برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (254): تن آسوده گشت/خروش و هنر چند بنموده گشت یا برآسوده شد/خورش جست و می چند پیموده شد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (254):
 
6992 - چو از بار آهن برآسوده شد
خورش جست و می چند پیموده شد
۱۶۲۶ – چُن از بار آهن تن آسوده گشت
خروش و هنر چند بنموده گشت، – خالقی
۲۸۹۸ – چو از بارِ آهن تن آسوده گشت،
خروش و هنر چند بنموده گشت، – کزازی
*
پرسش: 
 چو از بارِ آهن تن آسوده گشت/خروش و هنر چند بنموده گشت
یا
چو از بار آهن برآسوده شد/خورش جست و می چند پیموده شد
*
  پاسخ:
چو از بار آهن برآسوده شد/خورش جست و می چند پیموده شد
 
✅:  "خورش جست و می چند پیموده شد"، روا تر ست. گودرز، رختِ رزم از تن زدود و از بار سنگین زره سه لایه خود، وا رهید، با آسودگی، به شادخواری و شاد نوشی پرداخت.
متن شماره 2047، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (253): که: شب، بازگردیم از این رزمگاه یا که شب بازگردند ز آوردگاه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (253):
6982 - بران بر نهادند هر دو سپاه
که شب بازگردند ز آوردگاه
۱۶۱۶ – بر آن بر نهادند هر دو سپاه
که شب بازگردیم ازین رزمگاه – خالقی
۲۸۸۸ – بر آن بر نِهادند هر دو سپاه
که: شب، بازگردیم از این رزمگاه. – کزازی
*
پرسش: 
بران بر نِهادند هر دو سپاه/که: شب، بازگردیم از این رزمگاه
یا
بران بر نهادند هر دو سپاه/که شب بازگردند ز آوردگاه
*
  پاسخ:
بران بر نهادند هر دو سپاه/که شب بازگردند ز آوردگاه
 
✅: بران بر "نهادند" هر دو سپاه/که شب "بازگردند" ز آوردگاه - "آنان" بنیاد را بر آن "بر نهادند"، تا "بازگردند" و "گزینند" شبگیر، مردان مرد.
متن شماره 2046، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (252): از آن رزمگه بازگشته، دمان یا ازان رزمگه بازگشت آن زمان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (252):
 
6981 - ابر پشت پیلان تبیره زنان
ازان رزمگه بازگشت آن زمان
۱۶۱۵ – ابر پشت پیلان تبیره زنان
از آن رزمگه بازگشته دنان – خالقی
۲۸۸۷ – اَبَر پشتِ پیلان، تبیره زنان
از آن رزمگه بازگشته، دمان، – کزازی
*
پرسش: 
از آن رزمگه بازگشته، دمان
یا
ازان رزمگه بازگشت آن زمان
*
  پاسخ:
ازان رزمگه بازگشت آن زمان
 
✅: ازان رزمگه بازگشت آن زمان. روا تر ست. واژه های دمان و دنان، بیشتر با حالت تهاجم و یورش تناسب دارد تا حالتِ عقب نشینی و روی برگاشتن.
متن شماره 2045، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (251): دهان بازمانده، نشسته خروش یا دهان بازمانده ز بانگ و خروش یا دهن خشک و رفته ز تن زور و توش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (251):
 
6979 - از اسبان و مردان همه رفته هوش
دهن خشک و رفته ز تن زور و توش
۱۶۱۳ – از اسبان و مردان همه رفته هوش
دهان بازمانده، نشسته خرووش – خالقی
۲۸۸۵ – ز اسبان و مردان، همه رفته هوش،
دهان بازمانده ز بانگ  و خروش. – کزازی
*
پرسش: 
دهان بازمانده، نشسته خرووش 
یا
دهان بازمانده ز بانگ  و خروش
یا
دهن خشک و رفته ز تن زور و توش
*
  پاسخ:
دهن خشک و رفته ز تن زور و توش
 
✅:    دهن خشک و رفته ز تن زور و توش.  روا تر ست. اسبان و مردان، همگی تشنه و بی زور و توش و توان مانده.
متن شماره 2044، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (250): خدنگیش بر زین و /بزد، ماند بیگانه اسب از روان یا خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (250):
 
6972 - خدنگش بدرید برگستوان
بماند آن زمان بارگی بی روان
۱۶۰۷ – خدنگیش بر زین و بَرگُستَوان
بزد، ماند بیگانه اسب از روان – خالقی
۲۸۷۹ – خدنگیش بر زین و برگستوان
بزد، ماند بیگانه اسب از روان. – کزازی
*
پرسش: 
خدنگیش بر زین و برگستوان/بزد، ماند بیگانه اسب از روان
یا
خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان
*
  پاسخ:
خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان
 
✅: "خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان - روا تر ست. با "یک" تیرِِ خدنگ، برگستوان اسب را درید و  اسب، بی جان شد. با "یک" تیر، هنرمندانه تر ست تا با "دو" تیر. و با ویژگی سبکی شاهنامه، همگون تر.
متن شماره 2043، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی