| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (269): |
| 7099 - "نگر تا سپه" را نیاری بجنگ |
| سه روز اندرین کرد باید درنگ |
| ۱۷۳۴ – نگر تا سپه را نیاری بجنگ |
| سه روز اندرین کرد باید درنگ – خالقی |
| ۳۰۰۳ – "سپه را نگر" تا نیاری به جنگ! |
| سه روز، اندر این کار، باید درنگ. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| سپه را نگر تا نیاری به جنگ! |
| یا |
| نگر، تا سپه را نیاری بجنگ |
| * |
| پاسخ: |
| نگر، تا سپه را نیاری بجنگ |
| ✅: "نگر، تا سپه" را نیاری بجنگ روا تر ست. چرا که بهتر و با تاکید، مفهوم هشدار دادن و بر حذر داشتن را می رساند تا "سپه را نگر"(سپه را ببین، نگاه کن، تماشا کن). |
| متن شماره 2062، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (268): |
| 7064 - برو سربسر خواندند آفرین |
| که چون تو کسی نیست پر داد و دین |
| ۱۶۹۸ – برو سربسر خواندند آفرین |
| که ای پاک و نیک اختر و پاک دین، – خالقی |
| ۲۹۶۷ – بر او، سربه سر، خواندند آفرین |
| که: ای پاکِ نیک اخترِ پاک دین! – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بر او، سربه سر، خواندند آفرین/که: ای پاکِ نیک اخترِ پاک دین! |
| یا |
| برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین |
| * |
| پاسخ: |
| برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین |
| ✅: برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین – روا تر ست، چرا که با بیت پسین: پرستنده چون تو فریدون نداشت/که گیتی سراسر بشاهی گذاشت - همگان تر و متناسب تر ست. |
| متن شماره 2061، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (267): |
| 7058 - ور ایدونک پیران بخواهد نبرد |
| باندوه لشکر بیارد چو گرد |
| ۱۶۹۲ – وَر ایدونک پیران نخواهد نبرد |
| بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد، – خالقی |
| ۲۹۶۱ – ور ایدون که پیران بخواهد نبرد |
| به انبوه لشکر بیارَد چو گرد، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| ور ایدون که پیران "بخواهد" نبرد/بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد |
| یا |
| ور ایدونک پیران "نخواهد" نبرد/به انبوه لشکر بیارَد چو گَرد |
| * |
| پاسخ: |
| ور ایدونک پیران "نخواهد" نبرد/بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد |
| ✅: ور ایدونک پیران نخواهد نبرد/بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد، - روا تر ست. عطف به بیت پسین: همیدون "بانبوه" ما همچو کوه/بباید شدن پیش او همگروه – "بدانبوه"، "بدینسان"، "بدانسان"، از شیوه های سبکیِ حکیم ست. |
| متن شماره 2060، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (266): |
| 7056 - چو برگشته بخت او شد نگون |
| بریدش سر از تن بسان هیون |
| ۱۶۹۰ – چو سرگشته شد بخت او شد نگون |
| بریده سرش، تَنش غلتان به خون – خالقی |
| ۲۹۵۹ – چو سرگشته شد، بختِ او شد نگون، |
| بریده سرش، تَنش غلتان به خون. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چو سرگشته شد، بختِ او شد نگون،/بریده سرش، تَنش غلتان به خون. |
| یا |
| چو برگشته ی بخت او شد نگون/بریدش سر از تن بسان هیون |
| * |
| پاسخ: |
| چو برگشته ی بخت او شد نگون/بریدش سر از تن بسان هیون |
| ✅: چو برگشته ی بخت او شد نگون/بریدش سر از تن بسان هیون –روا تر ست. چون بختِ بر گشته ی "هومان"، سرنگون شد، بیژن، سرش(سر هومان را) به سان گوسفندی بر ید. |
| متن شماره 2059، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (265): |
| 7047 - ابا پیر سر من بدین رزمگاه |
| بکشتن دهم تن بپیش سپاه |
| ۱۶۸۱ – ابا پیرسر تن بدین رزمگاه |
| به کُشتن دهم پیش ایران سپاه – خالقی |
| ۲۹۵۰ – اَبا پیرسر، تن بدین رزمگاه |
| به کشتن دهم، پیشِ ایران سپاه. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| اَبا پیرسر، تن بدین رزمگاه/به کشتن دهم، پیشِ ایران سپاه |
| یا |
| ابا پیر سر "من" بدین رزمگاه/بکشتن دهم "تن" بپیش سپاه |
| * |
| پاسخ: |
| ابا پیر سر "من" بدین رزمگاه/بکشتن دهم "تن" بپیش سپاه |
| ✅: ابا پیر سر "من" بدین رزمگاه/بکشتن دهم "تن" بپیش سپاه - روا تر ست. شیوه ی سبکی جلوهگری و تناسب دو واژه ی "من و تن"، در بیت. |
| متن شماره 2058، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |