برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
« آداب میگساری »، در شاهنامه فردوسی - 14
***
شاهان و پهلوانان در شاهنامه، بنا به رسمی نا نوشته و معمول پس از نیایش، به پاس پیروزی شان به میگساری می نشینند.
***
میگساری یلان پس از رهایی بیژن از چاه و شبیخون زدن رستم به ایوان افراسیاب و گریزان شدن افراسیاب:بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(106) - اصطلاح ِ "از جان خود سیر گشتن"، در شاهنامه ی فردوسی .
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
اصطلاح "از جان خود سیر آمدن":
چنین گفت با گیو پس پهلوان/که پیران* به سیری رسید از روان-
....................
پ ن:
* پیران ویسه، پهلوان تورانی، وزیر افراسیاب
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(105) - اصطلاح ِ "پشیمانی دگر سودی ندارد"، در شاهنامه ی فردوسی .
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
اصطلاح "پشیمانی دگر سودی ندارد":
گرین گفتههای مرا نشنوی/بفرجام کارت پشیمان شوی-
پشیمانی آنگه نداردت سود/که تیغ زمانه سرت را درود-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
پند های شاهنامه فردوسی - بخش (81) - پند گودرز به گیو
***
گزیده پندهایی در لا به لای گفتار ها و متن شاهنامه، که حکیم بزرگوار طوس، بیشتر در آغاز و فرجام داستان هایش و گاه از زبان ِ دل ِ شخصیت های شاهنامه اش، لب به سخن می گشاید.
***
گفتار گودرز به گیو:
یکی داستان گفته بودم بشاه/چو فرمود لشکر کشیدن براه-
که دل را ز مهر کسی برگسل/کجا نیستش با زبان راست دل-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
پند های شاهنامه فردوسی - بخش (80) - پند پیران به گیو
***
گزیده پندهایی در لا به لای گفتار ها و متن شاهنامه، که حکیم بزرگوار طوس، بیشتر در آغاز و فرجام داستان هایش و گاه از زبان ِ دل ِ شخصیت های شاهنامه اش، لب به سخن می گشاید.
***
پند پیران به گیو:
مرا مرگ بهتر ازان زندگی/که سالار باشم کنم بندگی-
یکی داستان زد برین بر پلنگ/چو با شیر جنگ آورش خاست جنگ-
بنام ار بریزی مرا گفت خون/به از زندگانی بننگ اندرون-
بهادر امیرعضدی