-
تخت های شاهنامه بخش (2) - تخت های میش سار، لاژورد، پیروزه و فرش بزرگ
پنجشنبه 24 بهمن 1398 22:51
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** تخت های میش سار، تخت لاژورد، تخت پیروزه و فرش بزرگ در شاهنامه ی فردوسی: همه نقره ی خام بد میخ بش/یکی صد به مثقال با شست و شش- چو اندر بره*۱ خور نهادی چراغ/پسش دشت بودی و در پیش باغ- چو خورشید در شیر*۲ گشتی درشت/مرآن تخت را سوی او بود پشت- چو هنگامه ی تیر*۳ ماه آمدی/گه میوه و جشنگاه...
-
تخت های شاهنامه بخش (1) - تخت طاقدیس
پنجشنبه 24 بهمن 1398 22:44
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** تخت طاقدیس *** تخت ِ طاقدیس را نخست ضحاک تازی بنیاد می نهد: کنون داستان گوی در داستان/ازان یک دل و یک زبان راستان- ز تختی که خوانی ورا طاقدیس/که بنهاد پرویز در اسپریس*۱- سرمایه ی آن ز ضحاک بود/که ناپارسا بود و ناپاک بود- فریدون پس از چیرگی بر ضحاک تازی به دست جهن برزین، کوه نشینی...
-
نقش مداوای بیماری زریر در باورمندی گشتاسب و زریر به دین بهی.
سهشنبه 15 بهمن 1398 02:20
و.ک(163) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش مداوای بیماری زریر در باورمندی گشتاسب و زریر به دین بهی. *** زرتشت از "پیام آور بودن" خود و "ز ناچیز، چیز آفریدن ِ جهانآفرین" میگوید و پیشنهاد پذیرفتن دین بهی به گشتاسب می دهد: به شاه کیان گفت پیغمبرم/ سوی تو خرد رهنمون آورم - جهان آفرین گفت بپذیر...
-
اغراق یا بزرگنمایی در شاهنامه ی فردوسی - بخش اول
دوشنبه 14 بهمن 1398 22:17
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اغراق یا بزرگنمایی در شاهنامه ی فردوسی - بخش اول *** اغراق و بزرگنمایی، شگردی هنرمندانه که ردّ و نشان آن را در بسیاری از هنرها از جمله کاریکاتور، مینیاتور، سینما، تاتر، شعر(بویژه غزل)، داستان و ... می توان دید. اغراق، جلوه یی ست از هنر که برای ملموس و مشهود کردن یک واقعیت، آن را پر...
-
(69) - اصطلاح ِ "اونجا خوشه، که دل خوشه" در شاهنامه ی فردوسی
دوشنبه 14 بهمن 1398 13:25
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** (69) - مترادف ِ اصطلاح اونجا خوشه، که دل خوشه در شاهنامه ی فردوسی: هرانجا که خوشتر، ولایت تُرا ست/سپهداری و باژ و ملکت، تُرا ست- به جایی که باشد همیشه بهار/نسیم بهار آید از جویبار- گهر هست و دینار و گنج درم/چو باشد درم دل نباشد به غم-...
-
نام و نشان بزرگان، از اسرار مگو - بخش هفدهم - بهرام گور
دوشنبه 14 بهمن 1398 13:00
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نام و نشان بزرگان، از اسرار مگو - بخش هفدهم - بهرام گور *** بنا بر عادت و ایجاب، رسمِ نا نوشته ایی، بین یلان و سران برجسته ی سپاه مرسوم بوده ست که نامشان مخفی بماند. یا با نشانی و "آدرس" غلط، حریف را گمراه میکرده اند. و بیش از همه، نام رستم بنا به حفظ " امنیّتِ...
-
تدبیر بهرام گور در تحمیل ِ باج و خراج گزاردن هند به ایران.
دوشنبه 14 بهمن 1398 12:31
و.ک(164) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** تدبیر بهرام گور در تحمیل ِ باج و خراج گزاردن هند به ایران. *** بهرام گور بدون لشکر کشی به هند شنگل*۱، شاه هندوستان را باج و خراج گزار خود می سازد و دخترش سپینود را به همسری بر می گزیند. *** وزیر بهرام گور، او را به ستاندن باژ از شنگل هندی بر می انگیزاند: وزیر خردمند بر پای...
-
مهر پرستی (خورشید) آئین غالب، پیش از بر آمدن زرتشت و دین بهی.
دوشنبه 7 بهمن 1398 03:49
و.ک(165) برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** مهر پرستی (خورشید) آئین غالب، پیش از بر آمدن زرتشت و دین بهی. *** آئین گشتاسب، لهراسب و پیشینیان آنها، تا عهد ِ جمشید، پیش از برآمدن زرتشت، آئین مهر پرستی (خورشید) بوده ست: چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت/فرود آمد از تخت و بربست رخت- به بلخ گزین شد بران نوبهار/که یزدان پرستان...
-
(68) - اصطلاح ِ "دل بد مکن، یا بد به دل راه نده" در شاهنامه ی فردوسی
دوشنبه 7 بهمن 1398 02:56
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** (68) - اصطلاح ِ "دل بد مکن، یا بد به دل راه نده" در شاهنامه ی فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** اصطلاح ِ دل بد مکن، یا بد به دل راه مده *** در فرازی از نبرد هماون، انبوهی سپاه خاقان چین به سرکردگی...
-
(67) - اصطلاح ِ هر کسی را بهر ِ کاری ساختند، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 12 دی 1398 13:24
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (67) - اصطلاح ِ هر کسی را بهر ِ کاری ساختند، در شاهنامه ی فردوسی *** اصطلاح ِ هر کسی را بهر ِ کاری ساختند *** لهراسب را سر ِ دل کندن از تخت و تاج نیست. گشتاسب، شاهی را به التماس و استغاثه نمی خواهد. عطای ِ تاج لهراسب را به لقایش می بخشد. دل به دریا می زند و راهی هند و بعد تر، روم...
-
(66) - اصطلاح ِ سر به باد دادن در شاهنامه ی فردوسی
چهارشنبه 11 دی 1398 22:08
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** (66) - اصطلاح ِ سر به باد دادن در شاهنامه ی فردوسی: پدر چون ز گشتاسپ آگاه شد/بپیچید و شادیش کوتاه شد- زریر و همه بخردان را بخواند/ز گشتاسپ چندی سخنها براند- بدیشان چنین گفت کاین شیر مرد/سر تاجدار اندر آرد به گرد- بهادر امیرعضدی
-
نقش اثر گذار سران و سپهسالاران در دربار شاهان.
چهارشنبه 11 دی 1398 21:59
و.ک(166) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش اثر گذار سران و سپهسالاران در دربار شاهان. *** گشتاسب برای کسب مقام به هند میرود لهراسب زریر را پی گشتاسب برای باز گرداندنش می فرستد: زریر سپهبد به پیش سپاه/چو باد دمان اندر آمد ز راه- چو گشتاسپ را دید گریان برفت/پیاده بدو روی بنهاد تفت- جهانآفرین را ستایش گرفت/به پیش...
-
شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی-۷ - فرایین ِ نا لایق، شاهی که شایستگی شاهی ندارد
یکشنبه 8 دی 1398 22:51
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی-۷ - فرایین ِ نا لایق، شاهی که شایستگی شاهی ندارد *** فرایین ِ نا لایق ، شاهی که شایستگی شاهی ندارد. *** فرایین*۱ چو تاج کیان بر نهاد/همی گفت چیزی که آمدش یاد- همی گفت شاهی کنم یک زمان/نشینم برین تخت بر، شادمان- به از بندگی توختن شست سال/برآورده رنج...
-
شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی-۶ - گوهر (نژاد)، مبنای لیاقت و شایستگی از دیدگاه گردیه
یکشنبه 8 دی 1398 21:22
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی-۶ - گوهر (نژاد)، مبنای لیاقت و شایستگی از دیدگاه گردیه *** گزینه ی گوهر (نژاد)، مبنای لیاقت و شایستگی برای گزینش شاهی از دیدگاه گردیه *** بهرام از سران، در باب پس زدن قباد از تخت شاهی مشاوره میخواهد: چه بینی چه گویی بدین کار ما/بود گاه شاهی سزاوار...
-
شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی- ۵ - اردشیر و گزینش سربازان
یکشنبه 8 دی 1398 21:13
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی- ۵ - اردشیر و گزینش سربازان *** در باور اردشیر، میزان گزینش افراد بر بنیاد لیاقت و شایستگی استوار ست. *** اردشیر برای افزایش ِ شمار ِ سپاهش، در فراخوانی کسانی را که پسر دارند، فرا می خواند: کنون از خردمندی اردشیر/سخن بشنو و یک به یک یادگیر- بکوشید...
-
ردّ و رگه ی نذری دادن در شاهنامه
یکشنبه 8 دی 1398 09:39
و.ک(167) برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردّ و رگه ی نذری دادن در شاهنامه *** فرانک*۱ و بخشش و دست گیری نیازمندان، مترادف (نذری ِ دادن) امروزی، برای چیرگی فریدون بر ضحاک: وزان پس کسی را که بودش نیاز/همی داشت روز بد خویش راز- نهانش نوا کرد و کس را نگفت/ همان راز او داشت اندر نهفت- یکی هفته زین گونه بخشید چیز/چنان شد...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۶ - سروش و خسرو پرویز
سهشنبه 3 دی 1398 12:29
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۶ - سروش و خسرو پرویز *** خسرو پرویز در جنگ با بهرام چوبینه، در حال فرار به کوه می زند. سروش از غیب به یاریش می شتابد: چوشد زان نشان کار برشاه تنگ/پس پشت شمشیر و در پیش سنگ- به یزدان چنین گفت کای کردگار/توی برتر از گردش روزگار- بدین جای بیچارگی دست...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۵ - سروش و هوم عابد
سهشنبه 3 دی 1398 12:27
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۵ - سروش و هوم عابد *** هوم ِ عابد، از به خواب دیدن سروش و غار افراسیاب میگوید: پرستنده بودم بدین کوهسار/که بگذشت برگنگ دژ شهریار- همی خواستم تا جهانآفرین/بدو دارد آباد روی زمین- چو باز آمد او شاد و خندان شدم/نیایش کنان پیش یزدان شدم- سروش خجسته شبی...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۴ - سروش و کیخسرو - بخش ۲
سهشنبه 3 دی 1398 12:26
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۴ - سروش و کیخسرو - بخش ۲ *** سروش، به خواب کیخسرو می آید: بخفت او و روشن روانش نخفت/که اندر جهان با خرد بود جفت- چنان دید در خواب کو را بگوش/نهفته بگفتی خجسته سروش- که ای شاه نیک اختر و نیک بخت/بسودی بسی یاره و تاج و تخت- اگر زین جهان تیز بشتافتی/کنون...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۳ - سروش و کیخسرو - بخش ۱
سهشنبه 3 دی 1398 12:24
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۳ - سروش و کیخسرو - بخش ۱ *** سروش، به خواب گودرز می آید و نوید گشایش ِ تنگنای گردنکشی های افراسیاب با آوردن کیخسرو از سیاووشگرد را می دهد: چنان دید گودرز یک شب به خواب/که ابری برآمد ز ایران پرآب- بران ابر باران خجسته سروش/به گودرز گفتی که بگشای گوش-...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۲ - سروش و فریدون
سهشنبه 3 دی 1398 12:22
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۲ - سروش و فریدون *** ضحاک، شکست خورده و پریشان به ایوان کاخش میرسد: به چنگ اندرون شست یازی کمند/برآمد بر بام کاخ بلند- بدید آن سیه نرگس شهرناز/پر از جادویی با فریدون به راز- دو رخساره روز و دو زلفش چو شب/گشاده به نفرین ضحاک لب- به مغز اندرش آتش رشک...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۱ – سروش و کیومرث
سهشنبه 3 دی 1398 12:18
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۱ – سروش و کیومرث *** سروش در کار امید و تحرک بخشیدن به کیومرث در مرگ سیامک: سیامک به دست خروزان دیو/تبه گشت و ماند انجمن بی خدیو - کیومرث زین خود کی آگاه بود/که تخت مهی را جز او شاه بود- یکایک بیامد خجسته سروش/بسان پری پلنگینه پوش- سروش، پس از کشته...
-
خرد، شرم، فرّ، نژاد، رادی و داد ، معیار و مبنای شاه شدن در شاهنامه
پنجشنبه 28 آذر 1398 09:40
و.ک(168) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** خرد، شرم، فرّ، نژاد، رادی و داد ، معیار و مبنای شاه شدن در شاهنامه *** سنگ محک شایستگی شاه شدن، از دیدگاه کیخسرو: چو یزدان کسی را کند نیک بخت/سزاوار شاهی و زیبای تخت- خرد دارد و شرم و فرّ و نژاد/بود راد و پیروز و از داد، شاد- زال، لهراسب را بی هنر و بی نژاد می داند و رای...
-
دیو های شاهنامه - ۸ - خزوران یا خروزان یا خزروان دیو
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:23
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** خزوران یا خروزان یا خزروان دیو *** خروزان دیو، معاصر طهمورث دیو بند و سیامک طهمورث، که سیامک را می کشد: سیامک به دست خروزان دیو/تبه گشت و ماند انجمن بی خدیو- چو آگه شد از مرگ فرزند، شاه/ز تیمار، گیتی برو شد سیاه- فرود آمد از تخت ویله کنان/زنان بر سر و موی و رخ را کنان- دو رخساره پر...
-
دیو های شاهنامه - ۷ - سیه دیو
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:21
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** سیه دیو *** معاصر طهمورث دیو بند و سیامک طهمورث: همه نره دیوان و افسونگران / برفتند جادو سپاهی گران - دمنده سیه دیوشان پیشرو / همی به آسمان برکشیدند غو - جهاندار تهمورس بافرین / بیامد کمر بسته ی جنگ و کین - سیه دیو، در نبرد با سیامک، پیروز میدان ست: سخن چون به گوش سیامک رسید/ز...
-
دیو های شاهنامه - ۶ - ارژنگ
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:18
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ارژنگ *** ارژنگ دیو، دیوی از لشکر شاه مازندران. *** کشته شدن ارژنگ دیو بدست رستم در خوان ششم از هفت خوان رستم: بخفت آن زمان رستم جنگجوی/چو خورشید تابنده بنمود روی- به زین اندر افگند گرز نیا/همی رفت یکدل پر از کیمیا- یکی مغفری خسروی بر سرش/خوی آلوده ببر بیان در برش- به ارژنگ سالار...
-
دیو های شاهنامه - ۵ - بید
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:14
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** بید ***بید، از دیو های مازندران: بید از نگهبانان بر سر چاه ارژنگ که بیژن در آن چاه به بند افراسیاب بود: ز دیوان جنگی ده و دو هزار/به شب پاسبانند بر چاهسار- چو پولاد غندی سپهدار اوی/چو بید ست و سنجه نگهدار اوی- کشته به دست رستم: ز کاووس در جنگ هاماوران/به تنها برفتم به مازندران - نه...
-
دیو های شاهنامه - ۴ - پولاد غندی
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:10
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** پولاد غندی *** پولاد غندی، از دیو های مازندران. *** رستم: ز کاووس در جنگ هاماوران/به تنها برفتم به مازندران- نه ارژنگ ماندم نه دیو سپید/نه سنجه نه پولاد غندی نه بید - پولاد غندی یا کولاد غندی: بدرید پهلوی دیو سپید/جگرگاه کولاد غندی و بید- در شاهنامه، بیشتر پولاد غندی قید شده. پولاد...
-
دیو های شاهنامه - ۳ - سنجه
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:07
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** سنجه *** سنجه، از دیوان مازندران که مباشر بارگاه شاه مازندران نیز هست. *** سنجه، که خبر آمدن کی کاووس را به دیو سپید می رساند: خبر شد سوی شاه مازندران/دلش گشت پر درد و سر شد گران- ز دیوان به پیش اندرون سنجه بود/که جان و تنش زان سخن رنجه بود- بدو گفت رو نزد دیو سپید/چنان رو که بر...
-
دیو های شاهنامه - ۲ - دیو سپید
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:03
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** دیو سپید *** دیو سپید، از دیوان مازندران، دیو سپید، با جادو، شبی با باریدن سنگ و خشت از ابری تیره و تار، سپاه کیکاووس را پراکند و سوی چشمان کیکاووس و همراهانش را گرفت. رستم بعد از کشتن دیو سپید، خون دل و مغزش را به سان اشک در چشمان کیکاووس و ملازمانش، گیو، فریبرز، گودرز، طوس، رهام،...