برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

نشانگان مردان جنگ از دید کسری انوشیروان

و.ک(367) 

970929

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

***

 #نشانگان مردان جنگ از دید کسری  انوشیروان :

 دگر باره پرسید موبد که شاه/ز شاهان دگر گونه خواهد سپاه -

 کدامست و چون بایدت مرد جنگ/ز مردان شیرافکن و تیز چنگ -

 چنین داد پاسخ که جنگی سوار/نباید که سیر آید از کارزار -

 همان بزمش آید همان رزمگاه/به رخشنده روز و شبان سیاه - 

نگردد به هنگام نیروش کم/ز بسیار و اندک نباشد دژم -

بهادر امیرعضدی

افراسیاب، نگران به عرصه رسیدن کیخسرو خردسال

و.ک(347) 

971117

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
 افراسیاب، نگران به عرصه رسیدن کیخسرو خردسال و کین خواهی پدرش سیاوش در آینده ست.
تدبیر پیران ویسه در اغوای افراسیاب، با گیج و گول نمایاندن مصلحتی کیخسرو برای زدودن نگرانی از روح و روان افراسیاب:
***

 بپرسید کای نو رسیده جوان/چه آگاه داری ز کار جهان-
بر گوسفندان چه گردی همی/زمین را چه گونه سپردی همی-
چنین داد پاسخ که نخچیر نیست/مرا خود کمان و پر تیر نیست-
بپرسید بازش ز آموزگار/ز نیک و بد و گردش روزگار-
بدو گفت جایی که باشد پلنگ/بدرد دل مردم تیزچنگ-
سه دیگر بپرسیدش از مام و باب/ز ایوان و از شهر وز خورد و خواب-
چنین داد پاسخ که درنده شیر/نیارد سگ کارزاری به زیر-
بخندید خسرو ز گفتار اوی/سوی پهلوان سپه کرد روی-
بدو گفت کاین دل ندارد بجای/ز سر پرسمش پاسخ آرد ز پای-
نیاید همانا بد و نیک ازوی/نه زینسان بود مردم کینه جوی-
رو این را به خوبی به مادر سپار/به دست یکی مرد پرهیزگار-
گسی کن به سوی سیاووش گرد/مگردان بدآموز را هیچ گرد-
ز اسپ و پرستنده و بیش و کم/بده هرچ باید ز گنج و درم-
سپهبد برو کرد لختی شتاب/برون بردش از پیش افراسیاب-
  بهادر امیرعضدی

کارگرانی از هند و چین و روم و پارس، ایوان مداین را می سازند.

و.ک(368)

970930

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

***

کارگرانی از هند و چین و روم و پارس،  ایوان مداین را می سازند.

***

 ایوان مداین با سه هزار کارگر از هند و چین و روم و برگزیدن سی استاد کار از صد استاد کار و دو معمار پارسی و دو معمار رومی از سی معمار گزینش شده، ساخته می شود.  

***

 چنین گفت روشن دل پارسی/که بگذاشت با کام دل چارسی - 

که خسرو فرستاد کسها به روم/به هند و به چین و به آباد بوم - 

برفتند کاری گران سه هزار/ز هر کشوری آنک بد نامدار -

 ازیشان هر آنکس که استاد بود/ز خشت و ز گچ بر دلش یاد بود -

 چو صد مرد بیرون شد از رومیان/ز ایران و اهواز وز هر میان -

 ازیشان دلاور گزیدند سی/ازان سی دو رومی و دو پارسی -

 بر خسرو آمد جهاندیده مرد/ برو کار و زخم بنا یاد کرد -


فردوسی و بیداد

و.ک(369) 

971003

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

***

فردوسی و بیداد

***

چو بیدادگر شد جهاندار شاه/ز گردون نتابد ببایست ماه - 

به پستانها در شود شیرخشک/نبودی به نافه درون نیز مشک - 

زنا و ربا آشکارا شود / دل نرم چون سنگ خارا شود -

 به دشت اندرون گرگ مردم خورد/خردمند بگریزد از بی‌خرد -

 شود خایه در زیر مرغان تباه/هرانگه که بیدادگر گشت شاه -


بهادر امیرعضدی

ترسیم مرگ، به روایت حکیم فردوسی طوسی - بخش دوم

971004

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

*** 

ترسیم مرگ، به روایت حکیم فردوسی طوسی - بخش دوم

***

 در زندگی، چهره ای کریه و منحوس تر از مرگ وجود ندارد و شاهنامه به زیبا ترین و شیوا ترین شکل این واقعیت نا گریز و نا گزیر، که خود بخشی از زندگی ست را به تصویر می کشد.

***

واقعیت ِ مرگ، در  شاهنامه به زیبا ترین و شیوا ترین شکل به تصویر کشیده شده.

***

حکیم طوس در سوگ ایرج ِ فریدون:

 جهانا بپروردیش در کنار / وز آن پس ندادی به جان زینهار -  

نهانی ندانم ترا دوست کیست / بدین آشکارت بباید گریست - 


 برین گونه گردد به ما بر سپهر /بخواهد ربودن چو بنمود چهر -

 مبر خود به مهر زمانه گمان / نه نیکو بود راستی در کمان - 

چو دشمنش گیری نمایدت مهر / و گر دوست خوانی نبینیش چهر - 

یکی پند گویم ترا من درست / دل از مهر گیتی ببایدت شست -