برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (55): بی آزاری و رنج و آزار خویش یا بی آزاری و رنج و تیمار خویش


برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (55):

 

5484 - شناسی تو گفتار و کردار خویش

بی آزاری و رنج و تیمار خویش

 

۱۵۳ – شناسی تو گفتار و کردار خویش

بی آزاری و رنج و آزار خویش – خالقی

 

۱۴۳۶ – شناسی تو گفتار و کردارِ خویش،

بی آزاری و رنج و آزار خویش، – کزازی

*

  پرسش:

بی آزاری و رنج و تیمار خویش

یا

بی آزاری و رنج و آزار خویش

*

  پاسخ:

بی آزاری و رنج و آزار خویش


 

✅:  با توجه به به واژآرایی حرفِ "ر"، (بی آزاری و رنج و آزار خویش)، روا تر ست. آزار، به مفهومِ(مرهم، زماد)  اشاره به تیمار گری و التیام بخشی دردِ سیاوش و فرنگیس و بیژن، با پادر میانی  پیران.

متن شماره 1839، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (54): هستند سالار هر کشوری یا "شایند" سالار هر کشوری

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (54):

 

5481 - گزین کردم اندر خورت لشکری

که هستند سالار هر کشوری

 

۱۵۰ – گزین کردم اندر خورت لشکری

که شایند سالار هر مهتری – خالقی

 

۱۴۳۴ – گزین کردم اندر خورت لشکری

که شایند سالار هر کشوری، – کزازی

*

  پرسش:

که هستند سالار هر کشوری

یا

که "شایند" سالار هر کشوری

*

  پاسخ:

که "شایند" سالارِ هر کشوری


 

✅: که "شایند" سالار هر مهتری، رواتر ست. چرا که، شایند(شایسته هستند، شایستگی دارند). هر مهتری که خود به تنهایی،  شایستگی سالاری یک لشکر را داشته باشد.  نمونه یی از "شایند" در شاهنامه:بشایند هرکس به شاهنشهی/بدیشان بود شاد تخت مهی

متن شماره 1838، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (53): نامور ده هزار یا نامور ده سُوار یا نامبُرده سوار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (53):

 

5478 - از ایرانیان نامور ده هزار

سخن گوی و اندر خور کارزار - مسکو

 

۱۴۷ – از ایرانیان نامور ده سُوار

سَخُن گوی و اَندر خورِ کارزار – خالقی

 

۱۴۳۱ – از ایرانیان، نامبُرده سوار

سخنگوی و اندر خورِ کارزار، – کزازی

*

  پرسش:

از ایرانیان نامور ده هزار

یا

از ایرانیان نامور ده سُوار

یا

از ایرانیان، نامبُرده سوار

*

  پاسخ:

از ایرانیان، نامبُرده سوار

سخنگوی و اندر خورِ کارزار

 

✅:  چرا که، اشاره به گزینش مجددِ "سوارانی" چند، از  "هزار" گردِ گزینش شده و "نامبرده" شده ی بیتِ پیشین(هزاران دلیرانِ نیزه گزار/ز گُردانِ هشیارِ لشکر، "هزار") و (گزین کردم اندر خورت لشکری) دارد.

متن شماره 1837، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (52): هزاران دلیران یا هزار از دِلیران و لشکر دلاور سوار یا هشیارِ لشکر، هزار


برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (52):
 
5477 - هزاران دلیران خنجر گزار
ز گردان لشکر دلاور سوار - مسکو

۱۴۶ – هزار از دِلیران نیزه گزار
ز گُردانِ هُشیارِ لشکر هزار!  – خالقی

۱۴۳۰ – هزاران دلیرانِ نیزه گزار،
ز گُردانِ هشیارِ لشکر، هزار. – کزازی
*
  پرسش:
هزاران دلیران خنجر گزار/ز گردان لشکر دلاور سوار
یا
هزار از دِلیران نیزه گزار/ز گُردانِ هُشیارِ لشکر هزار
یا
هزاران دلیرانِ نیزه گزار/ز گُردانِ هشیارِ لشکر، هزار
*
  پاسخ:
هزاران دلیرانِ نیزه گزار/ز گُردانِ هشیارِ لشکر، هزار

 
✅:  چرا که، مفهومِ "گزینشِ هزار گُردِ هشیار، از هزاران گُرد"، روا تر ست.    
متن شماره 1836، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (51): که از جان پیران برآریم دود یا که از خان پیران برآریم دود؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (51):

 

5474 - که از جان پیران برآریم دود

بران سان که گرد پی پیل بود


۱۴۳ – که از خان پیران برآریم دود

برینسان که گَردِ پیِ پیل بود – خالقی


۱۴۲۷ – که: از خانِ پیران برآریم دود،

بر این سان که گَردِ پیِ پیل بود. – کزازی

*

  پرسش:

که از جان پیران برآریم دود

یا

که از خان پیران برآریم دود

*

  پاسخ:

که از خان پیران برآریم دود


 

✅:  چرا که از خان و مان و سراپرده دود بر آورند نه از جان.

متن شماره 1835، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی