برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (45):
5448 - برد سوی خوارزم کوس بزرگ
سپاهی بکردار درنده گرگ
۱۱۷ – برد سوی خوارزم و کوس بزرگ
سپاهی بکردار غُرّنده گرگ، – خالقی
۱۴۰۱ – برد سویِ خوارزم و کوسِ بزرگ،
سپاهی به کَردارِ غرّنده گرگ. – کزازی
*
پرسش:
سپاهی بکردار درنده گرگ
یا
سپاهی بکردار غُرّنده گرگ
*
پاسخ:
سپاهی بکردار غُرّنده گرگ
✅: چرا که: غرنده(غرش کنان، خروشان)، غرشِ کوس بزرگ، با غرشِ گرگِ غرنده، هماهنگ تر ست.
متن شماره 1829، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (44):
5446 - سواران شایستهٔ کارزار
ببر تا برآری ز دشمن دمار
۱۱۵ – سُواران شایستهٔ کارزار
ببر تا برآری ز توران دمار – خالقی
۱۳۹۹ – سوارانِ شایستهٔ کارزار،
ببَر تا برآری ز توران دمار. – کزازی
*
پرسش:
ببر تا برآری ز توران دمار
یا
ببر تا برآری ز دشمن دمار
*
پاسخ:
ببر تا برآری ز توران دمار
✅: چرا که: واژه آرایی "ر"، بیت را دلنواز تر می کند.
متن شماره 1819، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (43):
5434 - به بر گستوان و بجوشن چو کوه
شدند انجمن لشکری همگروه
۱۰۳ – به بَر گُستَوان و به جوشن چو کوه
شدند آهنین لشکری همگروه – خالقی
۱۳۸۷ – به بَر گستوان و به جوشن چو کوه،
شده آهنین لشکری همگروه. – کزازی
*
پرسش:
شدند انجمن لشکری همگروه
یا
شدند آهنین لشکری همگروه
*
پاسخ:
شدند آهنین لشکری همگروه
✅: (شدند آهنین لشکری همگروه)، سپاه، بواسطه ی خُود و برگستوان های آهنین و پولادینشان، به کوهی از آهن مانسته بودند.
متن شماره 1827، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (42):
5433 - همه لشکر از گنج و دینار شاه
بسر بر نهادند گوهر کلاه
۱۰۲ – همه لشکر از گنجِ دینارِ شاه
نهاده به سربر ز گوهر کلاه – خالقی
۱۳۸۶ – همه لشکر، از گنج و دینارِ شاه،
نهادند بر سربر ز گوهر کلاه – کزازی
*
پرسش:
بسر بر نهادند گوهر کلاه
یا
نهاده به سربر ز گوهر کلاه
*
پاسخ:
نهاده به سربر ز گوهر کلاه
✅: (نهاده به سربر ز گوهر کلاه)، کلاهی از زر بر سر گذاشت.
متن شماره 1826، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (41):
5432 - در گنجهای کهن باز کرد
سپه را درم دادن آغاز کرد
۱۰۱ – سرِ گنجهای کهن باز کرد
سپه را درم دادن آغاز کرد – خالقی
۱۳۸۵ – درِ گنجهای کهن باز کرد،
سپه را، درم دادن آغاز کرد. – کزازی
*
پرسش:
در گنجهای کهن باز کرد
یا
سرِ گنجهای کهن باز کرد
*
پاسخ:
در گنجهای کهن باز کرد
✅: در شاهنامه برای بازکردن، واژه ی "در" قید می شود. و برای بستن، واژه ی "سر" قید شده: سر گنجهای پدر برگشاد -&- سر گنجهای نیا باز کرد -&- نه هرگز گشاید سر گنج خویش -
متن شماره 1825، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی