| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (259): |
| 7023 - چو ضحاک بدگوهر بدمنش |
| که کردند شاهان بدو سرزنش |
| ۱۶۵۷ – ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش |
| که کردند شاهان بدو سرزنش، – خالقی |
| ۲۹۲۶ – ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش |
| که کردند شاهان بدو سرزنش، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش |
| یا |
| چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش |
| * |
| پاسخ: |
| چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش |
| ✅: چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش، روا تر ست. عطف به بیت پسین: "ز افراسیاب آمد آن بد خوی/همان غارت و کشتن و بدگوی"، چون ضحاک، "بدگوهر و بدمنش" بود، از افراسیاب هم همین "بدمنشی و بدگوهری و بد خویی و بد سرشتی" در قالب "غارت و کشتن و بدگویی"، سر زد. |
| متن شماره 2052، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (258): |
| 7017 - جهان را چه مایه بسختی بداشت |
| جهان آفرین زو همه درگذاشت |
| ۱۶۵۱ – جهان را بسختی چه مایه بداشت |
| جهان آفرین زو همه درگذاشت – |
| ۲۹۲۳ – جهان را، به سختی، چه مایه بداشت، |
| یکی دادگر را، بر او بر، گماشت، – |
| * |
| پرسش: |
| جهان را بسختی چه مایه بداشت/جهان آفرین زو همه درگذاشت |
| یا |
| جهان را، به سختی، چه مایه بداشت،/یکی دادگر را، بر او بر، گماشت، |
| یا |
| جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت |
| * |
| پاسخ: |
| جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت |
| ✅: جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت، روا تر ست. ضحاک، جهانیان را چه مقدار(بسیار، چه بسا که) در سختی داشت و جهانآفرین، از او "در گذشت" کنار گذاشت و عطف به بیت پسین: یکی دادگر(فریدون) را برو بر(به جای او) گماشت. |
| متن شماره 2051، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (257): |
| 7006 - بدان تا تن رنج بردارشان |
| برآساید از جنگ و پیکارشان |
| ۱۶۴۰ – بدان تا تنِ رنج بردارشان |
| برآساید از شب ز پیکارشان – خالقی |
| ۲۹۱۲ – بِدان تا تنِ رنج بُردارشان |
| برآساید از شب، ز کَردارشان. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| برآساید از شب، ز کَردارشان |
| یا |
| برآساید از شب ز پیکارشان |
| یا |
| برآساید از جنگ و پیکارشان |
| * |
| پاسخ: |
| برآساید از جنگ و پیکارشان |
| ✅: برآساید از "جنگ و پیکارشان"، روا تر ست. عطف به بیت های پیشین: وُزآن پس به روی سپه بنگرید/سران را همه گونه پژمرده دید - ز رنج نبرد و ز خون ریختن/بهرجای با دشمن آویختن - |
| متن شماره 2050، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (256): |
| 6998 - پس آن گفته شاه بیژن بیاد |
| همی داشت وان دم مرا یادداد |
| ۱۵۳۲ – پس آن گفته ی شاه بیژن به یاد |
| همی داشت و بند مرا برگشاد، – خالقی |
| ۲۹۰۴ – پس آن گفته ی شاه بیژن به یاد، |
| همی داشت و بندِ مرا برگشاد، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| همی داشت و بندِ مرا برگشاد |
| یا |
| همی داشت وان دم مرا یادداد |
| * |
| پاسخ: |
| همی داشت وان دم مرا یادداد |
| ✅: همی داشت وان دم "مرا یاد داد"، روا تر ست. چرا که بیژن، پیش تر، به گیو یاد آوری کرده بود. عطف به گفتار بیژن به پدرش گیو: من ایدون شنیدستم از شهریار/که پیران فراوان کند کارزار - سرانجام بر دست گودرز هوش/برآید تو ای باب چندین مکوش - |
| متن شماره 2049، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (255): |
| 6996 - بپیران رسیدم نوندم بجای |
| فروماند و ننهاد از پیش پای |
| ۱۶۳۰ – به پیران رسیدم، نوندم به جای |
| فروماند و ننهاد در پیش پای – خالقی |
| ۲۹۰۲ – به پیران رسیدم، نوندم به جای |
| فروماند و ننهاد در پیش پای. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| فروماند و ننهاد "در" پیش پای |
| یا |
| فروماند و ننهاد "از" پیش پای |
| * |
| پاسخ: |
| فروماند و ننهاد "از" پیش پای |
| ✅: "فروماند و ننهاد از پیش پای،" روا تر ست. پای "از" پای، پیش ننهاد. قدم "از" قدم بر نداشت. |
| متن شماره 2048، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |