برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (204): که از سر جدا شد گه کارزار یا که از تن جدا شد گه کارزار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (204):
 
6721 - هم از خون نهصد سر نامدار
که از تن جدا شد گه کارزار
۱۳۵۲ – بر آن خونِ نهصد تنِ نامدار
که از سر جدا شد گه کارزار – خالقی
۲۶۲۳ – بر آن خونِ نهصد سرِ نامدار
که از تن جدا شد، گهِ کارزار؟ – کزازی
*
پرسش: 
که از سر جدا شد گه کارزار
یا
که از تن جدا شد گه کارزار
*
  پاسخ:
که از تن جدا شد گه کارزار
 
✅:    که از تن جدا شد گه کارزار، روا تر ست. سر از تن جدا شدن، معمول و مصطلح تر ست تا خون از سر "روان" و نه جدا شدن.
متن شماره 1997، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (203): نبندم بخارم ازین کینه سر؟ یا نبندم، نخارم، ازین کینه سر

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (203):
 
6720 - چرا من بکین برادر کمر
نبندم نخارم ازین کینه سر
۱۳۵۱ – چرا من به کینِ برادر کمر
نبندم، نخارم برین کینه سر – خالقی
262۲ – چرا من، به کینِ برادر، کمر
نبندم، بخارم، بر این کینه، سر ؟ – کزازی
*
پرسش: 
نبندم بخارم ازین کینه سر؟
یا
نبندم، نخارم، ازین کینه سر
*
  پاسخ:
نبندم؟ نخارم ازین کینه سر.
 
✅:    نبندم؟ نخارم ازین کینه سر. روا تر ست. چرا من به کین خواهی برادر کمر همت بر نبندم و فرصت را حتی برای خاراندن سر، هدر بدهم.
متن شماره 1996، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (202): نکرد آن سخن، بر سپه بر، پدید، یا بکرد آن سخن بر سپه ناپدید

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (202):
 
6716 - شکیبایی و خامشی برگزید
بکرد آن سخن بر سپه ناپدید
۱۳۴۷ – شکیبایی و خامشی برگزید
نکرد آن سَخُن بر سپه بر پدید – خالقی
۲۶۱۸ – شکیبایی و خامشی برگزید،
نکرد آن سخن، بر سپه بر، پدید، – کزازی
*
پرسش: 
نکرد آن سخن، بر سپه بر، پدید،
یا
بکرد آن سخن بر سپه ناپدید
*
  پاسخ:
بکرد آن سخن بر سپه ناپدید
 
✅: بکرد آن سخن بر سپه ناپدید، روا تر ست. چرا که، عطف به بیت پیشین: پیران، "دلش گشت پُردرد و جان پُرنهیب"، التهاب و نگرانی خود را فرو خورد، خود داری کرد و بر عزم سپاهیان توران،خدشه وارد نکرد.

چالش شماره (201): چو "بگزارد" پیغامِ سالارِ شاه، یا چو "بگذارد" پیغام سالار شاه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (201):
 
6713 - چو بگزارد پیغام سالار شاه
بگفت آنچ دید اندران رزمگاه
۱۳۴۴ – چو بگزارد پَیغام ِسالارِ شاه
بگفت آنچ دید اندر آن رزمگاه – خالقی
۲۶۱۵ – چو بگزارد پیغامِ سالارِ شاه،
بگفت آنچه دید اندر آن رزمگاه. – کزازی
*
پرسش: 
چو "بگزارد" پیغامِ سالارِ شاه،
یا
چو "بگذارد" پیغام سالار شاه
*
  پاسخ:
چو "بگذارد" پیغام سالار شاه
 
✅: بیاورد و "بگذارد" پیغام خویش: روا تر ست، مراد نامه ی لاک و مهر شده را بیاورد و "بگذارد" نه "بگزارد".
متن شماره 1994، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (200): سُوی لشکرش بر گرفتند راه یا سوی لشکر خویش بگرفت راه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (200):
 
6710 - برفت از در پهلوان با سپاه
سوی لشکر خویش بگرفت راه   
۱۳۴۱ – برفت از درِ پهلوان با سپاه
سُوی لشکرش بر گرفتند راه – خالقی
۲۶۱۲ – برفت از درِ پهلوان، با سپاه،
سویِ لشکرش، برگرفتند راه. – کزازی
*
پرسش: 
سُوی لشکرش بر گرفتند راه
یا
سوی لشکر خویش بگرفت راه   
*
  پاسخ:
سوی لشکر خویش بگرفت راه   
 
✅:    سوی لشکر خویش بگرفت راه، روا تر ست. چرا که این رویین ست که سوی لشکر خویش باز میگردد.
متن شماره 1993، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی