بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
شخصیت های شاهنامه، همدیگر را چگونه می بینند؟ - بخش 13 - رستم از دید پولادوند
***
رستم از دید پولادوند:
مرا نیست پایاب با جنگ اوی/نیارم ببد کردن آهنگ اوی-
تن و جان من پیش رای تو باد/همیشه خرد رهنمای تو باد-
من او را بر اندیشه دارم بجنگ/بگردش بگردم بسان پلنگ-
تو لشکر برآغال بر لشکرش/بانبوه تا خیره گردد سرش-
مگر چاره سازم و گر نی بدست/بر و یال او را نشاید شکست-
ازو شاد شد جان افراسیاب/می روشن آورد و چنگ و رباب-
رستم از دید شنگل:
چنین گفت شنگل که این مرد نیست/کس او را بگیتی هم آورد نیست-
یکی ژنده پیلست بر پشت کوه/مگر رزم سازند یکسر گروه-
بتنها کسی رزم با اژدها/نجوید چو جوید نیابد رها-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(98) - اصطلاح ِ "باد به بادبان انداختن"، در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
اصطلاح باد به بادبان انداختن:
تو بر باد این جنگ کشتی مران/چو دانی که آمد سپاهی گران-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
پند های شاهنامه فردوسی - بخش (75) - گفتار پند آموز سپاهیان تورانی با خاقان چین.
***
گزیده پندهایی در لا به لای گفتار ها و متن شاهنامه، که حکیم بزرگوار طوس، بیشتر در آغاز و فرجام داستان هایش و گاه از زبان ِ دل ِ شخصیت های شاهنامه اش، لب به سخن می گشاید.
***
گفتار سپاهیان تورانی با خاقان چین:
ز رستم چرا بیم داری همی/چنین کام دشمن بخاری همی-
ز مادر همه مرگ را زادهایم/میان تا ببستیم نگشادهایم-
اگر خاک ما را بپی بسپرند/ازین کردهٔ خویش کیفر برند-
بکین گر ببندیم زین پس میان/نماند کسی زنده ز ایرانیان-
بهادر امیرعضدی
و.ک(041,4)
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***چو طوس و چو گودرز نیزهگذار/چو گرگین و چون گیو گرد و سوار-
بهادر امیرعضدی
و.ک(041,3)
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***بدانست کو مرد کاموس نیست/چنو نیزهور نیز جز طوس نیست-
بهادر امیرعضدی