برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (259): ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش یا چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (259):
7023 - چو ضحاک بدگوهر بدمنش
که کردند شاهان بدو سرزنش
۱۶۵۷ – ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش
که کردند شاهان بدو سرزنش، – خالقی
۲۹۲۶ – ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش
که کردند شاهان بدو سرزنش، – کزازی
*
پرسش: 
 ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش
یا
چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش
*
  پاسخ:
چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش
 
✅: چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش، روا تر ست. عطف به بیت پسین: "ز افراسیاب آمد آن بد خوی/همان غارت و کشتن و بدگوی"، چون ضحاک، "بدگوهر و بدمنش" بود، از افراسیاب هم همین "بدمنشی و بدگوهری و بد خویی و بد سرشتی" در قالب "غارت و کشتن و بدگویی"، سر زد.   
متن شماره 2052، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (258): بسختی چه مایه بداشت/جهان آفرین زو همه درگذاشت یا یکی دادگر را، بر او بر، گماشت یا چه مایه بسختی

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (258):
7017 - جهان را چه مایه بسختی بداشت
جهان آفرین زو همه درگذاشت
۱۶۵۱ – جهان را بسختی چه مایه بداشت
جهان آفرین زو همه درگذاشت – 
۲۹۲۳ – جهان را، به سختی، چه مایه بداشت،
یکی دادگر را، بر او بر، گماشت، – 
*
پرسش: 
جهان را بسختی چه مایه بداشت/جهان آفرین زو همه درگذاشت
یا
جهان را، به سختی، چه مایه بداشت،/یکی دادگر را، بر او بر، گماشت،
یا
جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت
*
  پاسخ:
جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت
 
✅: جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت، روا تر ست. ضحاک، جهانیان را چه مقدار(بسیار، چه بسا که) در سختی داشت و جهانآفرین، از او "در گذشت" کنار گذاشت و عطف به بیت پسین: یکی دادگر(فریدون) را برو بر(به جای او) گماشت.
متن شماره 2051، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (257): برآساید از شب، ز کَردارشان یا برآساید از شب ز پیکارشان یا برآساید از جنگ و پیکارشان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (257):
 
7006 - بدان تا تن رنج بردارشان
برآساید از جنگ و پیکارشان
۱۶۴۰ – بدان تا تنِ رنج بردارشان
برآساید از شب ز پیکارشان – خالقی
۲۹۱۲ – بِدان تا تنِ رنج بُردارشان
برآساید از شب، ز کَردارشان. – کزازی
*
پرسش: 
برآساید از شب، ز کَردارشان 
یا
برآساید از شب ز پیکارشان
یا
برآساید از جنگ و پیکارشان
*
  پاسخ:
برآساید از جنگ و پیکارشان
 
✅: برآساید از "جنگ و پیکارشان"، روا تر ست. عطف به بیت های پیشین: وُزآن پس به روی سپه بنگرید/سران را همه گونه پژمرده دید - ز رنج نبرد و ز خون ریختن/بهرجای با دشمن آویختن -
متن شماره 2050، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (256): همی داشت و بندِ مرا برگشاد یا همی داشت وان دم مرا یادداد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (256):
 
6998 - پس آن گفته شاه بیژن بیاد
همی داشت وان دم مرا یادداد
۱۵۳۲ – پس آن گفته ی شاه بیژن به یاد
همی داشت و بند مرا برگشاد، – خالقی
۲۹۰۴ – پس آن گفته ی شاه بیژن به یاد،
همی داشت و بندِ مرا برگشاد، – کزازی
*
پرسش: 
همی داشت و بندِ مرا برگشاد
یا
همی داشت وان دم مرا یادداد
*
  پاسخ:
همی داشت وان دم مرا یادداد
 
✅: همی داشت وان دم "مرا یاد داد"، روا تر ست. چرا که بیژن، پیش تر، به گیو یاد آوری کرده بود. عطف به گفتار بیژن به پدرش گیو: من ایدون شنیدستم از شهریار/که پیران فراوان کند کارزار - سرانجام بر دست گودرز هوش/برآید تو ای باب چندین مکوش -
متن شماره 2049، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (255): فروماند و ننهاد "در" پیش پای یا فروماند و ننهاد "از" پیش پای

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (255):
 
6996 - بپیران رسیدم نوندم بجای
فروماند و ننهاد از پیش پای
۱۶۳۰ – به پیران رسیدم، نوندم به جای
فروماند و ننهاد در پیش پای – خالقی
۲۹۰۲ – به پیران رسیدم، نوندم به جای
فروماند و ننهاد در پیش پای. – کزازی
*
پرسش: 
فروماند و ننهاد "در" پیش پای
یا
فروماند و ننهاد "از" پیش پای
*
  پاسخ:
فروماند و ننهاد "از" پیش پای
 
✅: "فروماند و ننهاد از پیش پای،" روا تر ست. پای "از" پای، پیش ننهاد. قدم "از" قدم بر نداشت.
متن شماره 2048، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی