برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (240): برآورد گه جای گشتن نماند یا بر "آوردگه"، جایِ گشتن نماند،

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (240):
 
6855 - برآورد گه جای گشتن نماند  
پی اسب را برگذشتن نماند
۱۴۸۹ – بر آوردگه جایِ گشتن نماند   
پی اسب را برگذشتن نماند – خالقی
۲۷۵۷ – بر آوردگه، جایِ گشتن نماند،
پیِ اسب را، برگذشتن نماند. – کزازی
*
پرسش: 
برآورد گه جای گشتن نماند
یا
بر "آوردگه"، جایِ گشتن نماند،
*
  پاسخ:
بر "آوردگه"، جایِ گشتن نماند،
 
✅:    بر "آوردگه"، جایِ گشتن نماند، روا تر ست. مراد از آوردگه،"آوردگاه"، میدان نبرد ست. نه آورد گاه، به مفهومِ "گاه"، و زمان و فرصت و مجال.
متن شماره 2033، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (238): دُرود آن کجا بآرزو خود بکشت یا درود آن کجا بآرزو خود بکشت

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (238):
7015 - چو ما چرخ گردان فراوان سرشت
درود آن کجا بآرزو خود بکشت
۱۶۴۹ – چو ما چرخِ گَردان فراوان سرشت
درود آن کجا بآرزو خود بکشت – خالقی
۲۹۲۱ – چو ما چرخِ گردان فراوان سرشت،
دُرود آن کجا بآرزو خود بکشت. – کزازی
*
پرسش: 
دُرود آن کجا بآرزو خود بکشت
یا
درود آن کجا بآرزو خود بکشت
*
  پاسخ:
درود آن کجا بآرزو خود بکشت
 
✅:    "دِرود" آن کجا بآرزو خود بِکِشت، روا تر ست. دِرود، از مصدر "دِرویدن"، "دِرو" کردن.
متن شماره 2031، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (237): هر آن را که از خویشتن کرد بهر یا مر آن را که از خویشتن کرد بهر

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (237):
 
6834 - نگه کن بدین کار گردنده دهر
مر آن را که از خویشتن کرد بهر
۱۴۶۸ – نگه کن بدین کار گردنده دهر
هر آن را که از خویشتن کرد بهر – خالقی
۲۷۳۷ – نگه کن بدین کارِ گردنده دهر:
مر آن را که از خویشتن کرد بهر، – کزازی
*
پرسش: 
هر آن را که از خویشتن کرد بهر
یا
مر آن را که از خویشتن کرد بهر
*
  پاسخ:
مر آن را که از خویشتن کرد بهر
 
✅:    مر آن را که از خویشتن کرد بهر، روا تر ست. مر، مَر(در قامت، به شمارِ، به مثابهِ)
متن شماره 2030، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (236): هم از شاه ایران دلش بود تنگ یا هم از شاه خسرو دلش بود تنگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (236):
 
6830 - هم از شاه خسرو دلش بود تنگ
بترسید کاید یکایک بجنگ
۱۴۶۴ – هم از شاه ایران دلش بود تنگ
بترسید کاید ز ناگه به جنگ – خالقی
۲۷۳۳ – هم، از شاهِ ایران، دلش بود تنگ،
بترسید کآید، ز ناگه، به جنگ. – کزازی
*
پرسش: 
هم از شاه ایران دلش بود تنگ
یا
 هم از شاه خسرو دلش بود تنگ
*
  پاسخ:
 هم از شاه خسرو دلش بود تنگ
 
✅:   هم از شاه خسرو دلش بود تنگ، روا تر ست. عطف به بیت پسین: بخسرو نگر تا جز از کردگار
متن شماره 2029، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (235): همی گاشته پشت بر کارزار یا همی "کاسته" دید در کارزار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (235):
 
6829 - که از هر سوی لشکر شهریار
همی کاسته دید در کارزار
۱۴۶۳ – که از هر سُوی لشکر شهریار
همی گاشته پشت بر کارزار – خالقی
۲۷۳۲ – که از هر سُوِی، لشکرِ شهریار
همه گاشته پشت بر کارزار. – کزازی
*
پرسش: 
همی گاشته پشت بر کارزار
یا
همی "کاسته" دید در کارزار
*
  پاسخ:
همی "کاسته" دید در کارزار
 
✅: که از هر سوی لشکر شهریار/همی "کاسته" دید در کارزار، روا تر ست. عطف و دو بیت پیشین، پیران اشاره به کمبود نفر دارد: چو نهصد تن از نامداران شاه/سر از تن جدا شد برین رزمگاه - و - جهاندار داند که من با سپاه/نیارم شدن پیش او کینه خواه -
متن شماره 2028، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی