| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (209): |
| 6739 - اگر نیز بیند مرا زین گناه |
| کند گردن آزاد و آید براه |
| ۱۳۷۰ – اگر شاه بیند، مرا زین گناه |
| کند گردن آزاد و آرد به راه – خالقی |
| ۲۶۴۱ – اگر شاه بیند، مرا زاین گناه |
| کند گردن آزاد و آرد به راه – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| "اگر شاه بیند" و "آید براه" |
| یا |
| "اگر نیز بیند" و "آرد براه" |
| * |
| پاسخ: |
| اگر نیز بیند مرا زین گناه/کند گردن آزاد و آید براه |
| ✅: "اگر نیز بیند مرا زین گناه"، روا تر ست. اگر افراسیاب "نیز" صلاح "بیند" و از گناه من در گذرد و مرا ببخشد(کند گردن آزاد). |
| متن شماره 2002، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (208): |
| 6738 - که این ایزدی بود بود آنچ بود |
| ندارد ز گفتار بسیار سود |
| ۱۳۶۹ – که آن ایزدی بود و بود آنچ بود |
| نباید ز گفتارِ بسیار سود – خالقی |
| ۲۶۴۰ – که آن ایزدی بود و بود آنچه بود، |
| نیاید ز گفتارِ بسیار، سود. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| "نباید" و "نیاید" ز گفتارِ بسیار سود |
| یا |
| ندارد ز گفتار بسیار سود |
| * |
| پاسخ: |
| ندارد ز گفتار بسیار سود |
| ✅: "ندارد ز گفتار بسیار سود"، روا تر ست. گفتار بسیار( مراد از حرفِ اضافی، گلایه مندی از چرخِ سپهر)، سودی ندارد. |
| متن شماره 2001، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (207): |
| 6737 - ز کیخسرو از من بیازرد شاه |
| جزین خویشتن را ندانم گناه |
| ۱۳۶۸ – به کیخسرو از من بیازرد شاه |
| وُزآن خویشتن را ندانم گناه، – خالقی |
| ۲۶۳۹ – به کیخسرو، از من بیازَرد شاه، |
| و زآن خویشتن را ندانم گناه، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| و زآن خویشتن را ندانم گناه |
| یا |
| جزین خویشتن را ندانم گناه |
| * |
| پاسخ: |
| جزین خویشتن را ندانم گناه |
| ✅: "جزین خویشتن را ندانم گناه"، روا تر ست. من بد عهدی با افراسیاب کرده ام نه با کیخسرو. و "جزین" گناه دیگری(بد عهدی به کیخسرو) از من سر نزده. |
| متن شماره 2000، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (206): |
| 6735 - ازان کس برآرد جهاندار گرد |
| که پیش تو آید بروز نبرد |
| ۱۳۶۶ – از آن سر برآرد جهاندار گَرد، |
| که پیش تو آید، به روز نبرد – خالقی |
| ۲۶۳۷ – از آن سر برآرد جهاندار گَرد، |
| که پیشِ تو آید، به روزِ نبرد. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| از آن "سر" برآرد جهاندار گَرد، |
| یا |
| ازان "کس" برآرد جهاندار گرد |
| * |
| پاسخ: |
| ازان کس برآرد "جهاندار" گرد |
| ✅: ازان کس برآرد جهاندار گرد، روا تر ست. چرا که: مراد از "جهاندار"، "چرخِ سپهر" در بیتِ پیشین، "کز آن گه که چرخِ سپهرِ بلند/بگشت از برِ تیره خاکِ نِژَند"، ست. نه کیخسرو. |
| متن شماره 1999، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
|