| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (184): |
| 6543 - همه یک بدیگر فرازآوریم |
| سران را ز سر سوی گاز آوریم |
| ۱۱۷۵ – همه یک به دیگر فرازآوریم |
| سران را سُوی کازار آوریم – خالقی |
| ۲۴۴۵ – همه، یک به دیگر، فراز آوریم، |
| سران را سویِ جنگ باز آوریم. - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| سران را سُوی کارزار آوریم |
| یا |
| سران را سویِ جنگ باز آوریم |
| یا |
| سران را ز سر سوی گاز آوریم |
| * |
| پاسخ: |
| سران را ز سر سوی گاز آوریم |
| ✅: سران را ز سر سوی گاز آوریم، روا تر ست. مراد از سران، حریفان، همآوردان را "از نو"، دو باره، به شیوه ی جنگِ(تن به تن) واداریم تا به گزش، گزند آوری(گاز)، رزمیدن و زخم زدن بر گزینیم. |
| متن شماره 1977، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (183): |
| 6539 - گنهکار دانی مرا بی گناه |
| نخواهی بگفتار کردن نگاه |
| ۱۱۷۱ – گنهکار داری مرا بی گناه، |
| نخواهی به گفتار کردن نگاه، – خالقی |
| ۲۴۴۱ – گنهکار داری مرا، بیگناه، |
| نخواهی به گفتار کردن نگاه، - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| گنهکار داری مرا بی گناه |
| یا |
| گنهکار دانی مرا بی گناه |
| * |
| پاسخ: |
| گنهکار دانی مرا بی گناه |
| ✅: گنهکار دانی مرا بی گناه، روا تر ست. گناهکار دانستن معمول و متعارف و مصطلح تر ست تا گناهکار داشتن. |
| متن شماره 1976، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (182): |
| 6538 - اگر سر بپیچی ز گفتار من |
| نجویی همه ژرف کردار من |
| ۱۱۷۰ – اگر سر بپیچی ز گفتار من، |
| بجویی همی ژرف پیکار من، – خالقی |
| ۲۴۴۰ – اگر سر بپیچی ز گفتارِ من، |
| بجویی همه ژرف پیکارِ من، - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بجویی "همی" یا "همه" ژرف پیکار من |
| یا |
| نجویی همه ژرف کردار من |
| * |
| پاسخ: |
| نجویی همه ژرف کردار من |
| ✅: نجویی همه ژرف کردار من، روا تر ست. رو گردان گفتار من شوی و جویای رفتار و کردار من نباشی و درنیابی. پیکار با کردار و رفتار و گفتار، مناسبتی ندارد. |
| متن شماره 1975، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (181): |
| 6537 - که نپسندد از ما بدی دادگر |
| گزافه نبردارد این شور و شر |
| ۱۱۶۹ – که نپسندد از ما بدی کردگار |
| گزافه نبردارد این روزگار – خالقی |
| ۲۴۳۹ – که نپسندد از ما بدی کَردگار، |
| گزافه نَبَردارد این روزگار. - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| گزافه نبردارد این روزگار |
| یا |
| گزافه نبردارد این شور و شر |
| * |
| پاسخ: |
| گزافه نبردارد این شور و شر |
| ✅: گزافه نبردارد این شور و شر، روا تر ست. خدا را خوش نمی آید و جنگیدن بیهوده و به یاوه هم سود و نتیجه یی ندارد(نه بر دارد)، بر و باری ندارد. |
| متن شماره 1974، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (180): |
| 6536 - سه دیگر که از کردگار جهان |
| بترسم همی آشکار و نهان |
| ۱۱۶۸ – وُدیگر که از کردگار جهان |
| بترسم همی آشکار و نهان، – خالقی |
| ۲۴۳۸ – دو دیگر که از کَردگارِ جهان، |
| بترسم همی، آشکار و نِهان، - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| "دو" یا "وُدیگر" که از کردگار جهان |
| یا |
| سه دیگر که از کردگار جهان |
| * |
| پاسخ: |
| سه دیگر که از کردگار جهان |
| ✅: سه دیگر که از کردگار جهان، روا تر ست. ۱، به "خوب گفتار" گمان برده شود - ۲، دلسوز سپاهیانم ۳، ترس از دادار دارم. |
| متن شماره 1973، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |