیر ساسان، شاپور اردشیر، قباد و انوشیروان.

***

میزان بهره مالکانه ی اردشیر ساسان، ده به یک:
اردشیر ساسان :

ز ده یک مرا چند بر شهرهاست/که دهقان و موبد بران بر گواست -
چو باید شما را ببخشم همه/همان ده یک و بوم باژ و رمه -
 مگر آنک آید شما را فزون/بیارد سوی گنج ما رهنمون-
ز ده یک که من بستدم پیش ازین/ز باژ آنچ کم بود گر بیش ازین -
همی از پی سود بردم به کار/به در داشتن لشکر بی شمار-

میزان بهره مالکانه ی شاپور اردشیر، سی به یک :
شاپور اردشیر:

ز دهقان نخواهم جز از سی یکی/درم تا به لشکر دهم اندکی-
مرا خوبی و گنج آباد هست/دلیری و مردی و بنیاد هست-
ز چیز کسان بی نیازیم نیز/که دشمن شود مردم از بهر چیز-
ز شاهان هرآنکس که بد پیش ازوی/اگر کم بدش گاه اگر بیش ازوی -
بجستند بهره ز کشت و درود/نرستست کس پیش ازین نا بسود -

میزان بهره مالکانه ی قباد، ده به یک:
سه یک بود یا چار یک بهر شاه/قباد آمد و ده یک اورد راه -
ز ده یک بران بد که کمتر کند/بکوشد که کهتر چو مهتر کند -
زمانه ندادش بران بر درنگ/به دریا بس ایمن مشو بر نهنگ -

میزان بهره مالکانه ی انوشیروان:
وزین مرزها هرک درویش بود / نیازش به رنج تن خویش بود -
 ببخشید آگنده گنجی برین / جهانی برو خواندند آفرین -
 ز شاهان هرآنکس که بد پیش ازوی / اگر کم بدش گاه اگر بیش ازوی -
 بجستند بهره ز کشت و درود / نرستست کس پیش ازین نابسود -
به کسری رسید آن سزاوار تاج/ببخشید بر جای ده یک خراج -
  
بهادر امیرعضدی

شاهپور سوم و نکوهش دروغگویی

 و.ک(020)

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

***

شاهپور سوم و نکوهش دروغگویی:

چنین گفت کای نامور بخردان / جهاندیده و رای زن موبدان  -

 بدانید کان کس که گوید دروغ / نگیرد ازین پس بر ما فروغ –

 دروغ از بر ما نباشد ز رای / که از رای باشد بزرگی به جای – 

همان مر تن سفله را دوستدار / نیابی به باغ اندرون چون نگار –

 سری را کجا مغز باشد بسی /  گواژه * نباید زدن بر کسی – 

زبان را نگهدار باید بدن / نباید روان را به زهر آژدن –

که بر انجمن مرد بسیار گوی /  بکاهد به گفتار خود آب روی –

اگر دانشی مرد راند سخن  / تو بشنو که دانش نگردد کهن –

 دل مرد مطمع بود پر ز درد  / به گرد طمع تا توانی مگرد –

 دو گیتی بیابد دل مرد راد / نباشد دل سفله یک روز شاد – 

 بدین گیتی او را بود نام زشت / بدان گیتی اندر نیابد بهشت  - 

دو گیتی نیابد دل مرد لاف / که بپراگند خواسته بر گزاف –

  ستوده کسی کو میانه گزید/ تن خویش را آفرین گسترید –

................................................
پ ن:
* گواژه، دروغ
**مطمع، طمعکار 
بهادر امیرعضدی

دستور بهرام به مجازات دست درازی به مال دیگران

و.ک(325)

960315

***

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

***

 دستور بهرام به مجازات دست درازی به مال دیگران:

زنی با جوالی میان پر ز کاه / همی رفت پویان میان سپاه – 

سواری بیامد خرید آن جوال / ندادش بها و بپیچید یال  - 

خروشان بیامد  به بهرام گفت /  که کاه هست لختی مرا در نهفت – 

بهای جوالی همی داشتم / به پیش سپاه تو بگذاشتم –

کنون بستد از من سواری به راه / که دارد به سر بر ز آهن کلاه –

بجستند آن مرد را در زمان  / کشیدند نزد سپهبد دمان  -

 ستاننده را گفت بهرام گرد / گناهی که کردی سرت را ببرد  -

 دوانش به پیش سراپرده برد / سرو دست و پایش شکستند خرد –

 میانش به خنجر به دو نیم کرد / بدو مرد بیداد را بیم کرد –

 خروشی برآمد ز پرده سرای / که ای نامداران پاکیزه رای –

 هرآنکس که او برگ کاهی ز کس / ستاند نباشدش فریادرس –

  میانش به خنجر کنم به دونیم / بخرید چیزی که باید به سیم –

بهادر امیرعضدی

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 7


960206

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  -  7

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

 چو از جهن پیغام بشنید شاه / "همی کرد خندان، بدو بر، نگاه" -


"چو مژگان بمالید و دیده بشست / دران جای تاریک، لختی بجُست"  -  

دل روشن راد را تیز کرد / "مرآن باره را، پاشنه، تیز کرد" -


سپهبد بیامد به ایوان شاه / بِکَش کرده دست، اندران بارگاه" - 


"همی بنگرید این بدان آن بدین" / که کینه نبُدشان به دل، پیش ازین -


تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 6


960205

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 6 

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

 چو قیصر بدید آن تن پیل مست / "ز شادی بسی دست بر زد بدست" - 

 

"ز سر بر، همی کَند، رودابه موی / بر آواز ایشان، همی خَست روی" - 

 

"زمانی همی بود و خامش بماند / دو چشمش بروی سیاوش بماند -


"نگه کرد منذر بدو خیره ماند / به زیر لبان نام یزدان بخواند" -