| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی | |
| *** | |
| چالش شماره (165): | |
| 6413 - چو هومان و نستیهن از پشت اوی | |
| جدا ماند شد باد در مشت اوی | |
| ۱۰۴۶ – چو هومان و نَستیهَن از پشت اوی | |
| جدا شد غم انگار در مشت اوی – خالقی | |
| ۲۳۱۷ – چو هومان و نستیهن از پشت اوی، | |
| جدا شد، غم انگار در مشت اوی - کزازی | |
| * | |
| پرسش: | |
| جدا شد غم انگار در مشت اوی | |
| یا | |
| جدا ماند شد باد در مشت اوی | |
| * | |
| پاسخ: | |
| جدا ماند شد باد در مشت اوی | |
| ✅: جدا ماند شد باد در مشت اوی، روا تر ست. اشاره به باد در مشت داشتن. کارِ بیهوده. بهره نبردن. | |
| متن شماره 1958، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM | |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (164): |
| 6398 - وزان سو که شد اشکش تیزهوش |
| برآمد ز خوارزم یکسر خروش |
| ۱۰۳۱ – وُزان سو که رفت اَشکَش تیزهوش |
| برآمد ز خوارزم یکسر خروش – خالقی |
| ۲۳۰۲ – وزان سو که شد اشکش تیزهوش |
| برآمد ز خوارزم یکسر خروش - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| وزان سو که شد اشکش تیزهوش |
| یا |
| وزان سو که شد اشکش تیزهوش |
| * |
| پاسخ: |
| وزان سو که شد اشکش تیزهوش |
| ✅: وزان سو که شد اشکش تیزهوش، روا تر ست. شد، شیوه سبکی حکیم ست تا رفت. |
| متن شماره 1957، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (163): |
| 6363 - دگر آفرین کرد بر پهلوان |
| که جاوید بادی و روشن روان |
| ۹۹۹ – نخست آفرین کرد بر پهلوان |
| که جاوید بادی و روشن روان – خالقی |
| ۲۲۷۰ – نخست، آفرین کرد بر پهلوان |
| که: جاوید بادیّ و روشن روان! - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نخست، آفرین کرد بر پهلوان |
| یا |
| دگر آفرین کرد بر پهلوان |
| * |
| پاسخ: |
| دگر آفرین کرد بر پهلوان |
| ✅: دگر آفرین کرد بر پهلوان. روا تر ست. در نامه ها، رسم بر اینست که "نخست" آفرین بر دادار گفته می شود. آنگاه(و دیگر)،" به بزرگداشت پهلوان. |
| متن شماره 1956، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (162): |
| 6333 - چو از راه ایران بیامد سوار |
| کس آمد بر خسرو نامدار |
| ۹۷۱ – چُن از راه ایران برآمد سُوار |
| کس آمد برِ خسرو نامدار – خالقی |
| ۲۲۴۲ – چو از راهِ توران برآمد سوار، |
| کس آمد برِ خسروِ نامدار. - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چو از راهِ توران برآمد سوار |
| یا |
| چو از راه ایران بیامد سوار |
| * |
| پاسخ: |
| چو از راه ایران بیامد سوار |
| ✅: چو از راه ایران بیامد سوار. روا تر ست. سپاه گودرز هنوز از مرز ایران پای فراتر نگذارده. |
| متن شماره 1955، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (161): |
| 6325 - اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| همی جست باید کنونست گاه |
| ۹۶۳ – اگر هرگزت نزد من دستگاه |
| همی جست باید، کنونست گاه – خالقی |
| ۲۲۳۴ – اگر هرگزت نزدِ من دستگاه |
| همی جُست باید، کنون است گاه. - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| اگر هرگزت نزد من دستگاه |
| یا |
| اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| * |
| پاسخ: |
| اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| ✅: اگر مر تو را نزد من دستگاه. روا تر ست. اگر تو جویای کسب اعتبار و جایگاه از من هستی، فرصت را برای نشان دادن بایستگی هایت غنیمت شمار. |
| متن شماره 1954، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |