برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (16): پر امید یا بر اومید؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (16):

 
4889 - فراوان گهر باید و زرو سیم
برفتن پر امید و بودن به بیم - مسکو
*
۸۴۲ – فراوان گهر باید و زرّ و سیم
برفتن پُر اومید، بودن به بیم – خالقی
*
۸۵۰ – فراوان گهر باید و زرّ و سیم،
برفتن بر اومید و بودن به بیم. – کزازی
*
  پرسش:
پر امید
یا
بر اومید

*
  پاسخ:
۸۵۰ – فراوان گهر باید و زرّ و سیم،
برفتن بر اومید و بودن به بیم. – کزازی
 
"✅  بر بنیاد امیدِ گنج، بر پایه ی امیدِ گنج، دلخوشیم و امیدوار.  و در بودن(نرفتن)، در بیم و هراس تنگدستی و بی بهره ماندن اندریم.  به کیخسرو: "بپسیچم"(تدارک) این "کار"(رهانیدن بیژن از چاه) را، نه با جنگ، که با ترفند و تدبیر، خواهم داد"
 

متن شماره 1800، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (15): که این کار ببسیچم یا که جز کار نبسیچم


چالش شماره (15):

 4886 - چنین گفت رستم بشاه جهان
که این کار ببسیچم اندر نهان


۸۳۹ – چنین گفت رستم به شاه  جهان
که جز کار نبسیچم اندر نهان – خالقی


۸۴۷ – چنین گفت رستم به شاهِ جهان
که: این کار بپسیچم، اندر نهان. – کزازی
 
پرسش:
که این کار ببسیچم
یا
که جز کار نبسیچم
 
پاسخ:
چنین گفت رستم به شاهِ جهان
که این کار بپسیچم، اندر نهان


✅     رستم به کیخسرو: "بپسیچم"(تدارک) این "کار"(رهانیدن بیژن از چاه) را، نه با جنگ، که با ترفند و تدبیر، خواهم داد
 
بهادر امیرعضدی

چالش شماره ((14: اهرمن یا یک زمان و بیندازد آن تیغ زن را یا بگردانَد آن تیغزن را؟

چالش شماره ((14
 4885 - بجنباندش اهرمن دل ز جای
بیندازد آن تیغ زن را زپای


۸۳۸ – بجنباندش یک زمان دل ز جای
بگرداند آن تیغ زن را زپای – خالقی


۸۴۶ – بجنبانَدش یک زمان دل ز جای،
بگردانَد آن تیغزن را ز پای. – کزازی
 
پرسش:
اهرمن
یا
یک زمان
و
بیندازد آن تیغ زن را
یا
بگردانَد آن تیغزن را

   
پاسخ:
بجنباندش اهرمن دل ز جای
بیندازد آن تیغ زن را زپای


✅ : اصطلاحاً، "شیطان به جلد افراسیاب برود"، برانگیخته شود و "آن" تیغزن(بیژن) را از پای "بیاندازد".


بهادر امیرعضدی
 

چالش شماره (13): بسی خوانده افسون و نیرنگ و بند - یا - بدو داده افسونِ اکوان و بند؟


چالش شماره (13):
 
4884 - یکی بادسارست دیو نژند
بسی خوانده افسون و نیرنگ و بند - مسکو
 
۸۳۷ – یکی بادسارست دیوی نژند
بدو داده افسونِ اَکوان و بند – خالقی


۸۴۵ – یکی بادسار است و دیوی نِژَند
بدو داده افسونِ اکوان و بند. – کزازی  


پرسش:
بسی خوانده افسون و نیرنگ و بند
یا
بدو داده افسونِ اکوان و بند.

 
پاسخ:
 
بترسم ز بد گوهر افراسیاب
که بر جان بیژن بگیرد شتاب

اشاره به دیوساری افراسیاب دارد که بسیار داری افسون و نیرنگ و بند ست و پیش از به بند کشیدن بیژن، او را خواهد کشت.
و رستم هم به این "بند" بازی و فریبکاری و افسونگری افراسیاب اشاره می‌کند:
کلید چنین "بند" باشد فریب
نباید برین کار کردن نهیب


و کمتر به گمان می آید که اشاره فردوسی به سنگِ اکوان و کُند و بند بر دست و پای بیژن باشد.
 
بهادر امیرعضدی

چالش شماره (12): همی شهر بر شهر هودج کشید - یا - همه دشت، از آواز او، می خَنید؟


چالش شماره (12):


  4923 - همی شهر بر شهر هودج کشید
همی رفت تا شهر توران رسید - مسکو


۸۷۵ –  همه دشت، از آواز او، می خَنید
همی رفت تا شهر پیران رسید – خالقی


۸۸۳ – همه دشت، از آوازِ او، می خُنید،
همی رفت، تا شهرِ پیران رسید. – کزازی


پرسش:
همی شهر بر شهر هودج کشید
یا
همه دشت، از آواز او، می خَنید


 
پاسخ:
در پیوند و با توجه به چند بیت پیشین و بیت ِ

سوی شهر توران نهادند روی
یکی کاروانی پر از رنگ و بوی
 
و بیت های پسین، و بیتِ
 
چو آمد بنزدیک شهر ختن
نظاره بیامد برش مرد و زن
 
همی شهر بر شهر هودج کشید

چرا که: کاروان بازارگانی رستم به ختن(زاد و بوم پیران) در حرکت ست و رستم، هودج(کجاوه ی حمل بار و بنه ی کاروان) را به ختن می‌برد و مرد و زن به تماشای هودج می آیند.  


 بهادر امیرعضدی