برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (60):
5501 - ور از تو پدیدار آید گناه
نماند بتو مهر و تخت و کلاه
۱۷۰ – گر از تو پدیدار ناید گناه
بماند به تو مُهر و تخت و کلاه – خالقی
۱۴۵۳ – گر از تو پدیدار آید گناه،
نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه. – کزازی
*
پرسش:
نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه
یا
بماند به تو مُهر و تخت و کلاه
*
پاسخ:
نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه
✅: (ور از تو پدیدار آید گناه/نماند بتو مهر و تخت و کلاه)، روا تر ست. چرا که بنا بر بی گناهی تو ست. ترا بی گناه می دانم. اگر گناهی از تو سر زند، مُهر و منشور و تخت و کلاهی برایت نخواهد ماند. تهدید و تحبیبِ توامان گودرز بر پیران.
متن شماره 1844، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (59):
5499 - اگر راست باشد دلت با زبان
گذشتی ز تیمار و رستی بجان
۱۶۸ – گرت چیره گردد بریشان زبان
گذشتی ز تیمار و رستی به جان – خالقی
۱۴۵۱ – گرت چیره گردد بر ایشان زبان،
گذشتی ز تیمار و رَستی به جان، – کزازی
*
پرسش:
اگر راست باشد دلت با زبان
یا
گرت چیره گردد بر ایشان زبان،
*
پاسخ:
اگر راست باشد دلت با زبان
✅: (عطف به، بیت پیشین،(دروغ است بر تو هم این نامِ مهر، /نبینم، به "دلت" اندر، آرامِ مهر )، بیتِ(اگر راست باشد دلت با زبان)، روا تر و راست تر ست.
متن شماره 1843، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (58):
5493 - گناهی که تا این زمان کرده ای
ز شاهان گیتی که آزرده ای
۱۶۲ – گناهی که تا این زمان کرده یی
ز شاهان کسی را بیازرده یی – خالقی
۱۴۴۵ – گناهی که تا این زمان کرده ای،
ز شاهان کسی را نیازَرده ای – کزازی
*
پرسش:
ز شاهان گیتی که آزرده ای
یا
ز شاهان کسی را نیازَرده ای
*
پاسخ:
ز شاهان گیتی که آزرده ای
✅: ز شاهان گیتی، که آزرده ای؟. رواتر ست. چرا که، "که آزرده ای"؟ به مفهومِ(از شاهان، که را، چه کسی را آزارنده یی؟)، استفهام انکاری، (همانا که، شاهی را نیازرده یی). و (گناهی که تا این زمان کرده یی) هم استفهام انکاری ست. گناهی نکرده یی.
متن شماره 1842، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (57):
5491 - ازان کو بکارسیاوش رد
بیفگند یک روز بنیاد بد
۱۶۰ – بدان کو به گاه سیاوَخشِ رد
نیفگند یک روز بنیادِ بد – خالقی
۱۴۴۳ – بدان کو به گاهِ سیاوخشِ رَد،
نیفگند یک روز بنیادِ بد. – کزازی
*
پرسش:
بیفگند یک روز بنیادِ بد
یا
نیفگند یک روز بنیادِ بد
*
پاسخ:
نیفگند یک روز بنیادِ بد
✅: نیفگند یک روز بنیادِ بد.(بدانجهت، بدانخاطر که پیران یک روز بدی به سیاوش را بنا ننهاد، نیفکند، آوار نکرد)
متن شماره 1841، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (56):
5488 - ز ترکان تو تنها ازان انجمن
شناسی بمهر و وفا خویشتن
۱۵۷ – ز ترکان به تنها تو بر انجمن
ستایی به مهر و وفا خویشتن – خالقی
۱۴۴۰ – ز ترکان، به تنها، تو بر انجمن
ستایی، به مهر و وفا، خویشتن. – کزازی
*
پرسش:
"شناسی" بمهر و وفا خویشتن
یا
ستایی، به مهر و وفا، خویشتن
*
پاسخ:
شناسی بمهر و وفا خویشتن
✅: شناسی، باورداری، می دانی، عطف به بیت پیشین(شناسی تو گفتار و کردارِ خویش،)
متن شماره 1840، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی