برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
( 2 ) - « مترادفِ اصطلاح ِ یاسین به گوش خر خواندن »، در شاهنامه فردوسی.
***
هرانکو گذشت از ره مردمی/ز دیوان شمر مشمر از آدمی
خرد گر برین گفتها نگرود/مگر نیک مغزش همی نشنود
و
چو بد خواه پیغام تو نشنود/بپیچد بدین گفتها نگرود
و
پس انگه سوی ده روم من به هوش/ز من نشنود کس به مستی خروش
و
همان کو سخن سر به سر نشنود/نداند به گفتار و هم نگرود
و
تر و خشک یکسان همی بدرود/وگر لابه سازی سخن نشنود
و
و گر نشنود بودنیها درست/بباید هم اکنون ز جان دست شست
و
نباشد شگفت ار بمن نگرود/شوم خسته گر پند من نشنود
و
ز دانش چو جان ترا مایه نیست / به از خامشی هیچ پیرایه نیست –
بهادر امیرعضدی