| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (254): |
| 6992 - چو از بار آهن برآسوده شد |
| خورش جست و می چند پیموده شد |
| ۱۶۲۶ – چُن از بار آهن تن آسوده گشت |
| خروش و هنر چند بنموده گشت، – خالقی |
| ۲۸۹۸ – چو از بارِ آهن تن آسوده گشت، |
| خروش و هنر چند بنموده گشت، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چو از بارِ آهن تن آسوده گشت/خروش و هنر چند بنموده گشت |
| یا |
| چو از بار آهن برآسوده شد/خورش جست و می چند پیموده شد |
| * |
| پاسخ: |
| چو از بار آهن برآسوده شد/خورش جست و می چند پیموده شد |
| ✅: "خورش جست و می چند پیموده شد"، روا تر ست. گودرز، رختِ رزم از تن زدود و از بار سنگین زره سه لایه خود، وا رهید، با آسودگی، به شادخواری و شاد نوشی پرداخت. |
| متن شماره 2047، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (253): |
| 6982 - بران بر نهادند هر دو سپاه |
| که شب بازگردند ز آوردگاه |
| ۱۶۱۶ – بر آن بر نهادند هر دو سپاه |
| که شب بازگردیم ازین رزمگاه – خالقی |
| ۲۸۸۸ – بر آن بر نِهادند هر دو سپاه |
| که: شب، بازگردیم از این رزمگاه. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بران بر نِهادند هر دو سپاه/که: شب، بازگردیم از این رزمگاه |
| یا |
| بران بر نهادند هر دو سپاه/که شب بازگردند ز آوردگاه |
| * |
| پاسخ: |
| بران بر نهادند هر دو سپاه/که شب بازگردند ز آوردگاه |
| ✅: بران بر "نهادند" هر دو سپاه/که شب "بازگردند" ز آوردگاه - "آنان" بنیاد را بر آن "بر نهادند"، تا "بازگردند" و "گزینند" شبگیر، مردان مرد. |
| متن شماره 2046، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (252): |
| 6981 - ابر پشت پیلان تبیره زنان |
| ازان رزمگه بازگشت آن زمان |
| ۱۶۱۵ – ابر پشت پیلان تبیره زنان |
| از آن رزمگه بازگشته دنان – خالقی |
| ۲۸۸۷ – اَبَر پشتِ پیلان، تبیره زنان |
| از آن رزمگه بازگشته، دمان، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| از آن رزمگه بازگشته، دمان |
| یا |
| ازان رزمگه بازگشت آن زمان |
| * |
| پاسخ: |
| ازان رزمگه بازگشت آن زمان |
| ✅: ازان رزمگه بازگشت آن زمان. روا تر ست. واژه های دمان و دنان، بیشتر با حالت تهاجم و یورش تناسب دارد تا حالتِ عقب نشینی و روی برگاشتن. |
| متن شماره 2045، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (251): |
| 6979 - از اسبان و مردان همه رفته هوش |
| دهن خشک و رفته ز تن زور و توش |
| ۱۶۱۳ – از اسبان و مردان همه رفته هوش |
| دهان بازمانده، نشسته خرووش – خالقی |
| ۲۸۸۵ – ز اسبان و مردان، همه رفته هوش، |
| دهان بازمانده ز بانگ و خروش. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| دهان بازمانده، نشسته خرووش |
| یا |
| دهان بازمانده ز بانگ و خروش |
| یا |
| دهن خشک و رفته ز تن زور و توش |
| * |
| پاسخ: |
| دهن خشک و رفته ز تن زور و توش |
| ✅: دهن خشک و رفته ز تن زور و توش. روا تر ست. اسبان و مردان، همگی تشنه و بی زور و توش و توان مانده. |
| متن شماره 2044، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (250): |
| 6972 - خدنگش بدرید برگستوان |
| بماند آن زمان بارگی بی روان |
| ۱۶۰۷ – خدنگیش بر زین و بَرگُستَوان |
| بزد، ماند بیگانه اسب از روان – خالقی |
| ۲۸۷۹ – خدنگیش بر زین و برگستوان |
| بزد، ماند بیگانه اسب از روان. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| خدنگیش بر زین و برگستوان/بزد، ماند بیگانه اسب از روان |
| یا |
| خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان |
| * |
| پاسخ: |
| خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان |
| ✅: "خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان - روا تر ست. با "یک" تیرِِ خدنگ، برگستوان اسب را درید و اسب، بی جان شد. با "یک" تیر، هنرمندانه تر ست تا با "دو" تیر. و با ویژگی سبکی شاهنامه، همگون تر. |
| متن شماره 2043، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |