برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (320): بدآورد کردند آهنگِ شوم یا به آوردگه کردن آهنگ‌، شوم

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (320):
7353 - بتورانیان بر بد آن جنگ شوم
به آوردگه کردن آهنگ شوم
۱۹۸۵ – به تورانیان بر بُد آن جنگ شوم
بدآورد کردند آهنگِ شوم – خالقی
۳۲۵۴ – به تورانیان بر، بُد آن جنگ شوم،
به آوردگه، کردن آهنگ شوم. – کزازی
*
پرسش: 
بدآورد کردند آهنگِ شوم
یا
به آوردگه کردن آهنگ‌، شوم
*
  پاسخ:
به آوردگه کردن آهنگ شوم
 
✅: به آوردگه "کردن" آهنگ، شوم، روا تر ست، تا بدآورد "کردند" آهنگِ شوم.  چون آن جنگ، به باور تورانیان شوم دیده شده بود(بُد آن جنگ، شوم)، عزم و اراده ی جنگیدن هم شوم، داوری شد.
متن شماره 2122، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (319): گاهِ شادی بر اوی،/بر آن سو که خواهد، بتابدش روی یا گاه شادی بروی/همی خواری و سختی آرد بروی

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (319):
7351 - شبیخون کند گاه شادی بروی
همی خواری و سختی آرد بروی
۱۹۸۳ – شبیخون کند گاهِ شادی بر اوی
برآن سو که خواهد بتابَدش روی – خالقی
۳۲۵۲ – شبیخون کند گاهِ شادی بر اوی،
بر آن سو که خواهد، بتابدش روی. – کزازی
*
پرسش: 
شبیخون کند گاهِ شادی بر اوی،/بر آن سو که خواهد، بتابدش روی
یا
شبیخون کند گاه شادی بروی/همی خواری و سختی آرد بروی
*
  پاسخ:
شبیخون کند گاه شادی بروی/همی خواری و سختی آرد بروی
 
✅: شبیخون کند گاه شادی بروی/همی خواری و سختی آرد بروی، روا تر ست. تضاد شادی از یک سو و خواری و سختی، از دیگر سو، به رخ کشیده شده.
متن شماره 2121، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (318): به پهلوی و تُرک اندر آمد، نگون، یا هم آنگاه ترک اندر آمد نگون

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (318):
7334 - هم آنگاه ترک اندر آمد نگون
ز چشمش برون آمد از درد خون
۱۹۶۶ – به پهلوی و، تُرک اندر آمد نگون
ز چشمش برون آمد از درد خون – خالقی
۳۲۳۴ – به پهلوی و تُرک اندر آمد، نگون،
ز چشمش برون آمد، از درد، خون. – کزازی
*
پرسش: 
به پهلوی و تُرک اندر آمد، نگون،
یا
هم آنگاه ترک اندر آمد نگون
*
  پاسخ:
هم آنگاه ترک اندر آمد نگون
 
✅: "هم آنگاه" ترک اندر آمد نگون، روا تر ست. تُرک(اندریمان)، در دَم، بی درنگ، همان دَم، " اندر آمد نگون"
متن شماره 2120، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (317): زد بر سپَرش/که با ترگ و با کَرگ بردوخت سرش یا بزد بر سرش/که بردوخت با ترگ رومی برش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (317):
7332 - یکی تیر گرگین بزد بر سرش
که بردوخت با ترگ رومی برش
۱۹۶۴ – یکی تیر گرگین بزد بر سپَرش
که با ترگ و با کَرگ بردوخت سرش – خالقی
۳۲۳۲ – یکی تیر گرگین بزد بر سرش
که بردوخت با ترگ رومی برش – کزازی
*
پرسش: 
بزد بر سپَرش/که با ترگ و با کَرگ بردوخت سرش
یا
بزد بر سرش/که بردوخت با ترگ رومی برش
*
  پاسخ:
یکی تیر گرگین بزد بر سپَرش 
✅:  "یکی تیر گرگین بزد بر سپَرش/که با ترگ و با کَرگ بردوخت سرش". یک تیر با سه هدف، به ترتیب"کرگ(سپر)، ترگ(خُود) و سر(تارک)". روا تر ست. چرا که یک تیر با سه هدف، حماسی تر ست تا یک تیر با دو هدف. و نیز، "یکی تیر گرگین بزد بر سرش/که بردوخت با ترگ رومی برش، که تیر، ترگ(کلاه خُود) را به سرش که خُود "بَرَش"(بر آن) بود، "بر بِدوخت". یک تیر به سه هدف(سپر، خُود و سرش).
متن شماره 2119، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (316): بر آن اِسپَر کرگ و بر خُود و ترگ. یا بران اسپر کرگ و بر ترک و ترگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (316):
7331 - همی تیر بارید همچون تگرگ
بران اسپر کرگ و بر ترک و ترگ
۱۹۶۳ – همی تیر بارید همچون تگرگ
ابر اِسپر کَرگ و بر خود و تَرگ – خالقی      
۳۲۳۱ – همی تیر بارید، همچون تگرگ،
بر آن اِسپَر کرگ و بر خُود و ترگ. – کزازی
*
پرسش: 
بر آن اِسپَر کرگ و بر خُود و ترگ.
یا
بران اسپر کرگ و بر ترک و ترگ
*
  پاسخ:
بران اسپر کرگ و بر ترک و ترگ
 
✅: بران اسپر کرگ و بر تُرک و ترگ، روا تر ست. واژ آرایی ک و گ – کرگ، تُرک و تَرگ
متن شماره 2118، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی