-
داد، دلمشغولی و انگیزه ی آغازین ِ شاهان در شاهنامه ی فردوسی – (بخش ۱)
یکشنبه 31 فروردین 1399 16:05
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** داد، دلمشغولی و انگیزه ی آغازین ِ شاهان در شاهنامه ی فردوسی – (بخش ۱) *** داد، از ارکان ِ عهد و پیمان شاه با مردم بوده ست و همیشه، داد دلمشغولی و انگیزه ی آغازین ِ شاهان بوده و نیکنامی یا بد نامی شاهان نیز با میزان داد یا بیدادشان رقم می خورده ست. *** هوشنگ، جهاندار هوشنگ با رای و...
-
اورمزد نرسی تاج شاهی شاپورنوزاد را به امانت به اردشیر نکو کار می سپارد
یکشنبه 31 فروردین 1399 14:42
و.ک(155) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اورمزد نرسی تاج شاهی شاپورنوزاد را به امانت به اردشیر نکو کار می سپارد. *** ز شاپور زانگونه شد روزگار / که در باغ با گل ندیدند خار - ز داد و ز رای و ز آهنگ اوی / ز بس کوشش و جنگ و نیرنگ اوی - جوانی که کهتر برادرش بود / به داد و خرد بر سر افسرش بود - ورا نام بود اردشیر جوان...
-
کسری انوشیروان در نامه یی به پسرش(هرمز) از ملزومات سرحد داری می گوید
یکشنبه 31 فروردین 1399 13:52
و.ک(156) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** کسری انوشیروان در نامه یی به پسرش(هرمز) از ملزومات سرحد داری می گوید: نهادیم برسر تو را تاج زر/چنان هم که ما یافتیم از پدر- همان آفرین نیز کردیم یاد/که برتاج ما کرد فرخ قباد- تو بیدارباش و جهاندار باش / خردمند و راد و بی آزار باش - به دانش فزای و به یزدان گرای/که اویست جان...
-
نقش ِ نور(خورشید) در شاهنامه - بخش ۴ - فردوسی از خداوند خورشید و ماه می گوید
شنبه 30 فروردین 1399 02:17
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نقش ِ نور(خورشید) در شاهنامه - بخش ۴ - فردوسی از خداوند خورشید و ماه می گوید *** فردوسی از خداوند خورشید و ماه می گوید. *** بنام خداوند خورشید و ماه / که دل را بنامش خرد داد راه - و به نام خداوند خورشید و ماه / که او داد بر آفرین دستگاه - و خداوند گردنده خورشید و ماه / روان را به...
-
نقش ِ نور(خورشید) در شاهنامه - بخش ۳ - سوگند به خورشید و ماه در شاهنامه
جمعه 29 فروردین 1399 15:53
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نقش ِ نور(خورشید) در شاهنامه - بخش ۳ - سوگند به خورشید و ماه در شاهنامه * * * سوگند به خورشید و ماه در شاهنامه *** زمانی سر وپایم اندر کمند / به دیگر زمان زیر سوگند و بند- به جان و سر شاه و خورشید وماه / به دادار هرمزد و تخت و کلاه- مرا داد زینگونه سوگند سخت / بخوردم چو دیدم که...
-
نقش ِ نور(خورشید) در شاهنامه - بخش ۲ - نیایش خورشید در شاهنامه
جمعه 29 فروردین 1399 15:49
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نقش ِ نور(خورشید) در شاهنامه - بخش ۲ - نیایش خورشید در شاهنامه *** نیایش خورشید در شاهنامه *** خداوند ِ خورشید، در شاهنامه جایگاه ویژه یی دارد.شاهان، پهلوانان و مردم در برهه های حساس به نیایش خداوند خورشید می پردازند و از او یاوری می طلبند و او را پاس می دارند : نیایش همی کرد خورشید...
-
نقش ِ نور(خورشید) در شاهنامه - بخش ۱ - فردوسی خورشید را بخشنده میداند
جمعه 29 فروردین 1399 15:47
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نقش ِ نور(خورشید) در شاهنامه - بخش ۱ - فردوسی خورشید را بخشنده میداند *** فردوسی خورشید را بخشنده میداند. *** بخشندگی خورشید، بخشی از باور حکیم طوس ست. در شاهنامه، فراوان از بخشندگی خورشید سخن رفته ست. حکیم بزرگوار طوس، بخشندگی مردمان را و شاهان را با بخشندگی خورشید رخ می نمایاند: به...
-
شور و شتاب ِ جوانی هومان - درنگ و درایت پیران
جمعه 22 فروردین 1399 10:36
و.ک(157) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شور و شتاب ِ جوانی هومان - درنگ و درایت پیران *** شور و شتاب جوانی، خود انگیختهگی آنی هومان رویاروی درنگ و درایت پیری، تاخیر و تامل در تصمیم آنی پیران، استراتژیست جنگی سپاه افراسیاب. *** رگ ِ جنبان ِ غیرت ِ هومان، زخمه بر تار ِ روح و روان پیران ویسه می زند: و زان لشکر ترک،...
-
رستم نزد ِ کیخسرو، از پیشینه ی سختی های راه طی شده ی زندگی اش می گوید
پنجشنبه 21 فروردین 1399 01:19
و.ک(158) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** رستم نزد ِ کیخسرو، از پیشینه ی سختی های راه طی شده ی زندگی اش می گوید. *** سپاه ایران به سپهسالاری طوس ِ نوذر، در پی هجوم سنگین و کارساز سپاه پیران، به کوه هماون عقب نشسته اند و چشم امید به رسیدن تهمتن و گره گشایی از کار ِ زار سپاه خسته و از هم گسیخته ی طوس دارند. کیخسرو،...
-
نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و بهرام گور - ۷
پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:46
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی ** نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و بهرام گور - ۷ *** بهرام گور و اژدها *** شنگل، شاه هند، به بهرام بد گمان ست و از او احساس خطر میکند. به همین خاطر به برداشتن بهرام از سر راه خود می اندیشد: چنین گفت شنگل به یاران خویش/بدان تیزهش رازداران خویش- که من زین فرستاده ی شیرمرد/گهی...
-
نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و بهرام گور – ۶
پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:43
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و بهرام گور – ۶ *** بهرام گور و اژدها: سه دیگر چو بفروخت خورشید تاج/زمین زرد شد کوه و دریا چو عاج- به نخچیر شد شهریار دلیر/یکی اژدها دید چون نره شیر- به بالای او موی زیر سرش/دو پستان بسان زنان از برش- کمان را به زه کرد و تیر خدنگ/بزد بر بر...
-
نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و اسکندر - ۵
پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:38
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و اسکندر - ۵ *** اسکندر و اژدها: یکی اژدهایست زان روی کوه/که مرغ آید از رنج زهرش ستوه - چو گاه خورش درگذشت اژدها/بیامد چو آتش بران تند جا- سکندر بفرمود تا لشکرش/یکی تیرباران کنند ازبرش- بزد یک دم آن اژدهای پلید/تنی چند ازیشان به دم درکشید-...
-
نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و اسفندیار - ۴
پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:35
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و اسفندیار - ۴ *** اسفندیار و اژدها در خوان سوم: بفرمود تا درگران آورند/سزاوار چوب گران آورند- یکی نغز گردون چوبین بساخت/به گرد اندرش تیغها در نشاخت- به سر بر یکی گرد صندوق نغز/بیاراست آن درگر پاک مغز- به صندوق در مرد دیهیم جوی/دو اسپ گرانمایه...
-
نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و گشتاسب - ۳
پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:32
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و گشتاسب - ۳ * گشتاسب و اژدها: چو هیشوی کوه سقیلا بدید/به انگشت بنمود و خود را کشید- خود و اهرن از جای گشتند باز/چو خورشید برزد سنان از فراز- جهانجوی بر پیش آن کوه بود/که آرام آن مار نستوه بود- چو آن اژدها برز او را بدید /به دم سوی خویشش همی...
-
نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و رستم - ۲
پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:30
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و رستم - ۲ *** رستم ِ دستان و اژدها در خوان سوم از هفت خوان *** چو بیدار شد رستم از خواب خوش/برآشفت با باره ی دستکش- چنان ساخت روشن جهانآفرین/که پنهان نکرد اژدها را زمین- برآن تیرگی رستم او را بدید/سبک تیغ تیز از میان برکشید- بغرید برسان ابر...
-
نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و سام - ۱
پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:27
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رازگونه ی اژدها در شاهنامه - اژدها و سام - ۱ *** سام نریمان و اژدها *** سام ِ نیرم، سام ِ یک زخم، از نبردش با اژدها می گوید: ز من گر نبودی به گیتی نشان/برآورده گردن ز گردن کشان- چنان اژدها کو ز رود کَشَف/برون آمد و کرد گیتی چو کف- زمین شهر تا شهر پهنای او/همان کوه تا کوه بالای...
-
بیتهای لطیف، تغزلی و مخملین شاهنامه ۱۵
جمعه 15 فروردین 1399 18:43
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** بیتهای لطیف، تغزلی و مخملین شاهنامه ۱۵ *** شاهنامه ی حکیمِ طوس، « همه خنجر و تیر و گرز وکمان / نباشد سراسر همه بی گمان » - ( بخش پانزدهم ) *** شاهنامه، تنها ویترین ِ گیر و دار و کُشت و کُشتار، که به نوعی از ملزومات کشور گشایی و سرحد داری حکومتگرانست، نیست. رنگین کمانی از بیتهای لطیف،...
-
نخواستن پیروزی جز به داد، درقاموس و باورِ پهلوانی یلانِ شاهنامه - بخش 8 - سیاوش
چهارشنبه 13 فروردین 1399 17:55
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نخواستن پیروزی جز به داد، درقاموس و باورِ پهلوانی یلانِ شاهنامه بخش 8 - سیاوش *** سیاوش، هنگام رفتن به درون آتش ِ فتنه ی هوا و هوس سودابه، از دادگر، بر بنیاد و باور به پاکی و بیگناهی خود، رهایی از آتش را به داد خواستار ست نه به بیداد: سیاوش بیامد به پیش پدر/یکی خود زرین نهاده به سر-...
-
شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های قیصر روم - بخش ۶
چهارشنبه 13 فروردین 1399 11:22
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های قیصر روم - بخش ۶ *** دادگری و آبادگری، دو مَحَک برای سنجش و ارزش گذاری ِ منش و روش شاهان. *** شارسان، شهرسان، شارستان، شهرستان *** شارسان های قیصر روم: اوریغ *** شارسان اوریغ، جایی که اسقف های رومی، به نوشیروان پناه دادند....
-
شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های ساخته شده ی قیدافه و کید هندی - بخش ۵
چهارشنبه 13 فروردین 1399 11:16
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های ساخته شده ی قیدافه و کید هندی - بخش ۵ *** دادگری و آبادگری، دو مَحَک برای سنجش و ارزش گذاری ِ منش و روش شاهان. *** شارسان، شهرسان، شارستان، شهرستان *** شارسان قیدافه*: یکی شارستان کرده دارد ز سنگ/که نبساید آن هم ز چنگ پلنگ-...
-
شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های اردشیر بابکان - بخش ۴
چهارشنبه 13 فروردین 1399 11:04
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های اردشیر بابکان - بخش ۴ *** دادگری و آبادگری، دو مَحَک برای سنجش و ارزش گذاری ِ منش و روش شاهان. *** شارسان، شهرسان، شارستان، شهرستان *** شارسان های اردشیر بابکان: خوره ی اردشیر، گند شاپور، میسان، برکه ی اردشیر، رام اردشیر،...
-
شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های قباد ساسانی - بخش ۳
چهارشنبه 13 فروردین 1399 10:56
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های قباد ساسانی - بخش ۳ *** دادگری و آبادگری، دو مَحَک برای سنجش و ارزش گذاری ِ منش و روش شاهان. *** شارسان، شهرسان، شارستان، شهرستان *** شارسان های قباد ساسانی: شارسان اران یا حلوان، شارسان فارقین، شارسان مندیا در روم: از اهواز تا...
-
شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های شاپور ساسانی - بخش ۲
چهارشنبه 13 فروردین 1399 10:48
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** دادگری و آبادگری، دو مَحَک برای سنجش و ارزش گذاری ِ منش و روش شاهان. *** شارسان، شهرسان، شارستان، شهرستان *** شارسان های شاپور ساسانی: شارسان حلوان، خرم آباد، کنام اسیران، پیروز شاپور، شاپور گرد، شارسان سیستان، شارسان کهن دژ، شارسان پارس: ز بهر اسیران یکی شهر کرد/جهان را ازان بوم...
-
شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های انوشیروان - بخش ۱
چهارشنبه 13 فروردین 1399 10:41
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شارسان ها یکی از نشانه های آباد گری شاهان - شارسان های انوشیروان - بخش ۱ *** دادگری و آبادگری، دو مَحَک برای سنجش و ارزش گذاری ِ منش و روش شاهان. *** شارسان، شهرسان، شارستان، شهرستان *** شارسان های انوشیروان، سورستان و شوراب، شهری که نوشیروان بنا کرد: برین گونه از شهر، بر...
-
ترور یا "حذف فیزیکی" در شاهنامه - 1 - شباهت اقدام همسر ناصر الدین شاه در قتل امیرکبیر با اقدام خاتون ِ خاقان در قتل بهرام چوبینه
شنبه 17 اسفند 1398 00:39
و.ک(159,1) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ترور یا "حذف فیزیکی" در شاهنامه - 1 - شباهت ِ فرایند و چگونگی دسیسه ی مرگ بهرام چوبینه با توطئه ی مهد علیا مادر ناصر الدین شاه* در قتل امیرکبیر *** شباهت اقدام ِ خاتون، همسر خاقان(مادر زن بهرام چوبینه) در سوء استفاده از مُهر ِ خاقان( مقاتوره )، در قتل بهرام...
-
نگرش طبقاتی شاهان، در شاهنامه - بخش ۴ - اردوان گستاخی اردشیر و نشناختن ِ حدود پایگاهش را بر نمی تابد.
جمعه 16 اسفند 1398 02:01
و.ک(160,4) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نگرش طبقاتی شاهان، در شاهنامه - بخش ۴ - اردوان گستاخی اردشیر و نشناختن ِ حدود پایگاهش را بر نمی تابد. *** اردوان* گستاخی اردشیر* و نشناختن ِ حدود پایگاهش را بر نمی تابد: چنان بد که روزی به نخچیرگاه/پراگنده شد لشکر و پور شاه- همی راند با اردوان اردشیر/جوانمرد را شاه بد...
-
ترور یا "حذف فیزیکی" در شاهنامه- 2 - ترور ِ اردشیر شیرویه، بدست پیروز ِ خسرو
پنجشنبه 15 اسفند 1398 23:49
و.ک(159,2) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ترور یا "حذف فیزیکی" در شاهنامه- 2 - ترور ِ اردشیر شیرویه، بدست پیروز ِ خسرو *** گراز(شهران گراز)، کمر همت به قتل اردشیر شیرویه می بندد و پیروز ِ خسرو را برین کار می گمارد: پس آگاهی به نزد گراز*/که زو بود خسرو به گرم و گداز- بیایم کنون با سپاهی گران/ز روم و ز...
-
(72) - اصطلاح ِ "کار امروز رو به فردا نینداز" در شاهنامه ی فردوسی
شنبه 10 اسفند 1398 16:53
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** (72) - مترادف ِ اصطلاح کار امروز رو به فردا نینداز در شاهنامه ی فردوسی: گلستان که امروز باشد به بار / تو فردا چنی ، گل نیاید به کار - از امروز کاری به فردا ممان / که داند که فردا چه گردد زمان - و به فردا ممان کار امروز را/بر تخت منشان...
-
(71) - اصطلاح ِ "حال رو دریاب" در شاهنامه ی فردوسی
شنبه 10 اسفند 1398 16:51
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** (71) - مترادف ِ اصطلاح حال رو دریاب در شاهنامه ی فردوسی: گلستان که امروز باشد به بار / تو فردا چنی گل، نیاید به کار - بهادر امیرعضدی
-
(70) - اصطلاح ِ "شکم گرسنه، دین و ایمون نداره" در شاهنامه ی فردوسی
شنبه 10 اسفند 1398 16:45
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** (70) - مترادف ِ اصطلاح ِ "شکم گرسنه، دین و ایمون نداره"، در شاهنامه ی فردوسی: چو بدخو شود مرد درویش خوار/همی بیند آن از بد روزگار- همه ساله بیکار و نالان ز بخت/نه رای و نه دانش نه زیبای تخت- وگر بازگیرند ازو خواسته/شود جان و...