برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

ردّ و نشان ِ جبر باوری در شاهنامه ی فردوسی - بخش 13 - جبر اندیشی مهراب کابلی

و.ک(003,13)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی

***
ردّ و نشان ِ جبر باوری در شاهنامه ی فردوسی - بخش 13 - جبر اندیشی مهراب کابلی.
***
جبر اندیشی از زبان مهراب کابلی به همسرش سیندخت:

به سیندخت مهراب گفت این سخن/نوآوردی و نو نگردد کهن-
سرای سپنجی بدین سان بود/خرد یافته زو هراسان بود-
یکی اندر آید دگر بگذرد/گذر نی که چرخش همی بسپرد-
به شادی و انده نگردد دگر/برین نیست پیکار با دادگر-


بهادر امیرعضدی

(134) - مترادف ِ اصطلاح ِ "از راه به در بردن" در شاهنامه ی فردوسی.

برگزیده هایی از شاهنامه  فردوسی
***
(134) - مترادف ِ اصطلاح ِ "از راه به در بردن" در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه.
***

از راه به در بردن:
چنان دان که رودابه را پور سام/نهانی نهادست هر گونه دام-
ببردست روشن دلش را ز راه/یکی چاره مان کرد باید نگاه-

بهادر امیرعضدی

وصف رودابه

برگزیده هایی از شاهنامه  فردوسی
***
وصف رودابه:

 سه دیگر چو رودابهٔ ماه روی/یکی سرو سیمست با رنگ و بوی-
ز سر تا به پایش گلست وسمن/به سرو سهی بر سهیل یمن
از آن گنبد سیم سر بر زمین/فرو هشته بر گل کمند از کمین-
به مشک و به عنبر سرش بافته/به یاقوت و زمرد تنش تافته-
سر زلف و جعدش چو مشکین زره/فگندست گویی گره بر گره-
ده انگشت برسان سیمین قلم/برو کرده از غالیه صدرقم-
بت آرای چون او نبیند بچین/برو ماه و پروین کنند آفرین-

به بالای ساج است و همرنگ عاج/یکی ایزدی بر سر از مشک تاج-
دو نرگس دژم و دو ابرو به خم/ستون دو ابرو چو سیمین قلم-
دهانش به تنگی دل مستمند/سر زلف چون حلقهٔ پای بند-
دو جادوش پر خواب و پرآب روی/پر از لاله رخسار و پر مشک موی-
نفس را مگر بر لبش راه نیست/چنو در جهان نیز یک ماه نیست-

بهادر امیرعضدی

(133) - مترادف ِ اصطلاح ِ "نخود زیر زبونش نمی خیسه" یا حرف در دهنش نمی مونه در شاهنامه ی فردوسی

برگزیده هایی از شاهنامه  فردوسی
***
(133) - مترادف ِ اصطلاح ِ "نخود زیر زبونش نمی خیسه" یا حرف در دهنش نمی مونه در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه.
***
اصطلاح "نخود زیر زبونش نمی خیسه" یا حرف در دهنش نمی مونه:

 پرستنده با ماه دیدار گفت/که هرگز نماند سخن در نهفت-
مگر آنکه باشد میان دو تن/سه تن نا نهانست و چار انجمن-
بگوی ای خردمند پاکیزه رای/سخن گر به رازست با ما سرای-

بهادر امیرعضدی

با فرزند نام و نشان بجا می ماند( به گیتی بماند ز فرزند نام)

و.ک(067) 

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی

***
 با فرزند نام و نشان بجا می ماند( به گیتی بماند ز فرزند نام):

چه نیکوتر از پهلوان جوان/که گردد به فرزند روشن روان-
چو هنگام رفتن فراز آیدش/به فرزند نو روز بازآیدش-
به گیتی بماند ز فرزند نام/که این پور زالست و آن پور سام-
بدو گردد آراسته تاج و تخت/ازان رفته نام و بدین مانده بخت-

بهادر امیرعضدی