| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (214): |
| 6759 - چو نهصد تن از نامداران شاه |
| سر از تن جدا شد برین رزمگاه |
| ۱۳۹۰ – چو نهصد شد از نامداران تباه |
| سر از تن بریده برآن رزمگاه – خالقی |
| ۲۶۶۱ – چو نهصد شد از نامدارانِ شاه، |
| سر از تن بریده برآن رزمگاه. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| سر از تن بریده برآن رزمگاه |
| یا |
| سر از تن جدا شد برین رزمگاه |
| * |
| پاسخ: |
| سر از تن جدا شد برین رزمگاه |
| ✅: "سر از تن جدا شد برین رزمگاه"، روا تر ست. اشاره یی تلمیحی به جدا شدن سر نستهین در بیت های پیشین: "همان بیژنش کند سر در زمان". |
| متن شماره 2007، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (213): |
| 6758 - یکی رزم تا شب برآمد ز کوه |
| بکردیم یک با دگر همگروه |
| ۱۳۸۹ – یکی رزم، تا شب برآمد ز کوه، |
| بکردیم یک با دگر همگروه – خالقی |
| ۲۶۶۰ – یکی رزم، تا شب برآمد ز کوه، |
| بکردیم با یکدگر، همگروه. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بکردیم با یکدگر، همگروه |
| یا |
| بکردیم یک با دگر همگروه |
| * |
| پاسخ: |
| بکردیم یک با دگر همگروه |
| ✅: "بکردیم یک با دگر همگروه"، روا تر ست. یک سپاه با دیگر سپاه، تا شب به رزم انبوه یا رزم همگروه پرداختیم. |
| متن شماره 2006، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (212): |
| 6756 - برفت از بر من سپیده دمان |
| همان بیژنش کند سر در زمان |
| ۱۳۸۷ – برفت از بر من، سپیده دمان |
| همان بیژنش کند سر در زمان – خالقی |
| ۲۶۵۸ – برفت از برِ من، سپیده دمان، |
| بیامدش، بر دست بیژن، زمان. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بیامدش، بر دست بیژن، زمان |
| یا |
| همان بیژنش کند سر در زمان |
| * |
| پاسخ: |
| همان بیژنش کند سر در زمان |
| ✅: "همان بیژنش کند سر در زمان"، روا تر ست. بیژن، "در زمان"(بی درنگ)، سر از تن نستیهن جدا کرد. و در صورتِ معطوف شدن به(بیامدش بر دست بیژن زمان)، "سر آمدش"موزن تر و زیبا تر ست تا "بیامدش". |
| متن شماره 2005، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (211): |
| 6754 - دل نامداران همه بر شکست |
| همه شادمانی شد از درد پست |
| ۱۳۸۵ – دل نامداران بهم برشکست |
| همه شادمانی شد از درد پست – خالقی |
| ۲۶۵۶ – دلِ نامداران به هم بر شکست، |
| همه شادمانی شد، از درد، پست، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| دل نامداران بهم برشکست |
| یا |
| دل نامداران همه بر شکست |
| * |
| پاسخ: |
| دل نامداران همه بر شکست |
| ✅: "دل نامداران همه بر شکست"، روا تر ست. دلِ "همه" ی نامداران و "همه" ی شادمانی ها از درد محو شد. تاکید بر "همه"، بر انبوهی، بر شمول و فراگیری. |
| متن شماره 2004، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی | |
| *** | |
| چالش شماره (210): | |
| 6747 - نیامد سپاهش ازان که برون | |
| سر پهلوانان ما شد نگون | |
| ۱۳۷۸ – نیامد سپاهش از آن کُه برون | |
| سرِ پَهلَوِ توریان شد نگون – خالقی | |
| ۲۶۴۹ – نیامد سپاهش از آن کُه بِرون، | |
| سرِ پَهلَوِ توریان شد نگون. – کزازی | |
| * | |
| پرسش: | |
| سرِ پَهلَوِ توریان شد نگون | |
| یا | |
| سر پهلوانان ما شد نگون | |
| * | |
| پاسخ: | |
| سر پهلوانان ما شد نگون | |
| ✅: "سر پهلوانان ما شد نگون"، روا تر ست. همه ی پهلوانان تورانی سر خورده و مغبون شدند. | |
| متن شماره 2003، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM | |
| بهادر امیرعضدی |