-
( 28 ) – اصطلاح راه به راه، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:52
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 28 ) – اصطلاح راه به راه، در شاهنامه. به ره بر به ره مرغ بریان نهاد / به یک تیر پرتاب بر خوان نهاد - و من اینک پس نامه اندر دمان/ بیایم نجویم به ره بر زمان- و بباید طلایه به ره بر یکی/ که چون آگهی یابد او اندکی- و به ره بر گو پیلتن...
-
( 27 ) - اصطلاح آب از سر گذشتن، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:50
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 27 ) - آب از سر گذشتن، در شاهنامه. *** بعد از نپذیرفتن دعوت رستم و نیامدن اسفندیار سر سفره رستم : چو هنگام نان خوردن اندر گذشت / ز مغز دلیر آب برترگذشت - بخندید و گفت ای برادر تو خوان / بیارای و آزادگان را بخوان - * بهرام چوبینه:...
-
( 26 ) - اصطلاح هر چه امر خدا بود، شد، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:49
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 26 ) - مترادف اصطلاح "هر چه امر خدا بود، شد"، در شاهنامه. بت اندر شبستان فرستاد شاه / بفرمود تا بر نشیند بگاه - « دگر ایزدی هرچه بایست بود » / یکی سرخ یاقوت بد نا بسود - بسی برنیامد برین روزگار / که رنگ اندر آمد به خرم...
-
( 25 ) - اصطلاح ِ زبون ش نمی گرده، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:47
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 25 ) - زبون ش نمی گرده، در شاهنامه *** گــَوان خوان و اکوان دیوش مخوان / که گر پهلوانی بگردد زبان - و نگر تا نگردد زبانتان برین / به پیش بزرگان ایران زمین - و اگر جفت گردد زبان بر دروغ / نگیرد ز بخت سپهری فروغ - بهادر امیرعضدی
-
( 24 ) - اصطلاح دل دو شک بودن (تردید داشتن)، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:43
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 24 ) -مترادف ِ دل دو شک بودن (تردید داشتن)، در شاهنامه. بدیدم چو یک دل دو اندیشه کرد / ز هر دو برآورد ناگاه گرد - بهادر امیرعضدی
-
(23) - اصطلاح واگذارت به خدا، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:42
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 23 ) - واگذارت به خدا، در شاهنامه. بدو گفت خاقان که ما را گله/ز بختست و کردم به یزدان یله - سودابه به کیکاووس : سخن گر گرفتی چنین سرسری/بدان گیتی افگندم این داوری- بهادر امیرعضدی
-
(22) - « اصطلاح دامن گرفتن »، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:40
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ( 22 ) - « اصطلاح دامن گرفتن » یا "دست به دامن شدن"، به مفهوم نیازمند بودن، یاری طلبیدن، در شاهنامه فردوسی. *** اگر نیم ازین پیکر آید تنش/سرش ابر ساید زمین دامنش- و ولیکن ترا آن سزاوارتر/که از دامن شاه جویی گهر- و ستاره همی دامن ماه جست/پدر بر پسر بر همی راه جست- و بزرگ آنک...
-
( 21 ) - ریشه ی استعاره ی « از کیسه خلیفه بخشیدن »، در شاهنامه
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:39
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ( 21 ) - ریشه ی استعاره ی « از کیسه خلیفه بخشیدن »، در شاهنامه. *** به لشکر چنین گفت بیدار طوس / که هم با هراسیم و هم با فسوس - چو رستم بیاید نکوهش کند / مگر کین سخن را پژوهش کند - سپه گفت که این برتری خود مجوی / سخن زین نشان هیچگونه مگوی - که زین کوه کس پیشتر نگذرد / مگر رستم این...
-
(20) - « اصطلاحِ تو چشم سیاه شدن »، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:38
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ( 20 ) - « اصطلاحِ تو چشم سیاه شدن »، در شاهنامه فردوسی. *** اصطلاح تو چشم سیاه شدن. معادل ِ از چشم افتادن، بی اعتبار شدن. *** چو بیژن شنید این سخن خیره شد / همه چشمش از روی او تیره شد - ز گرگین سخن سر بسر خیره دید / همی چشمش از روی او تیره دید - چو دستان شنید این سخن خیره گشت/همه...
-
(19) - « اصطلاحِ شنیدن کی بود مانند دیدن »، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:36
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 19 ) - مترادفِ اصطلاحِ « شنیدن کی بود مانند دیدن »، در شاهنامه فردوسی. *** قر اخان به افراسیاب: قراخان* چنین داد پاسخ بشاه/که در کار هشیارتر کن نگاه- اگر هست خود جای گفتار نیست / ولیکن شنیدن چو دیدار نیست - کیکاووس به سودابه: پسند...
-
(18) - « اصطلاحِ دم بر زدن »، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:34
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 18 ) - « اصطلاحِ دم بر زدن »، در شاهنامه فردوسی. *** ببر نامه ی من بر رستما / مزن داستان را به ره بر دما - بهادر امیرعضدی
-
(17) - اصطلاح « اسفند دود کردن »، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:32
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 17 ) - « اسفند دود کردن »، در شاهنامه فردوسی. *** چنان گشت اَبرَش* که هر شب "سپند" / همی سوختندش ز بیم گزند - ...................................................... (*) - ابرش ، رخش رستم . بهادر امیرعضدی
-
(16) - « اصطلاحِ خونش گردن خودش »، در شاهنامه ی فردوسی
پنجشنبه 2 اسفند 1397 23:30
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 16 ) - « اصطلاحِ خونش گردن خودش »، در شاهنامه فردوسی. *** چنین داد پاسخ که میکَن بُنَش/که خونیست ناکرده، بر گردنَش - بهادر امیرعضدی
-
(15) - « اصطلاحِ قدم رنجه کردن »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:55
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ( 15 ) - « اصطلاحِ قدم رنجه کردن »، در شاهنامه فردوسی. *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** گشتاسب در پیامش به قیصر: چو گشتاسپ دید آن دلارای کام/فرستاد نزدیک قیصر پیام- همی چشم دارد زریر و سپاه/که آیی تو تنها بدین رزمگاه- همه سربسر با تو پیمان کنند/روان را به مهرت...
-
(14) - « اصطلاحِ کـُـمـِـیـتـِـش لـَـنگ می زنه »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:54
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 14 ) - اصطلاح کمیت « اصطلاحِ کـُـمـِـیـتـِـش لـَـنگ می زنه »، در شاهنامه فردوسی. *** سپهبد چو باد اندر آمد ز جای/به اسب ِ کمیت* اندر آورد پای - همی تاخت تا پیش قیصر چو باد/سخنهای خسرو بدو کرد یاد -...
-
(13) - اصطلاح « مو به تن سیخ شدن »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:53
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 13 ) - « مو به تن سیخ شدن »، در شاهنامه فردوسی. *** زمانه به خون تو تشنه شود / بر اندام تو موی دشنه شود - و زال پس دیدن تندیس رستم نوزاد از دیبا و پر شده از موی سمور: پس آن پیکر رستم شیرخوار/ببردند نزدیک سام سوار- ابر سام یل موی بر...
-
(12) - « اصطلاحِ روز، روز منست »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:52
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 12 ) - « اصطلاحِ روز، روز منست »، در شاهنامه فردوسی. *** چنین گفت رستم بایرانیان/کزین جنگ دشمن کند جان، زیان- که امروز پیروزی روز ماست/بلند آسمان لشکر افروز ماست- گر ایدونک نیرو دهد دادگر/پدید آورد رخش رخشان هنر- برین دشت من...
-
(11) - اصطلاح به گــَردش هم نمی رسه، در شاهنامه ی فردوسی
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:51
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** (11) - اصطلاح به گــَردش هم نمی رسه، در شاهنامه ی فردوسی *** گشتاسب به لهراسب : چو مهتر کنی من ترا کهترم/ بکوشم که گرد ترا نسپرم - * کیکاووس در نامه ای به رستم: نیل هم به گرد پای رخش تو نرسد. ز گرز تو خورشید گریان شود/ ز تیغ تو ناهید...
-
(10) - اصطلاح « کم بخور، همیشه بخور »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:50
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 10 ) - « کم بخور، همیشه بخور »، در شاهنامه فردوسی. *** بخور آن چنان کان بنگزایدت / به بیشی خورش تن بنفزایدت - مکن در خورش خویش را چارسوی / چنان خور که نیزت کند آرزوی - بهادر امیرعضدی
-
(09) - « اصطلاحِ میخام بعد از من علف رو زمین سبز نشه »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:49
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 9 ) - « اصطلاحِ میخام بعد از من علف رو زمین سبز نشه »، در شاهنامه فردوسی. *** که چون برکشد از چمن بیخ سرو / سزد گر کیا را نبوید تذرو - بهادر امیرعضدی
-
(08) - « اصطلاح ِ براه بودن (راسّ و ریس بودن) »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:48
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 8 ) - « اصطلاحِ براه بودن، رو به راه کردن (راسّ و ریس کردن) »، در شاهنامه فردوسی . *** نهادند خوان و بخندید شاه / که ناهار بودی همانا به راه - و یکی در سه ماه و یکی در دو ماه/گر ایدون خورش تنگ باشد به راه- و چو دارا بیاورد لشکر به...
-
(07) - اصطلاح « کمر همت بر بستن »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:47
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (07) - اصطلاح « کمر همت بر بستن »، در شاهنامه ی فردوسی. *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 7 ) - ریشه ی « کمر همت بر بستن »، به مفهوم و مترادف ِ " عزم جزم کردن" یا "پاشنه وَر کشیدن". در شاهنامه. *** وزان جایگه تنگ بسته کمر/بیامد پر از کینه و...
-
(06) - اصطلاح حرام زاده، « تمثیل "اصطلاح غربی ، حرامزاده" »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:46
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 6 ) - « تمثیل " اصطلاح غربی ، حرامزاده*۱ " »، در شاهنامه فردوسی. *** در نبرد دوازده رخ ، گیو به همسرش در مورد جسارت و دلیری پسرشان بیژن : پسرِ من را، غیر ازین انتظاری نیست. براستی که فرزندِ خلفِ ماست. چنین گفت مر جفت را...
-
(05) - اصطلاح عامیانه ی« خر را میارند پای بار »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:44
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 5 ) - اصطلاح عامیانه ی« خر را میارند پای بار »، در شاهنامه فردوسی. *** که گر خر نیاید به نزدیک بار/ تو بار گران را به نزد خر آر – بهادر امیرعضدی
-
(04) - اصطلاح «تاکتیک یه گام به پس یا عقب نشینی تاکتیکی»، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:41
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 4 ) - « تاکتیک یه گام به پس یا عقب نشینی تاکتیکی »، در شاهنامه فردوسی. *** چنگش: بدل گفت چنگش که اکنون گریز/به از با تن خویش کردن ستیز- برانگیخت آن بارکش را ز جای/سوی لشکر خویشتن کرد رای- ترجمان به شیده: بهنگام کردن ز دشمن گریز/به...
-
(03) - « اصطلاحِ جایی نمی خوابه که آب زیرش رد شِه »، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:40
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 3 ) - « اصطلاحِ جایی نمی خوابه که آب زیرش رد شِه »، در شاهنامه فردوسی. *** به جویی که یک روز بگذشت آب / نسازد خردمند ازو جای خواب - بهادر امیرعضدی
-
(02) - اصطلاح ِ یاسین به گوش خر خواندن، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:40
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 2 ) - « مترادفِ اصطلاح ِ یاسین به گوش خر خواندن »، در شاهنامه فردوسی. *** هرانکو گذشت از ره مردمی/ز دیوان شمر مشمر از آدمی خرد گر برین گفتها نگرود/مگر نیک مغزش همی نشنود و چو بد خواه پیغام تو نشنود/بپیچد بدین گفتها نگرود و پس انگه...
-
(01) - اصطلاح اول ساقی، بعدا باقی، در شاهنامه ی فردوسی.
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:39
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه *** ( 1 ) - « اول ساقی، بعد باقی »، در شاهنامه فردوسی. *** « کسی کو می آرد نخست او خورد » *** چو نان خورده شد کار می ساختند / سبک مایه جایی بپرداختند - سبک باغبان می به شاپور داد / که بردار ازان کس که آیدت یاد - بدو گفت شاپور کای میزبان /...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۵ - آیین زرتشت - زرتشت و دین بهی در شاهنامه – ۹
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:36
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۵ - آیین زرتشت - زرتشت و دین بهی در شاهنامه – ۹ *** "واکنشِ گشتاسب، زریر و اسفندیار، به نامه ی ارجاسبِ "تورانی": « چو شاه جهان نامه را باز کرد / برآشفت و پیچیدن آغاز کرد » - بخواند آن زمان پیر جاماسپ را / کجا راهبر بود گشتاسپ را - گزینان...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۵ - آیین زرتشت - زرتشت و دین بهی در شاهنامه – ۸
چهارشنبه 1 اسفند 1397 23:29
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۵ - آیین زرتشت - زرتشت و دین بهی در شاهنامه – ۸ *** فرستادن نامه ی ارجاسبِ "تورانی" به گشتاسب: بپیچید و نامه بکردش نشان / بدادش بدان هر دو گردنکشان - بفرمودشان گفت به خرد بوید / به ایوان او با هم اندر شوید - « چو او را ببینید بر تخت و گاه /...