برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
"صنعت ِ ادبی ِ ایجاز" در شاهنامه - ۱
***
نبوغ ِ فردوسی در بکار گیری "صنعت ِ ادبی ِ ایجاز" در اثر ِ کوه پیکرش، شاهنامه.بهادر امیرعضدی
و.ک(231,6)
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
بزرگمهر و پندهای حکیمانه اش:
بپرسید دانا که عیب از چه بیش / که باشد پشیمان ز گفتار خویش -
هرآنکس که راند سخن بر گزاف / بود بر سر انجمن مرد لاف -
به گاهی که تنها بود در نهفت / پشیمان شود زان سخنها که گفت -
هم اندر زمان چون گشاید سخن / به پیش آرد آن لاف های کهن -
خردمند و گر مردم بی هنر / کس از آفرنیش نیابد گذر –
بهادر امیرعضدی
و.ک(326)
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
دلجویی گودرز از رستم از نابخردی کیکاووس و پاسخ رستم:
تهمتن چنین پاسخ آورد باز / که هستم ز کاووس کی بی نیاز -
مرا تخت زین باشد و تاج ترگ / قبا جوشن و دل نهاده به مرگ -
چرا دارم از خشم کاووس باک / چه کاووس پیشم چه یک مشت خاک –
و.ک(327)
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***و.ک(328)
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
ضحاک، بانی هوخت کنگ دژ یا "بیت المقدس"
***
گنگ دژ هوختش پهلوی (بیت المقدس)، یا اورشلیم، که ایوان ضحاک در آنجا بود:
به خشکی رسیدند سر کینه جوی / به بیت المقدس نهادند روی -
که بر پهلوانی زبان راندند / همی کنگ دژ هودجش خواندند -
به تازی کنون خانه پاک دان / برآورده ایوان ضحاک دان -
سیاوش، بانی گنگ دژ در ختن.
مقر و پایگاه سیاوش نزدیک ختن (پایگاه پیران ویسه) :
زمن بشنو از گنگ دژ داستان/ بدین داستان باش همداستان -
که چون گنگ دژ در جهان جای نیست / بدان سان زمینی دلارای نیست -
که آنرا سیاوش برآورده بود / بسی اندرو رنجها برده بود -
زمانی که کیخسرو پس از شکست افراسیاب به گنگ دژ می رسد:
چهانجوی چون گنگ دژ را بدید / شد از آب دیده رخش ناپدید -
پیاده شد از اسب و رخ بر زمین / همی کرد بر کردگار آفرین -
همی گفت کای داور داد و پاک / یکی بنده ام دل پر از ترس و باک -
که این باره ی شارستان پدر / بدیدم برآورده از ماه سر -
سیاوش که از فر یزدان پاک / چنین باره ای برکشید از مغاک -
ستمگر بد آن کو به بد آخت دست / دل هر کس از کشتن او بخست -
بران باره بگریست یکسر سپاه / ز خون سیاوش که بد بیگناه -
بهادر امیرعضدی