و.ک(090)
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
نخواستن پیروزی جز به داد، درقاموس و باورِ پهلوانی یلانِ شاهنامه - بخش 10 - کیخسرو
***
رستم در نبرد با اسفندیار، پیروزی را جز به داد نمی خواهد:
تهمتن همی رفت نیزه به دست/چو بیرون شد از جایگاه نشست-
سپاهش برو خواندند آفرین/که بیتو مباد اسپ و گوپال و زین-
همی رفت رستم زواره پسش/کجا بود در پادشاهی کسش-
بیامد چنان تا لب هیرمند/همه دل پر از باد و لب پر ز پند-
سپه با برادر هم آنجا بماند/سوی لشکر شاه ایران براند-
چنین گفت پس با زواره به راز/که مردیست این بدرگ دیوساز-
بترسم که بااو نیارم زدن/ندانم کزین پس چه شاید بدن-
تو اکنون سپه را هم ایدر بدار/شوم تا چه پیش آورد روزگار-
اگر تند یابمش هم زان نشان/نخواهم ز زابلستان سرکشان-
به تنها تن خویش جویم نبرد/ز لشکر نخواهم کسی رنجه کرد-
"کسی باشد از بخت پیروز و شاد/که باشد همیشه دلش پر ز داد"-
و.ک(331,2)
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(117) - اصطلاح ِ "به آب و آتش زدن"، یا دل به دریا زدن در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
به آب و آتش زدن:
یکی شهریارست افراسیاب/که آتش همی بد شناسد ز آب-
جهانی بدین گونه کرد انجمن/بد آورد ازین رزم بر خویشتن-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
گرته برداری از داستان "عوج بن عُنُق" پسر حضرت آدم
***
رستم در پاسخ اسفندیار و خوار شمردن زال و سام، از تبار و نژاد سام نریمان میگوید.