برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (78): بدآسوده اسب یا به آسوده اسب؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (78):

 

5663- بسوده اسب اندر آورد پای

یلان را بهر سو همی ساخت جای

 

۲۸۷ – بدآسوده اسب اندر آورد پای

یلان را ز هر سو همی ساخت جای – خالقی

 

۱۵۶۷ – به آسوده اسب اندر آورد پای،

یلان را، به هر سو، همی ساخت جای. – کزازی

*

پرسش: 

بدآسوده اسب و یلان را ز هر سو

یا

به آسوده اسب و یلان را به هر سو

*

  پاسخ:

بدآسوده اسب و به هر سو


 

✅:    "بدآسوده" با شیوه ی سبکی فردوسی همخوان تر ست. بدانگونه، بدآنسان، بدیروی و  غیره. "ز هر سو" یلان را ساماندهی کرد. "از" بی سر و سامانی به سامان رساند. نظم و نسق(نسک) داد، صف یلان را آراست.

متن شماره 1862، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (77): بدرد دل یا بدرّید دل

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (77):

 

5661 - ز بانگ تبیره بسنگ اندرون

بدرد دل اندر شب قیر گون

 

۲۸۵ – ز بانگ تبیره به سنگ اندرون

بدرّید دل در شبِ قیر گون – خالقی


۱۵۶۵ – ز بانگِ تبیره، به سنگ اندرون،

بدرّید دل، در شبِ قیر گون. – کزازی

*

پرسش: 

بدرد دل 

یا

بدرّید دل

*

  پاسخ:

بِدَرَّد دل اندر شبِ قیر گون


 

✅: بِدَرَّد دل اندر شبِ قیر گون، روا تر ست. تا بدرّید. گویی که بانگ سنگین و مهیب تبیره، دلِ سنگ سخت را هم از هم می درد.  

متن شماره 1861، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (76): به دامن بر "از" آستی یا به دامن بر "ار" آستی؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (76):

 

5660 - جهان سربسر گفتی آهرمنست

بدامن بر از آستین دشمنست

 

۲۸۴ – جهان سربسر گفتی آهَرمَن ست

به دامن بر از آستی دشمن ست – خالقی

 

۱۵۶۴ – جهان سربه سر، گفتی، آهِرمَن است

به دامن بر ار آستین دشمنست – کزازی  

*

پرسش: 

به دامن بر "از" آستی

یا

به دامن بر "ار" آستی

*

  پاسخ:

به دامن بر "از آستی"


 

✅: "از آستین"، روا تر ست تا "ار آستین". به مفهوم: از سر تا بن، سراسر، یکپارچه دشمن ست.

متن شماره 1860، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (75): آهن بسر بر نهاده کلاه یا به سر بر نهادند از آهن کلاه؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (75):

 

5649 - بکردار کوه از دو رویه سپاه

ز آهن بسر بر نهاده کلاه

 

۲۷۳ – بکردار کوه از دو رویه سپاه

به سر بر نهادند از آهن کلاه – خالقی


۱۵۵۳ – به کَردارِ کوه، از دو رویه سپاه

به سر بر نهاده از آهن کلاه. – کزازی

*

پرسش: 

ز آهن بسر بر نهاده کلاه

یا

به سر بر نهادند از آهن کلاه

یا

به سر بر نهاده از آهن کلاه

*

  پاسخ:

ز آهن بسر بر نهاده کلاه


 

✅: (ز آهن بسر بر نهاده کلاه) روا تر ست. در بیت پیشین گودرز، (ز کوه اندر آمد به هامون گذشت)از پیش تر ،آماده و مهیای رزم هستند.  

متن شماره 1859، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (74): از نامدارگوان یا نامداران، گَوان؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (74):

 

5618 - یکی آنکه از نامدارگوان

گروگان همی خواهی این کی توان

 

۲۴۱ – یکی آنک از نامداران گوان

سپردن به دست تو این کی توان؟ – خالقی

 

۱۵۲۲ – یکی آنکه از نامداران، گَوان

گروگان همی خواهی، این کی توان، – کزازی

*

پرسش: 

از نامدارگوان

یا

نامداران، گَوان

*

  پاسخ:

یکی آنکه از نامدارگوان

 

✅: عطف به بیت پیشین(بگویش که از "من" تو چیزی مجوی)، از "من"، نامدارِ گوان، گروگان می خواهی؟فرزانگان این را بر نمی تابند(که فرزانگان آن نبینند روی) که گروگان تو شوند.

متن شماره 1858، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی