برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (35): یکی پیر و باهوش و دیگر جوان یا یکی هوشوَر پیر و دیگر جوان ؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (35):

 

5387 - دو پر مایه بیدار و دو پهلوان

یکی پیر و باهوش و دیگر جوان


۵۷ – دو پُر مایه بیدار دو پهلوان

یکی هوش وَرپیر و دیگر جوان – خالقی


۱۳۴۱ – دو پر مایه، بیدار دو پهلوان،

یکی هوشوَر پیر و دیگر جوان، – کزازی

*

  پرسش:

یکی پیر و باهوش و دیگر جوان

یا

یکی هوشوَر پیر و دیگر جوان


*

  پاسخ:

  یکی پیر و باهوش و دیگر جوان


 

✅:  چرا که، هر چند هوشور(مثل دانشور، پیله ور، سخنور) دری و پهلوی تر ست ولی در شاهنامه هوشور تکرار یا دیده نشده.

متن شماره 1819، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (34): ابر هر دوان کرده باشد ستم یا اَبَر هر دو بر، کرده باشد ستم

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (34):

5386 - کسی کو برد آب و آتش بهم

ابر هر دوان کرده باشد ستم

*

۵۶ – کسی کو برد آب و آتش بهم

ابر هر دو بر کرده باشد ستم – خالقی

*

۱۳۴۰ – کسی کو بَرَد آب و آتش به هم،

اَبَر هر دو بر، کرده باشد ستم: – کزازی

*

  پرسش:

ابر هر دوان کرده باشد ستم

 یا

اَبَر هر دو بر، کرده باشد ستم

*

  پاسخ:

5386 - کسی کو برد آب و آتش بهم

ابر هر دوان کرده باشد ستم

 

 ✅: چرا که، هر دوان به شیوه ی سبکی شاهنامه نزدیک تر ست تا هر دو بر. 

نمونه: پس از هر دوان بود عثمان گزین/خداوند شرم و خداوند دین  - & - سرانجام گفت ایمن از هر دوان/نگردد مرا دل نه روشن روان - & - بخندد همی بلبل از هر دوان/چو بر گل نشیند گشاید زبان 

متن شماره 1818، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (33): ممان رخت و مه تخت سالار نو یا ممان تخت و نه بختِ سالارِ نو.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (33):

5384 - بدو گفت تا شهر ایران برو

ممان رخت و مه تخت سالار نو

*

۵۴ – بدو گفت: تا شهر ایران برو!

ممان بخت و مه تختِ سالارِ نو – خالقی

*

۱۳۳۸ – بدو گفت: تا شهرِ ایران بَرو،

ممان تخت و نه بختِ سالارِ نو. – کزازی

*

  پرسش:

ممان رخت و مه تخت سالار نو

یا

ممان تخت و نه بختِ سالارِ نو. 

*

  پاسخ: 

5384 - بدو گفت تا شهر ایران برو

ممان رخت و مه تخت سالار نو

 

 ✅: چرا که، (رخت و لباس و تخت و تاج، نشان و هویت شاهان ست). برو و او را از نمادهای پادشاهی اش، دور کن. او را برانداز.

متن شماره 1817، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (32): بدو گفت کین لشکر سرفراز یا چُنین گفت کین لشکر رزمساز؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (32):

5381 - بدو گفت کین لشکر سرفراز

سپردم ترا راه خوارزم ساز

*

۵۱ – چُنین گفت کین لشکر رزمساز

سپردم ترا، راه خوارزم ساز! – خالقی

*

۱۳۳۵ – چنین ک: این لشکرِ رزمساز،

سپردم تو را، راهِ خوارزم ساز. – کزازی

*

  پرسش:

5381 - بدو گفت کین لشکر سرفراز

سپردم ترا راه خوارزم ساز

یا

۵۱ – چُنین گفت کین لشکر رزمساز

سپردم ترا، راه خوارزم ساز! – خالقی

*

  پاسخ: 

  چُنین گفت کین لشکر رزم ساز

سپردم ترا، راه خوارزم ساز

 

 ✅: در پیوند با بیت پیشین(به شیده که بودش نبرده پسر) چنین  گفت. شیوا تر ست.

متن شماره 1816، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (31): نویسندهٔ نامه را پیش خواند یا نبیسندهٔ نامه را پیش خواند ؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (31):

 

5369 - نویسندهٔ نامه را پیش خواند

سخنهای بایسته چندی براند

*

۳۹ – نبیسندهٔ نامه را پیش خواند

سَخُن هر چه بایست با او براند – خالقی

*

۱۳۲۳ – نویسندهٔ نامه را پیش خواند،

سخن، هر چه بایست، با او براند – کزازی

*

  پرسش:

5369 - نویسندهٔ نامه را پیش خواند

یا

نبیسندهٔ نامه را پیش خواند

*

  پاسخ:

نویسندهٔ نامه را پیش خواند

 

 ✅: چرا که، نویسنده دری و پهلوی تر ست تا نویسنده.بهمن(وهومن یا وهومنه) برانداز(ورانداز)، و بازپسین(واپسین)، باز پس زدن(واپس زدن)، بادی امر(وادی امر)، بیران و بایر(ویران و بایر)، به منش(وه منش)،...