-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱۳ - رفتن اسکندر به حلوان و سند
یکشنبه 10 آذر 1398 11:58
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱۳ - رفتن اسکندر به حلوان و سند *** چو منزل به منزل به حلوان رسید/یکی مایه ور باره و شهر دید- به پیش آمدندش بزرگان شهر/کسی کش ز نام و خرد بود بهر- برفتند با هدیه و با نثار/ز حلوان سران تا در شهریار- سکندر سبک پرسش اندر گرفت/که ایدر چه بینید...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱۲ - اسکندر و گرفتن باژ و ساو از فغفور، بدون لشکر کشی به چین
شنبه 9 آذر 1398 21:48
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱۲ - اسکندر و گرفتن باژ و ساو از فغفور، بدون لشکر کشی به چین *** اسکندر با یک ملازم و پنج دانای رومی، در قامت فرستاده ی اسکندر، روی سوی بارگاه فغفور چین می نهد و پیام اسکندر را به فغفور می رساند که اگر تمکین نکنی، بر تو همان خواهد رفت که بر...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱۱ - اسکندر و صور ِ اسرافیل
جمعه 8 آذر 1398 21:05
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱۱ - اسکندر و صور ِ اسرافیل*۱ به قیصر بفرمود تا بی گروه/پیاده شود بر سر تیغ کوه- ببیند که تا بر سر کوه چیست/کزو شادمان را بباید گریست- سکندر چو بشنید شد سوی کوه/به دیدار بر تیغ شد بی گروه- سرافیل را دید صوری به دست/برافراخته سر ز جای نشست-...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱۰ - سخن گفتن اسکندر با مرغ سخنگو
جمعه 8 آذر 1398 21:01
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱۰ - سخن گفتن اسکندر با "سبز مرغ سترگ" مرغ سخنگو: سکندر سوی روشنایی رسید/یکی بر شده کوه رخشنده دید- زده بر سر کوه خارا عمود/سرش تا به ابر اندر از چوب عود- بر ِ هر عمودی کنامی بزرگ/نشسته برو سبز مرغی سترگ- به آواز رومی سخن...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۹ - دیدار اسکندر با خضر نبی در چشمه ی آب حیوان.
جمعه 8 آذر 1398 15:33
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۹ - دیدار اسکندر با خضر نبی*۱ در چشمه ی آب حیوان*۲. *** شکیبا ز لشگر هرانکس که دید/نخست از میان سپه برگزید- چهل روزه افزون خورش برگرفت/بیامد دمان تا چه بیند شگفت- سپه را بران شارستان*۳ جای کرد/یکی پیش رو چست بر پای کرد- اسکندر به خضر که از...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۸ - شهر سرخ رویان و چشمه ی آب حیوان.
جمعه 8 آذر 1398 15:08
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۸ - شهر سرخ رویان و چشمه ی آب حیوان. *** بپرسید هرچیز و دریا بدید/وزان روی لشکر به مغرب کشید- یکی شارستان پیشش آمد بزرگ/بدو اندرون مردمانی سترگ- همه روی سرخ و همه موی زرد/همه در خور جنگ روز نبرد- به فرمان به پیش سکندر شدند/دو تا گشته و دست بر...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۷ - شهر سیاهان
جمعه 8 آذر 1398 12:54
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۷ - شهر سیاهان *** اسکندر پس از دیدار از شهر هروم، به شهر سیاهان میرود. یک ماه در آنجا میماند و دگر بار به شهر هروم(شهر زنان) باز میگردد: بدین هم نشان تا به شهری رسید/که مردم بسان شب تیره دید- فرو هشته لفچ*۱ و برآورده کفچ*۲/به کردار قیر و شبه...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۶ - شهر هروم
جمعه 8 آذر 1398 12:29
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۶ - شهر هروم (شهر ِ زنان) *** همی رفت با نامداران روم/بدان شارستان شد که خوانی هروم- که آن شهر یکسر زنان داشتند/کسی را دران شهر نگذاشتند- سوی راست پستان چو آن زنان/بسان یکی نار بر پرنیان- سوی چپ به کردار جوینده مرد/که جوشن بپوشد به روز نبرد-...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۵ - کوه ِ "مُرده مرد ِ" خفته بر تخت
پنجشنبه 7 آذر 1398 20:55
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۵ - کوه ِ "مُرده مرد ِ" خفته بر تخت *** بیاورد لشکر به کوهی دگر/کزان خیره شد مرد پرخاشخر- بلندیش بینا همی دیر دید/سر کوه چون تیغ و شمشیر دید- یکی تخت زرین بران تیغ کوه/ز انبوه یکسو و دور از گروه- یکی مرده مرد اندران تخت بر/همانا که...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۴ - کوه اژدها
پنجشنبه 7 آذر 1398 20:44
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۴ - کوه اژدها *** اسکندر پس از گذر از شهر نرم پایان، به شهری می رسد که مردمانش از ترس اژدهای ساکن در قله ی کوه، در دامنه ی کوه زندگی میکنند: به آیین همه پیش باز آمدند/گشاده دل و بی نیاز آمدند- ببردند هرگونه گستردنی/ز پوشیدنیها و از خوردنی-...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۳ - دیار نرم پایان
پنجشنبه 7 آذر 1398 20:40
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۳ - دیار نرم پایان *** چو نزدیکی نرم پایان رسید/نگه کرد و مردم بی اندازه دید- نه اسپ و نه جوشن نه تیغ و نه گرز/ازان هر یکی چون یکی سرو برز- چو رعد خروشان بر آمد غریو/برهنه سپاهی به کردار دیو- یکی سنگباران بکردند سخت/چو باد خزان بر زند بر درخت-...
-
جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت -بخش ۲ - حبشه
پنجشنبه 7 آذر 1398 19:40
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت -بخش ۲ - حبشه *** وزان جایگه رفت خورشید فش/بیامد دمان تا زمین حبش - ز مردم زمین بود چون پر زاغ/سیه گشته و چشم ها چون چراغ - تناور یکی لشکری زورمند/برهنه تن و پوست و بالا بلند - چو از دور دیدند گرد سپاه/خروشی برآمد ز ابر سیاه- سپاه انجمن شد هزاران...
-
جاهایی که اسکندر، پی شگفتی ها گشت - بخش ۱ - شهر برهمن
پنجشنبه 7 آذر 1398 19:22
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جاهایی که اسکندر پی شگفتی ها گشت - بخش ۱ - شهر برهمن *** وزان جایگه لشکر اندر کشید/دمان تا به شهر برهمن رسید- بدان تا ز کردارهای کهن/بپرسد ز پرهیزگاران سخن- برهمن چو آگه شد از کار شاه/که آورد زان روی لشگر به راه- نامه ی جسورانه و کوبنده برهمن صلح جو به اسکندر جنگآور: نوشتند پس نامه...
-
تدبیر مهران، مشاور کید ِ هندی در پیشگیری از تسخیر هند توسط اسکندر با چهار چیز.
پنجشنبه 7 آذر 1398 18:39
و.ک(170) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** تدبیر مهران*۱، مشاور کید ِ هندی در پیشگیری از تسخیر هند توسط اسکندر با چهار چیز. *** چو بشنید مهران ز کید این سخن/بدو گفت ازین خواب دل بد مکن- نه کمتر شود بر تو نام بلند/نه آید بدین پادشاهی گزند- سکندر بیارد سپاهی گران/ز روم و ز ایران گزیده سران- چو خواهی که باشد ترا...
-
وصیت اسکندر
پنجشنبه 7 آذر 1398 14:50
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** وصیت اسکندر *** دبیر جهاندیده را پیش خواند/هرانچش به دل بود با او براند- به مادر یکی نامه فرمود و گفت/که آگاهی مرگ نتوان نهفت- ز گیتی مرا بهره این بد که بود/زمان چون نکاهد نشاید فزود- تو از مرگ من هیچ غمگین مشو/که اندر جهان این سخن نیست نو- هرانکس که زاید ببایدش مرد/اگر شهریارست گر...
-
اسکندر و چشمه ی آب شور
چهارشنبه 6 آذر 1398 16:05
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اسکندر و چشمه ی آب شور *** همی رفت یک ماه پویان به راه/به رنج اندر از راه شاه و سپاه- چنین تا به نزدیک کوهی رسید/که جایی دد و دام و ماهی ندید- یکی کوه دید از برش لاژورد/یکی خانه بر سر ز یاقوت زرد - همه خانه قندیلهای بلور/میان اندرون چشمهی آب شور- نهاده بر چشمه، زرین دو تخت/برو...
-
گلنار و اردشیر
چهارشنبه 6 آذر 1398 15:14
و.ک(171) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** گلنار و اردشیر *** دل سپردن گلنار*۱ بر اردشیر*۲ *** تنوع طلبی حکیم طوس در رساندن دو دلداده به دلآرامشان(زال با بالا رفتن از کنگره برج و بارو و گلنار، با فرود آمدن از بام و بارو). *** یکی کاخ بود اردوان را بلند/به کاخ اندرون بنده یی ارجمند- که گلنار بد نام آن ماهروی/نگاری...
-
(21) - مترادف ِ اصطلاح ِ "اون ممه رو لولو برد" در شاهنامه ی فردوسی
چهارشنبه 6 آذر 1398 00:09
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (21) - مترادف ِ اصطلاح ِ "اون ممه رو لولو برد" در شاهنامه ی فردوسی *** چنان بد که روزی فرستاده ای/سخنگو و روشندل آزاده ای - ز نزدیک دارا بیامد به روم/کجا باژ خواهد ز آباد بوم - به پیش سکندر بگفت آن سخن/غمی شد سکندر ز باژ کهن - بدو گفت رو پیش دارا بگوی/که از باژ ما شد کنون...
-
اسکندر و قیدافه، شهریار اندلس
سهشنبه 5 آذر 1398 22:08
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اسکندر و قیدافه، شهریار اندلس *** زمانی که اسکندر به مصر نزد قیطون به سر میبرد، قیدافه، شهریار اندلس، کنجکاو او می شود: زنی بود در اندلس شهریار/خردمند و با لشکری بیشمار- جهانجوی بخشنده قیدافه بود/ز روی بهی یافته کام و سود- ز لشکر سواری مصور بجست/که مانند صورت نگارد درست- بدو گفت...
-
اسکندر در خانه ی ابراهیم، بانی بیت الحرام
سهشنبه 5 آذر 1398 20:47
و.ک(172) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اسکندر در خانه ی ابراهیم، بانی بیت الحرام *** اسکندر در حجاز( بیت الحرام)، جده و مصر *** سکندر بیامد به سوی حرم/گروهی ازو شاد و بهری دژم- ابا ناله ی بوق و با کوس تفت/ به خان براهیم آزر برفت - که خان حرم را برآورده بود/بدو اندرون رنجها برده بود - خداوند خواندش بیت...
-
کید ِ اسکندر با طینوش
سهشنبه 5 آذر 1398 14:44
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** کید اسکندر با طینوش *** اسکندر بر صینوش*۱ خشم می گیرد: سکندر خروشید کای مرد تیز/همی جنگ رای آیدت گر گریز- بلرزید طینوش بر جای خویش/پشیمان شد از دانش و رای خویش- طینوش، پیمان اسکندر با مادرش را به رخ اسکندر می کشد: بدو گفت کای شاه برترمنش/ستایش گزینی به از سرزنش- چنان هم که با خویش...
-
اسکندر و ساخت سد سکندر
سهشنبه 5 آذر 1398 11:41
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اسکندر و ساخت سد سکندر: *** اسکندر برای رهایی مردم از قوم یاجوج و ماجوج، فرمان به ساختن سد سکندر می دهد: اگر پادشا چاره یی سازدی/کزین غم دل ما بپردازدی - بسی آفرین یابد از هرکسی/ازان پس به گیتی بماند بسی- بزرگی کن و رنج ما را بساز/هم از پاک یزدان نه ای بی نیاز- سکندر بماند اندر...
-
اسکندر و قوم یاجوج و ماجوج
سهشنبه 5 آذر 1398 11:05
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اسکندر در مواجهه با قوم یاجوج و ماجوج *** سوی باختر شد چو خاور بدید/ز گیتی همی رای رفتن گزید - به ره بر یکی شارستان دید پاک/که نگذشت گویی برو باد و خاک- اسکندر به گروهی بر می خورد، پذیرایش می شوند و از او، مرحمت شاهانه می بینند: چو آواز کوس آمد از پشت پیل/پذیره شدندش بزرگان دو میل-...
-
اسکندر و درخت سخنگو
دوشنبه 4 آذر 1398 11:02
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اسکندر و درخت سخنگو *** شگفتیست ایدر که اندر جهان/کسی آن ندید آشکار و نهان - درختسیت ایدر دو بن گشته جفت/که چونان شگفتی نشاید نهفت - یکی ماده و دیگری نر اوی/سخنگو بود شاخ با رنگ و بوی - به شب ماده گویا و بویا شود/چو روشن شود نر گویا شود - همی راند با رومیان نیک بخت/چو آمد به نزدیک...
-
حمله ی اسکندر به ایران
دوشنبه 4 آذر 1398 10:40
و.ک(173) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** حمله ی اسکندر به ایران *** سکندر سپه را سراسر بخواند/گذشته سخن پیش ایشان براند - برون آمد آن نامور شهریار/بره بر چنان لشکر نامدار- به مصر آمد از روم چندان سپاه/که بستند بر مور و بر پشه راه - وزان جایگه ساز ایران گرفت/ دل شیر و چنگ دلیران گرفت - چو بشنید دارا که لشکر ز...
-
دیوها نوشتن سی خط به طهمورث دیو بند می آموزند
دوشنبه 4 آذر 1398 08:52
و.ک(174) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** طهمورث دیو بند، نوشتن ِ سی خط را از دیوان می آموزد: چو دیوان بدیدند کردار او/کشیدند گردن ز گفتار او- شدند انجمن دیو بسیار مر/که پردخته مانند ازو تاج و فر- چو طهمورث آگه شد از کارشان/برآشفت و بشکست بازارشان- به فر جهاندار بستش میان/به گردن برآورد گرز گران- همه نره دیوان و...
-
نخواستن پیروزی جز به داد، درقاموس و باورِ پهلوانی یلانِ شاهنامه - کیخسرو - بخش 7 - کیخسرو
پنجشنبه 23 آبان 1398 09:21
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نخواستن پیروزی جز به داد، درقاموس و باورِ پهلوانی یلانِ شاهنامه - بخش 7 - کیخسرو *** کیخسرو پس از شکست افراسیاب و گریختن و مخفی شدنش در دریای چیچست، از دادار دادگر یاری می جوید: به رخشنده روز و به هنگام خواب/ همی آگهی جست ز افراسیاب- ازیشان کسی زو نشانی نداد / نکردند ازو در جهان نیز...
-
گاهی دل پهلوانان شاهنامه هم می لغزد.
یکشنبه 19 آبان 1398 20:57
و.ک(175) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** گاهی دل پهلوانان شاهنامه هم می لغزد. *** اسفندیار در خوان چهارم از "اختر بد" ِ خود "می نالد" و دلش در تمنای وصال ِ "فرخ پری چهره ای"، می لغزد: سپه را همه بر پشوتن سپرد / یکی جام زرین پر از می ببرد - یکی ساخته نیز تنبور خواست / همی رزم پیش آمدش...
-
ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش ۴ - پیران ویسه
یکشنبه 19 آبان 1398 10:08
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش ۴ - پیران ویسه *** مردانِ نیک ، تنها در سپاه ایران دیده نمی شوند. ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید ». *** مهرِ رستم به پیران *** رستم دستان، همواره به پیران ویسه مهر می ورزد و منش ِ او را بزرگ میدارد: و لیکن...
-
راد مردی و کفّ ِ نفس ِ رستم
شنبه 18 آبان 1398 11:43
و.ک(176) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** راد مردی و کفّ ِ نفس ِ رستم ِ میهمان، در برابر گستاخی اسفندیار ِ میزبان *** رستم در ایوان اسفندیار: به دست چپ خویش بر جای کرد/ز رستم همی مجلس آرای کرد- جهاندیده گفت این نه جای منست/بجایی نشینم که رای منست- به بهمن بفرمود کز دست راست/نشستی بیارای ازان کم سزاست- چنین گفت با...