برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (295): بدادند پاک از پیِ نام و ننگ، یا بدادند "جان" از پی نام و ننگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (295):
7211 - سران از پی پادشاهی بجنگ
بدادند جان از پی نام و ننگ
۱۸۴۷ – سران از پی پادشاهی به جنگ
بدادند پاک از پی نام و ننگ – خالقی
۳۱۱۶ – سران، از پیِ پادشاهی به جنگ
بدادند پاک، از پیِ نام و ننگ، – کزازی
*
پرسش: 
بدادند پاک از پیِ نام و ننگ،
یا
 بدادند "جان" از پی نام و ننگ
*
  پاسخ:
 بدادند "جان" از پی نام و ننگ
 
✅: بدادند "جان" از پی نام و ننگ، روا تر ست. جان و جنگ. سران(فاعل)، جان(مفعول) دادند. در"بدادند پاک، از پیِ نام و ننگ"، مفعول، "مغفول" ست.
متن شماره 2088، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (294): نبودی بدآن پَست کردن درنگ یا نبودی بر آن پست کردن درنگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (294):
7204 - که گر کوه پیش آمدی روز جنگ
نبودی بر آن رزم کردن درنگ
۱۸۴۰ – اگر کوه پیش آمدی روز جنگ
نبودی بدآن پَست کردن درنگ – خالقی
۳۱۰۹ – اگر کوه پیش آمدی روزِ جنگ،
نبودی بر آن پست کردن درنگ، – کزازی
*
پرسش: 
نبودی بدآن پَست کردن درنگ
یا
نبودی بر آن پست کردن درنگ
*
  پاسخ:
نبودی بر آن پست کردن درنگ
 
✅: "نبودی بر آن پست کردن درنگ"، روا تر ست. عطف به بیت پسین: "همه دستهاشان فروماند پست/در زور یزدان بریشان ببست". دست هاشان از "پست" کردن کوه، باز ماند.
متن شماره 2087، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (293): به تیغ و به تیر و به گرز و کمند/همی آزمودند یا بتیغ و بگرز و بتیر و کمند/همی آزمودند

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (293):
7202 - بتیغ و بگرز و بتیر و کمند
همی آزمودند هرگونه بند
۱۸۳۸ – به تیغ و به تیر و به گرز و کمند
همی آزمودند هرگونه بند – خالقی
۳۱۰۷ – به تیغ و به تیر و به گرز و کمند،
همی آزمودند هرگونه بند. – کزازی
*
پرسش: 
به تیغ و به تیر و به گرز و کمند/همی آزمودند هرگونه بند. 
یا
بتیغ و بگرز و بتیر و کمند/همی آزمودند هرگونه بند
*
  پاسخ:
بتیغ و بگرز و بتیر و کمند/همی آزمودند هرگونه بند
 
✅: "بتیغ و بگرز و بتیر و کمند/همی آزمودند هرگونه بند"،روا تر ست. تیغ و گرز با کاربرد رزمی "ضربتی"(زدنی یا کوبیدنی)، تیغ زن، گرز کوب - تیر و کمندِ(انداختنی یا افکندنی) تیر انداز یا کمند افکن.
متن شماره 2086، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (292): به خون ریختن سخت بسته کمر یا بخون ریختن بسته "گُردان" کمر

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (292):
7201 - ازآن پس بهامون نهادند سر
بخون ریختن بسته گردان کمر
۱۸۳۷ – وُ زآن پس به هامون نهادند سر
به خون ریختن سخت بسته کمر – خالقی
۳۱۰۶ – و زآن پس به هامون نِهادند سر،
به خون ریختن سخت بسته کمر. – کزازی
*
پرسش: 
به خون ریختن سخت بسته کمر
یا
بخون ریختن بسته "گُردان" کمر
*
  پاسخ:
بخون ریختن بسته "گُردان" کمر
 
✅: بخون ریختن بسته "گُردان" کمر، روا تر ست. "گُردان" سپاه، از هر دو سو، کمر همت بر بسته اند. در "به خون ریختن سخت بسته کمر"، فاعل مبهم ست.
متن شماره 2085، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (291): "بپیش اندرون " و "که بدبخت و بختآور آنجا گذشت." یا "به زیر اندرون" و "که تا زنده شایست بر وی گذشت"

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (291):
7197 - بپیش اندرون بود هامون و دشت
که تا زنده شایست بر وی گذشت
۱۸۳۳ – به زیر اندرون بود هامون و دشت
که بدبخت و بخت آور آنجا گذشت – خالقی
۳۱۰۲ – به زیر اندرون، بود هامون و دشت
که بدبخت و بختآور آنجا گذشت. – کزازی
*
پرسش: 
"بپیش اندرون " و "که بدبخت و بختآور آنجا گذشت."
یا
"به زیر اندرون"  و "که تا زنده شایست بر وی گذشت"
*
  پاسخ:
به زیر" اندرون بود هامون و دشت"
 
✅: "به "زیر" اندرون بود هامون و دشت"، روا تر ست.  عطف به بیت پیشین: دو "بالا" بداندر دو روی سپاه/که شایست کردن بهرسو نگاه - و "که تا زنده شایست بر وی گذشت"، روا تر ست. عطف به قرینه سازی: "که تا زنده شایست بر وی گذشت"با "که شایست کردن بهرسو نگاه" از بیت پیشین.
متن شماره 2084، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی