برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (65): ابا دودمان یا خود و دودمان؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (65):

 

5574 - ابا دودمان نزد خسرو شوی

بدان سایهٔ مهر او بغنوی

 

۱۹۵ – خود و دودمان پیش خسرو شوی

بر آن سایهٔ مهر او بغنوی – خالقی


۱۴۷۷ – خود و دودمان پیشِ خسرو شوی،

در آن سایهٔ مهرِ او، بغنوی. – کزازی

*

  پرسش:

ابا دودمان

یا

خود و دودمان

*

  پاسخ:

ابا دودمان نزد خسرو شوی

 

✅:  هم اَبا، هم بدان، به شیوه ی سبکی در نوشتار فردوسی نزدیک تر و هماهنگ تر ست.

متن شماره 1849، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (64): مر آن را بنیک اختری یاد کرد یا و زآن گَرد، نیک اختری یاد کرد؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (64):

 

5473 - برانگیخت پیلان و برخاست گرد

مر آن را بنیک اختری یاد کرد

 

۱۴۲ – برانگیخت پیلان و برخاست گرد

وُزآن گرد نیک اختری یاد کرد: – خالقی


۱۴۲۶ – برانگیخت پیلان و برخاست گَرد،

و زآن گَرد، نیک اختری یاد کرد. – کزازی

*

پرسش:

مر آن را بنیک اختری یاد کرد

یا

و زآن گَرد، نیک اختری یاد کرد

*

  پاسخ:

مر آن را بنیک اختری یاد کرد

 

✅:  برخاستن گرد از سم پیران را به فال نیک گرفت، ("مر" آن را)، آن را به "شمارِ"، در قامتِ اختر نیک، طالع سعد انگاشت. و مترادف دودی که باید از دودمان پیران برآرد دید. بیت پسین: بر انسان که گَردِ پی پیل بود. 

متن شماره 1848، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (63): ازین در، کُنی زود درمان خویش یا ببینی سرِ راه و درمانِ خویش؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (63):

 

5566 - بدان باز خری مگر جان خویش

ازین در، کنی زود درمان خویش

 

۱۸۷ – بدان باز خرّی مگر جان خویش

ببینی سر و راه و درمان خویش – خالقی

 

۱۴۶۹ – بدان باز خرّی مگر جانِ خویش،

ببینی سرِ راه و درمانِ خویش! – کزازی

*

  پرسش:

ازین در، کُنی زود درمان خویش

یا

ببینی سرِ راه و درمانِ خویش

*

  پاسخ:

ازین در، کُنی زود درمان خویش

 

✅:  بدان باز خری مگر جان خویش / ازین درکنی زود درمان خویش، روا تر ست، (با قبول شرایط من، جان خودت را خریده باشی.  مگر "از این در"(دروازه، روزنه، دریچه، راه، تدبیر) دردت را (زندگی دوباره ات را)، درمان کرده باشی.

متن شماره 1847، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (62): فراز آوریدی ز "دست" بدی یا فراز آوریدی، ز راهِ بدی.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (62):

 

5565 - به بیداد کز مردمان بستدی

فراز آوریدی ز دست بدی

 

۱۸۶– به بیداد کز مردمان بستَدی

فرازآوریدی ز دست بدی، – خالقی

 

۱۴۶۸ – به بیداد کز مردمان بِستَدی،

فراز آوریدی، ز راهِ بدی. – کزازی

*

  پرسش:

فراز آوریدی ز "دست" بدی

یا

فراز آوریدی، ز راهِ بدی.

*

  پاسخ:

فراز آوریدی ز "دست" بدی

 

✅: عطف به بیتِ(همه آلت لشکر و سیم و زر / فرستی به نزدیک ما سربسر)، "ز دست بدی" یا  دستاورد های بدی، یعنی(آلت لشکر و سیم و زر)، هماهنگ تر ست تا ز راه بدی. ولی "ز راه بدی" "راه" با مفاهیمِ (افکار و باور و ذهنیت، تدابیر، گمان ها و ...) هماهنگ ست. مانند  بیت های: ز من بگسلد فره ایزدی/گر آیم بکژی و "راه بدی" - و - ازو بند بردار گر بخردی / دلت بازگردان ز "راه بدی" - 

متن شماره 1846، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (61): بسان "سگانش" ازان انجمن یا به سانِ "سگانشان"، از آن انجمن

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

***

چالش شماره (61):

 

5507 - بسان سگانش ازان انجمن

ببندی فرستی بنزدیک من

 

۱۷۷ – بسان سگان شان از آن انجمن

ببندی فرستی به نزدیک من – خالقی

 

۱۴۵۹ – به سانِ سگانشان، از آن انجمن

ببندی، فرستی به نزدیکِ من، – کزازی

*

  پرسش:

بسان "سگانش" ازان انجمن

یا

به سانِ "سگانشان"، از آن انجمن

*

  پاسخ:

بسان "سگانش" ازان انجمن/ببندی فرستی بنزدیک من-


 

✅: عطف به بیت پیشین: (به خون سیاوَخش "یازید" دست/جهانی به بیداد بر "کرد" پست) – "یازید" و "کرد"، هر دو مفردند و نه جمع. مراد گرسیوز یا افراسیاب ست. و اگر عطف به بیت پسین(بدان تا فرستم بنزدیک شاه/"چه شان" سر ستاند چه بخشد کلاه) شود، با قید "چه شان"(چه آنها را)، "سگانشان" هم شدنی ست. 

متن شماره 1845، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی