برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (75): آهن بسر بر نهاده کلاه یا به سر بر نهادند از آهن کلاه؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (75):

 

5649 - بکردار کوه از دو رویه سپاه

ز آهن بسر بر نهاده کلاه

 

۲۷۳ – بکردار کوه از دو رویه سپاه

به سر بر نهادند از آهن کلاه – خالقی


۱۵۵۳ – به کَردارِ کوه، از دو رویه سپاه

به سر بر نهاده از آهن کلاه. – کزازی

*

پرسش: 

ز آهن بسر بر نهاده کلاه

یا

به سر بر نهادند از آهن کلاه

یا

به سر بر نهاده از آهن کلاه

*

  پاسخ:

ز آهن بسر بر نهاده کلاه


 

✅: (ز آهن بسر بر نهاده کلاه) روا تر ست. در بیت پیشین گودرز، (ز کوه اندر آمد به هامون گذشت)از پیش تر ،آماده و مهیای رزم هستند.  

متن شماره 1859، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (74): از نامدارگوان یا نامداران، گَوان؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (74):

 

5618 - یکی آنکه از نامدارگوان

گروگان همی خواهی این کی توان

 

۲۴۱ – یکی آنک از نامداران گوان

سپردن به دست تو این کی توان؟ – خالقی

 

۱۵۲۲ – یکی آنکه از نامداران، گَوان

گروگان همی خواهی، این کی توان، – کزازی

*

پرسش: 

از نامدارگوان

یا

نامداران، گَوان

*

  پاسخ:

یکی آنکه از نامدارگوان

 

✅: عطف به بیت پیشین(بگویش که از "من" تو چیزی مجوی)، از "من"، نامدارِ گوان، گروگان می خواهی؟فرزانگان این را بر نمی تابند(که فرزانگان آن نبینند روی) که گروگان تو شوند.

متن شماره 1858، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (73): صد و ده هزارش ز لشکر سُوار یا ده و دو هزارش ز لشکر سوار؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (73):


5595 - ده و دو هزارش ز لشکر سوار

فراز آمد اندر خور کارزار


۲۱۸ – صد و ده هزارش ز لشکر سُوار

فراز آمد اندر خور کارزار – خالقی


۱۴۹۹ – ده و دو هزارش ز لشکر سوار

فراز آمد اندر خور کارزار – کزازی

*

پرسش: 

صد و ده هزارش ز لشکر سُوار

یا

ده و دو هزارش ز لشکر سوار

*

  پاسخ:

ده و دو هزارش ز لشکر سوار

 

✅: ده و دو هزار، صد و ده، هزار و صد و ده، چندین و چند بارِ دیگر به مفهوم، زیاد، پر شمار، بی مر شمار، آمده ولی "صد و ده هزار" نیامده. سپاهی با سواره نطامِ "صد و ده هزار نفره"، از بیت های اغراق آمیز فردوسی هم به دَر ست 

متن شماره 1857، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (72): سپهدار پیران مر او را بدید یا سپهدار ایران سپه را بدید،؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (72):

 

5592 - فرستاده چون سوی پیران رسید

سپدار ایران سپه را بدید

 

۲۱۴ – فرستاده چون سوی پیران رسید

سپهدار ایران سپه را بدید، – خالقی


۱۴۹۵ – فرستاده چون سویِ پیران رسید،

سپهدار پیران مر او را بدید – کزازی

*

پرسش: 

سپهدار پیران مر او را بدید

یا

سپهدار ایران سپه را بدید،

*

  پاسخ:

سپهدار پیران، مر او را بدید


 

✅: سپهدار پیران "مر" او را بدید، روا تر ست. با شیوه سبکی فردوسی، همخوان تر ست. "مر" او را بدید، او را به "شمار" آورد، او را شمرد. به دیده آورد، پذیرفت، بار داد. 

متن شماره 1856، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (71): دِرود یا دُرود

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (71):

 

5586 - پشیمانی آنگه نداردت سود

که تیغ زمانه سرت را درود


۲۰۸ – پشیمانی آنگه ندارَدت سود

که تیغِ زمانه سرت را درود – خالقی


۱۴۸۹ – پشیمانی آنگه نداردت سود،

که تیغ زمانه سرت را دُرود – کزازی

*

پرسش:

دِرود

یا

دُرود

*

  پاسخ:

پشیمانی آنگه نداردت سود

که تیغ زمانه سرت را درود

 

✅: که تیغ زمانه سرت را "دِرود"، دِرَوَد، دِرو خواهد کرد. 

متن شماره 1855، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی