برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (285): از اختر همی بخت او تیره دید یا ز اختر همی بختِ وارونه دید یا از اختر همی بخت، وارونه دید *

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (285):
7162 - چو گودرز گفتار پیران شنید
از اختر همی بخت وارونه دید
۱۷۹۸ – چو گودرز گفتار پیران شنید
از اختر همی بخت او تیره دید – خالقی
۳۰۶۵ – چو گودرز گفتارِ پیران شنید،
ز اختر همی بختِ وارونه دید. – کزازی
*
پرسش: 
از اختر همی بخت او تیره دید
یا
ز اختر همی بختِ وارونه دید
یا
از اختر همی بخت، وارونه دید
*
  پاسخ:
از اختر همی بخت، وارونه دید
 
✅: از اختر همی بخت وارونه دید ،روا تر ست. گفتار پیران، گودرز را خوش نیامد("بخت وارونه دید") چرا که، عطف به دو بیت پسین: بپیران چنین گفت کای نامور/شنیدیم گفتار تو سربسر - ز خون سیاوش بافراسیاب/چه سودست از داد سر برمتاب - گفتار پیران را بر بنیاد بیداد دید و به گفتارش اقبال نشان نداد.
متن شماره 2078، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (284): ابا نامدارانِ آن انجمن، یا من و نامدارانِ این انجمن یا کسی را نیازارم از انجمن

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (284):
7160 - وگر تو شوی کشته بر دست من
کسی را نیازارم از انجمن
۱۷۹۶ – وُگر تو شوی کُشته بر دست من
ابا نامدارانِ آن انجمن، – خالقی
۳۰۶۳ – وگر تو شوی کشته بر دستِ من،
من و نامدارانِ این انجمن! – کزازی
*
پرسش: 
ابا نامدارانِ آن انجمن،
یا
من و نامدارانِ این انجمن
یا
کسی را نیازارم از انجمن
*
  پاسخ:
کسی را نیازارم از انجمن
 
✅: "کسی را نیازارم از انجمن"، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: اگر من به دست تو گردم تباه/نجویند کینه به توران سپاه.
متن شماره 2077، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (283):

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (283):
7152 - سپاه دو کشور همه شد تباه
گه آمد که برداری این کینه گاه
۱۷۸۷ – سپاه دو کشور چُنین شد تباه
گه آمد که برداری این کینه گاه – خالقی
۳۰۵۴ – سپاهِ دو کشور، چنین، شد تباه،
گَه آمد که برداری این کینه گاه. – کزازی
*
پرسش: 
سپاهِ دو کشور، چنین، شد تباه،
یا
سپاه دو کشور "همه" شد تباه
*
  پاسخ:
سپاه دو کشور "همه" شد تباه
 
✅: "سپاه دو کشور "همه" شد تباه"، روا تر ست. تاکیدِ موکد و دوباره از "همه"(دامنه ی فراگیر کشتار) سپاهیان از هر دو سو(جهان سربسر پاک بی مرد گشت).
متن شماره 2076، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (282): دو لشکر، بدین خاک، بر یکدگر یا دو لشکر چنین پاک با یکدگر

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (282):
7151 - دو لشکر چنین پاک با یکدگر
فگنده چو پیلان ز تن دور سر
۱۷۸۶ – دو لشکر برین خاک بر یکدگر
فگنده چو پیلان، ز تن دور سر – خالقی
۳۰۵۳ – دو لشکر، بدین خاک، بر یکدگر
فگنده چو پیلان ز تن دُور سر. – کزازی
*
پرسش: 
 دو لشکر، بدین خاک، بر یکدگر
یا
دو لشکر چنین پاک با یکدگر
*
  پاسخ:
دو لشکر چنین پاک با یکدگر
 
✅: "دو لشکر چنین پاک با یکدگر"، روا تر ست. "دو لشکر"، هر دو، همگانی، اینچنین سران دشمن را گردن زده، سران از تنان دشمن "دور فکنده". عطف به بیت پسین: جهان سربسر پاک بی مرد گشت/برین کینه پیکار ما سرد گشت. پاک(جمله، همگی، بکلی).
متن شماره 2075، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (281): به درد جگر برگرستند زار یا به درد جگر برگسستند زار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (281):
7144 - گرفتند مر یکدگر را کنار
بدرد جگر برگسستند زار
۱۷۷۹ – گرفتند مر یکدگر را کنار
به درد جگر برگرستند زار – خالقی
۳۰۴۶ – گرفتند مر یکدگر را کنار،
به دردِ جگر بر،گِرِستند زار – کزازی
*
پرسش: 
به درد جگر برگرستند زار
یا
به درد جگر برگسستند زار
*
  پاسخ:
به درد جگر برگسستند زار
 
✅: به درد جگر برگسستند زار، روا تر ست. عطف به بیت پسین: برفتند و بس روی برگاشتند/غریویدن و بانگ برداشتند. از هم گسستند و رفتند، روی برگاشتند(هزیمت کردند).
متن شماره 2074، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی