| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (275): |
| 7119 - کنون از بر و بوم و فرزند خویش |
| که اندیشد از جان و پیوند خویش |
| ۱۷۵۵ – کنون از بر و بوم و فرزند خویش |
| که اندیشد و جان و پیوند خویش، – خالقی |
| ۳۰۲۴ – کنون از بر و بوم و فرزندِ خویش، |
| که اندیشد و جان و پیوندِ خویش، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| که اندیشد و جان و پیوندِ خوی |
| یا |
| که اندیشد از جان و پیوند خویش |
| * |
| پاسخ: |
| که اندیشد از جان و پیوند خویش |
| ✅: "که اندیشد از جان و پیوند خویش" روا تر ست. اکنون، بین میهن(بر و بوم) و "فرزندان و خویشان" چه کسی به فکر فرزند و خویشان خود ست؟ استفهام انکاری. بیت پسین: بدین رزمگه بست باید میان/بکینه شدن پیش ایرانیان. |
| متن شماره 2068، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (274): |
| 7118 - جهان سربسر با فراز و نشیب |
| چنینست تا رفتن اندر نهیب |
| ۱۷۵۳ – جهان سربسر با فراز و نِشیب |
| چُنین ستمان رفتن اندر وُریب – خالقی |
| ۳۰۲۲ – جهان، سربسر، با فراز و نِشیب، |
| چنین استمان رفتن اندر نِهیب. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چُنین ستمان رفتن اندر وُریب |
| یا |
| چنین استمان رفتن اندر نِهیب |
| یا |
| چنینست تا رفتن اندر نهیب |
| * |
| پاسخ: |
| چنینست تا رفتن اندر نهیب |
| ✅: "چنینست تا رفتن اندر نهیب"، روا تر ست تا چنین استمان که(محدود به تورانیان) ست. "چنین ست"، فراگیر تر و جهان شمول تر ست تا "چنین استمان"(تورانیان). |
| متن شماره 2067، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (273): |
| 7115 - یکی را ز ما زنده اندر جهان |
| نبیند کس از مهتران و کهان |
| ۱۷۵۰ – یکی را ز ما زنده اندر جهان |
| نبیند کس از آشکار و نهان – خالقی |
| ۳۰۱۹ – یکی را ز ما زنده اندر جهان |
| نبینند کس، آشکار و نِهان. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نبیند کس از آشکار و نهان |
| یا |
| نبینند کس از آشکار و نهان |
| یا |
| نبیند کس از مهتران و کهان |
| * |
| پاسخ: |
| نبیند کس از مهتران و کهان |
| ✅: "نبیند کس از مهتران و کهان،" روا تر ست. چه از مهتران و چه از کهتران، "کسی" یکی از ما را زنده نخواهد "دید". نمی بیند. |
| متن شماره 2066، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (272): |
| 7112 - بیک رزم کآمد شما را شکست |
| کشیدید یکسر ز پیکار دست |
| ۱۷۴۷ – به یک ره که آمد شما را شکست |
| کشیدی همه یکسر از جنگ دست – خالقی |
| ۳۰۱۶ – به یک ره که آمد شما را شکست، |
| کشیدید یکباره از جنگ دست. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| کشیدی همه یکسر از جنگ دست |
| یا |
| کشیدید یکباره از جنگ دست |
| * |
| پاسخ: |
| کشیدید یکباره از جنگ دست |
| ✅: "کشیدید یکباره از جنگ دست"، روا تر ست. عطف به بیتِ پیشین: "سران را ز لشکر سراسر بخواند/فراوان سَخُن پیش ایشان براند"، مخاطب پیران، "سران لشکر"ند. یکباره دست از جنگیدن "کشیدید". |
| متن شماره 2065، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (270): |
| 7106 - "همه" سر بسر سوگوار و نژند |
| دژم گشته از گشت چرخ بلند |
| ۱۷۴۱ – همه سر بسر سوگوار و نژند |
| دُژم گشته گُردان ز چرخِ بلند – خالقی |
| ۳۰۱۰ – همه، سر به سر، سوگوار و نِژَند، |
| دُژَم گشته گُردان، ز چرخِ بلند. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| دُژَم گشته گُردان، ز چرخِ بلند |
| یا |
| دژم گشته از گشت چرخ بلند |
| * |
| پاسخ: |
| دژم گشته از گشت چرخ بلند |
| ✅: "دژم گشته از گشت چرخ بلند"، روا تر ست. مراد از "گشت"، چرخشِ چرخِ بلند ست. "همه" دُژم از سرنوشت و گردشِ گردون.تاکید بر دُژم گشتگیِ همگان |
| متن شماره 2063، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |