برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (60): نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه یا بماند به تو مُهر و تخت و کلاه؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (60):

 

5501 - ور از تو پدیدار آید گناه

نماند بتو مهر و تخت و کلاه

 

۱۷۰ – گر از تو پدیدار ناید گناه

بماند به تو مُهر و تخت و کلاه – خالقی

 

۱۴۵۳ – گر از تو پدیدار آید گناه،

نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه. – کزازی

*

  پرسش:

نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه

یا

بماند به تو مُهر و تخت و کلاه

*

  پاسخ:

نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه


 

✅:      (ور از تو پدیدار آید گناه/نماند بتو مهر و تخت و کلاه)، روا تر ست. چرا که بنا بر بی گناهی تو ست. ترا بی گناه می دانم. اگر گناهی از تو سر زند، مُهر و منشور و تخت و کلاهی برایت نخواهد ماند. تهدید و تحبیبِ توامان گودرز بر پیران.

متن شماره 1844، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (59): اگر راست باشد دلت با زبان یا گرت چیره گردد بر ایشان زبان،؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (59):

5499 - اگر راست باشد دلت با زبان

گذشتی ز تیمار و رستی بجان

 

۱۶۸ – گرت چیره گردد بریشان زبان

گذشتی ز تیمار و رستی به جان – خالقی


۱۴۵۱ – گرت چیره گردد بر ایشان زبان،

گذشتی ز تیمار و رَستی به جان، – کزازی

*

  پرسش:

اگر راست باشد دلت با زبان

یا

گرت چیره گردد بر ایشان زبان،

*

  پاسخ:

اگر راست باشد دلت با زبان


 

✅:   (عطف به، بیت پیشین،(دروغ است بر تو هم این نامِ مهر، /نبینم، به "دلت" اندر، آرامِ مهر )، بیتِ(اگر راست باشد دلت با زبان)، روا تر و راست تر ست.

متن شماره 1843، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (58): ز شاهان گیتی که آزرده ای یا ز شاهان کسی را نیازَرده ای ؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (58):

 

5493 - گناهی که تا این زمان کرده ای

ز شاهان گیتی که آزرده ای

 

۱۶۲ – گناهی که تا این زمان کرده یی

ز شاهان کسی را بیازرده یی – خالقی

 

۱۴۴۵ – گناهی که تا این زمان کرده ای،

ز شاهان کسی را نیازَرده ای – کزازی

*

  پرسش:

ز شاهان گیتی که آزرده ای

یا

ز شاهان کسی را نیازَرده ای

*

  پاسخ:

ز شاهان گیتی که آزرده ای


 

✅:  ز شاهان گیتی، که آزرده ای؟. رواتر ست.  چرا که، "که آزرده ای"؟ به مفهومِ(از شاهان، که را، چه کسی را آزارنده یی؟)، استفهام انکاری، (همانا که، شاهی را نیازرده یی). و (گناهی که تا این زمان کرده یی) هم استفهام انکاری ست. گناهی نکرده یی.

متن شماره 1842، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (57): بیفگند یک روز بنیادِ بد یا نیفگند یک روز بنیادِ بد؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (57):

 

5491 - ازان کو بکارسیاوش رد

بیفگند یک روز بنیاد بد

 

۱۶۰ – بدان کو به گاه سیاوَخشِ رد

نیفگند یک روز بنیادِ بد – خالقی


۱۴۴۳ – بدان کو به گاهِ سیاوخشِ رَد،

نیفگند یک روز بنیادِ بد. – کزازی

*

  پرسش:

بیفگند یک روز بنیادِ بد

یا

نیفگند یک روز بنیادِ بد

*

  پاسخ:

نیفگند یک روز بنیادِ بد


 

✅:  نیفگند یک روز بنیادِ بد.(بدانجهت، بدانخاطر که پیران یک روز بدی به سیاوش را بنا ننهاد، نیفکند، آوار نکرد)

متن شماره 1841، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (56): "شناسی" بمهر و وفا خویشتن یا ستایی، به مهر و وفا، خویشتن

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (56):

 

5488 - ز ترکان تو تنها ازان انجمن

شناسی بمهر و وفا خویشتن

 

۱۵۷ – ز ترکان به تنها تو بر انجمن

ستایی به مهر و وفا خویشتن – خالقی


۱۴۴۰ – ز ترکان، به تنها، تو بر انجمن

ستایی، به مهر و وفا، خویشتن. – کزازی

*

  پرسش:

"شناسی" بمهر و وفا خویشتن

یا

ستایی، به مهر و وفا، خویشتن

*

  پاسخ:

شناسی بمهر و وفا خویشتن


 

✅: شناسی، باورداری، می دانی، عطف به بیت پیشین(شناسی تو گفتار و کردارِ خویش،) 

متن شماره 1840، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی