-
شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی-۷ - فرایین ِ نا لایق، شاهی که شایستگی شاهی ندارد
یکشنبه 8 دی 1398 22:51
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی-۷ - فرایین ِ نا لایق، شاهی که شایستگی شاهی ندارد *** فرایین ِ نا لایق ، شاهی که شایستگی شاهی ندارد. *** فرایین*۱ چو تاج کیان بر نهاد/همی گفت چیزی که آمدش یاد- همی گفت شاهی کنم یک زمان/نشینم برین تخت بر، شادمان- به از بندگی توختن شست سال/برآورده رنج...
-
شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی-۶ - گوهر (نژاد)، مبنای لیاقت و شایستگی از دیدگاه گردیه
یکشنبه 8 دی 1398 21:22
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی-۶ - گوهر (نژاد)، مبنای لیاقت و شایستگی از دیدگاه گردیه *** گزینه ی گوهر (نژاد)، مبنای لیاقت و شایستگی برای گزینش شاهی از دیدگاه گردیه *** بهرام از سران، در باب پس زدن قباد از تخت شاهی مشاوره میخواهد: چه بینی چه گویی بدین کار ما/بود گاه شاهی سزاوار...
-
شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی- ۵ - اردشیر و گزینش سربازان
یکشنبه 8 دی 1398 21:13
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شایسته سالاری در شاهنامه ی فردوسی- ۵ - اردشیر و گزینش سربازان *** در باور اردشیر، میزان گزینش افراد بر بنیاد لیاقت و شایستگی استوار ست. *** اردشیر برای افزایش ِ شمار ِ سپاهش، در فراخوانی کسانی را که پسر دارند، فرا می خواند: کنون از خردمندی اردشیر/سخن بشنو و یک به یک یادگیر- بکوشید...
-
ردّ و رگه ی نذری دادن در شاهنامه
یکشنبه 8 دی 1398 09:39
و.ک(167) برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** ردّ و رگه ی نذری دادن در شاهنامه *** فرانک*۱ و بخشش و دست گیری نیازمندان، مترادف (نذری ِ دادن) امروزی، برای چیرگی فریدون بر ضحاک: وزان پس کسی را که بودش نیاز/همی داشت روز بد خویش راز- نهانش نوا کرد و کس را نگفت/ همان راز او داشت اندر نهفت- یکی هفته زین گونه بخشید چیز/چنان شد...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۶ - سروش و خسرو پرویز
سهشنبه 3 دی 1398 12:29
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۶ - سروش و خسرو پرویز *** خسرو پرویز در جنگ با بهرام چوبینه، در حال فرار به کوه می زند. سروش از غیب به یاریش می شتابد: چوشد زان نشان کار برشاه تنگ/پس پشت شمشیر و در پیش سنگ- به یزدان چنین گفت کای کردگار/توی برتر از گردش روزگار- بدین جای بیچارگی دست...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۵ - سروش و هوم عابد
سهشنبه 3 دی 1398 12:27
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۵ - سروش و هوم عابد *** هوم ِ عابد، از به خواب دیدن سروش و غار افراسیاب میگوید: پرستنده بودم بدین کوهسار/که بگذشت برگنگ دژ شهریار- همی خواستم تا جهانآفرین/بدو دارد آباد روی زمین- چو باز آمد او شاد و خندان شدم/نیایش کنان پیش یزدان شدم- سروش خجسته شبی...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۴ - سروش و کیخسرو - بخش ۲
سهشنبه 3 دی 1398 12:26
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۴ - سروش و کیخسرو - بخش ۲ *** سروش، به خواب کیخسرو می آید: بخفت او و روشن روانش نخفت/که اندر جهان با خرد بود جفت- چنان دید در خواب کو را بگوش/نهفته بگفتی خجسته سروش- که ای شاه نیک اختر و نیک بخت/بسودی بسی یاره و تاج و تخت- اگر زین جهان تیز بشتافتی/کنون...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۳ - سروش و کیخسرو - بخش ۱
سهشنبه 3 دی 1398 12:24
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۳ - سروش و کیخسرو - بخش ۱ *** سروش، به خواب گودرز می آید و نوید گشایش ِ تنگنای گردنکشی های افراسیاب با آوردن کیخسرو از سیاووشگرد را می دهد: چنان دید گودرز یک شب به خواب/که ابری برآمد ز ایران پرآب- بران ابر باران خجسته سروش/به گودرز گفتی که بگشای گوش-...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۲ - سروش و فریدون
سهشنبه 3 دی 1398 12:22
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۲ - سروش و فریدون *** ضحاک، شکست خورده و پریشان به ایوان کاخش میرسد: به چنگ اندرون شست یازی کمند/برآمد بر بام کاخ بلند- بدید آن سیه نرگس شهرناز/پر از جادویی با فریدون به راز- دو رخساره روز و دو زلفش چو شب/گشاده به نفرین ضحاک لب- به مغز اندرش آتش رشک...
-
نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۱ – سروش و کیومرث
سهشنبه 3 دی 1398 12:18
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نقش رهنمونی سروش در شاهنامه - ۱ – سروش و کیومرث *** سروش در کار امید و تحرک بخشیدن به کیومرث در مرگ سیامک: سیامک به دست خروزان دیو/تبه گشت و ماند انجمن بی خدیو - کیومرث زین خود کی آگاه بود/که تخت مهی را جز او شاه بود- یکایک بیامد خجسته سروش/بسان پری پلنگینه پوش- سروش، پس از کشته...
-
خرد، شرم، فرّ، نژاد، رادی و داد ، معیار و مبنای شاه شدن در شاهنامه
پنجشنبه 28 آذر 1398 09:40
و.ک(168) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** خرد، شرم، فرّ، نژاد، رادی و داد ، معیار و مبنای شاه شدن در شاهنامه *** سنگ محک شایستگی شاه شدن، از دیدگاه کیخسرو: چو یزدان کسی را کند نیک بخت/سزاوار شاهی و زیبای تخت- خرد دارد و شرم و فرّ و نژاد/بود راد و پیروز و از داد، شاد- زال، لهراسب را بی هنر و بی نژاد می داند و رای...
-
دیو های شاهنامه - ۸ - خزوران یا خروزان یا خزروان دیو
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:23
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** خزوران یا خروزان یا خزروان دیو *** خروزان دیو، معاصر طهمورث دیو بند و سیامک طهمورث، که سیامک را می کشد: سیامک به دست خروزان دیو/تبه گشت و ماند انجمن بی خدیو- چو آگه شد از مرگ فرزند، شاه/ز تیمار، گیتی برو شد سیاه- فرود آمد از تخت ویله کنان/زنان بر سر و موی و رخ را کنان- دو رخساره پر...
-
دیو های شاهنامه - ۷ - سیه دیو
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:21
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** سیه دیو *** معاصر طهمورث دیو بند و سیامک طهمورث: همه نره دیوان و افسونگران / برفتند جادو سپاهی گران - دمنده سیه دیوشان پیشرو / همی به آسمان برکشیدند غو - جهاندار تهمورس بافرین / بیامد کمر بسته ی جنگ و کین - سیه دیو، در نبرد با سیامک، پیروز میدان ست: سخن چون به گوش سیامک رسید/ز...
-
دیو های شاهنامه - ۶ - ارژنگ
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:18
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ارژنگ *** ارژنگ دیو، دیوی از لشکر شاه مازندران. *** کشته شدن ارژنگ دیو بدست رستم در خوان ششم از هفت خوان رستم: بخفت آن زمان رستم جنگجوی/چو خورشید تابنده بنمود روی- به زین اندر افگند گرز نیا/همی رفت یکدل پر از کیمیا- یکی مغفری خسروی بر سرش/خوی آلوده ببر بیان در برش- به ارژنگ سالار...
-
دیو های شاهنامه - ۵ - بید
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:14
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** بید ***بید، از دیو های مازندران: بید از نگهبانان بر سر چاه ارژنگ که بیژن در آن چاه به بند افراسیاب بود: ز دیوان جنگی ده و دو هزار/به شب پاسبانند بر چاهسار- چو پولاد غندی سپهدار اوی/چو بید ست و سنجه نگهدار اوی- کشته به دست رستم: ز کاووس در جنگ هاماوران/به تنها برفتم به مازندران - نه...
-
دیو های شاهنامه - ۴ - پولاد غندی
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:10
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** پولاد غندی *** پولاد غندی، از دیو های مازندران. *** رستم: ز کاووس در جنگ هاماوران/به تنها برفتم به مازندران- نه ارژنگ ماندم نه دیو سپید/نه سنجه نه پولاد غندی نه بید - پولاد غندی یا کولاد غندی: بدرید پهلوی دیو سپید/جگرگاه کولاد غندی و بید- در شاهنامه، بیشتر پولاد غندی قید شده. پولاد...
-
دیو های شاهنامه - ۳ - سنجه
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:07
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** سنجه *** سنجه، از دیوان مازندران که مباشر بارگاه شاه مازندران نیز هست. *** سنجه، که خبر آمدن کی کاووس را به دیو سپید می رساند: خبر شد سوی شاه مازندران/دلش گشت پر درد و سر شد گران- ز دیوان به پیش اندرون سنجه بود/که جان و تنش زان سخن رنجه بود- بدو گفت رو نزد دیو سپید/چنان رو که بر...
-
دیو های شاهنامه - ۲ - دیو سپید
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:03
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** دیو سپید *** دیو سپید، از دیوان مازندران، دیو سپید، با جادو، شبی با باریدن سنگ و خشت از ابری تیره و تار، سپاه کیکاووس را پراکند و سوی چشمان کیکاووس و همراهانش را گرفت. رستم بعد از کشتن دیو سپید، خون دل و مغزش را به سان اشک در چشمان کیکاووس و ملازمانش، گیو، فریبرز، گودرز، طوس، رهام،...
-
دیو های شاهنامه - ۱ - اکوان دیو
پنجشنبه 28 آذر 1398 03:00
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اکوان دیو *** بدانست رستم که آن نیست گور/ابا او کنون چاره باید نه زور- جز اکوان دیو این نشاید بدن/ببایستش از باد تیغی زدن- چو رستم بجنبید بر خویشتن/بدو گفت اکوان که ای پیلتن- یکی آرزو کن که تا از هوا/کجات آید افگندن اکنون هوا- سوی آبت اندازم ار سوی کوه/کجا خواهی افتاد دور از گروه-...
-
یزدگرد، از پیامد تسلط تازیان بر ایران میگوید
شنبه 23 آذر 1398 11:35
و.ک(169) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** یزدگرد، از پیامد تسلط تازیان بر ایران میگوید *** شود خوار هرکس که هست ارجمند / فرومایه را بخت گردد بلند- پراگنده گردد بدی در جهان / گزند آشکارا و خوبی نهان- بهر کشوری در ستمگاره یی / پدید آید و زشت پتیاره یی- نشان شب تیره آید پدید / همی روشنایی بخواهد پرید - بهادر امیرعضدی
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۱۴ - آیین مانی
شنبه 23 آذر 1398 10:33
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۱۴ - آیین مانی *** بیامد یکی مرد گویا ز چین/که چون او مصور نبیند زمین- بدان چربه دستی رسیده به کام/یکی برمنش مرد، مانی به نام- به صورتگری گفت پیغمبرم/ز دین آوران جهان برترم- ز چین نزد شاپور شد بار خواست/به پیغمبری شاه را یار خواست- سخن گفت مرد گشاده...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۱۰ - آئین مزدک - ۳ -
جمعه 22 آذر 1398 23:59
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۱۰ - آیین مزدک - ۳ - *** تزلزل قباد در آیین مزدک چو بشنید گفتار موبد قباد/برآشفت و اندر سخن، داد داد - گرانمایه کسری ورا یار گشت/دل مرد بی دین پر آزار گشت - پر آواز گشت انجمن سربسر/که مزدک مبادا بر تاجور - همی دارد او دین یزدان تباه/مباد اندرین نامور...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۹ - آئین مزدک - ۲ -
جمعه 22 آذر 1398 23:44
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۹ - آئین مزدک - ۲ - *** توطئه کسری بر ضد مزدک: ز اصطخر مهرآذر پارسی/بیامد به درگاه با یار سی - نشستنددانش پژوهان به هم/سخن رفت هر گونه از بیش و کم - چوبشنید کسری به نزد قباد/بیامد ز مزدک سخن کرد یاد - گر ایدون که او را بود راستی/شود دین زردشت بر کاستی -...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۸ - آئین مزدک - ۱ -
جمعه 22 آذر 1398 23:03
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۸ - آئین مزدک - ۱ *** نشانگان مزدک: بیامد یکی مرد مزدک به نام/سخنگوی با دانش و رای و کام - گرانمایه مردی و دانش فروش/قباد دلاور بدو داد گوش - به نزد جهاندار دستور گشت/نگهبان آن گنج و گنجور گشت - عدل مزدک: بدو گفت آنکس که مارش گزید/همی از تنش جان بخواهد...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۶ - آیین پهلوی(کیش پهلوی)
جمعه 22 آذر 1398 16:02
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۶ - آیین پهلوی(کیش پهلوی) *** آیین پهلوی(کیش پهلوی) باور آیینی ایران در پیش از دین بهی *** آیین گشتاسب، معاصر و پدر زن زرتشت، پیش از بر کشیده شدن زرتشت، کیش و آیین پهلوی بوده ست. *** ارجاسب تورانی (شاه چین)، در نامه ای گشتاسب را برای رو گردانی از...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۴ - آیین هندوان
جمعه 22 آذر 1398 14:55
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۴ - آیین هندوان *** خراد برزین در مناظره ی با قیصر روم، آیین هندوان را اینگونه می نمایاند: هرآنکس که او دفتر هندوان / بخواند شود شاد و روشن روان - بپرسید قیصر که هندی زراه / همی تا کجا برکشد پایگاه - زدین پرستندگان بر چیند / همه بت پرستند گر خود کیند -...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۳ - آیین مسیح
جمعه 22 آذر 1398 12:38
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۳ - آیین مسیح *** مسیح پیمبر چنین کرد یاد/که پیچد خرد، چون بپیچی ز داد - یکی بی نوا مرد درویش بود/که نانش ز رنج تن خویش بود - جز از ترف *۱ و شیرش نبودی خورش/فزونیش رخبین *۲ بدی پرورش - چو آورد مرد جهودش به مشت/چو بی یار و بیچاره دیدش، بکشت - همان کشته را...
-
آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۲ - آیین سکا ها (اجداد رستم)
جمعه 22 آذر 1398 11:53
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آیین ها در شاهنامه ی فردوسی - ۲ - آیین سکا ها (اجداد رستم) *** آیین سکا ها (اجداد رستم) *** سکاها*۱، با توجه به پیامبر شاه بودن جمشید و فریدون و گفت و شنود آنها، با «سروش»، یا به تعبیر سامی نژاد ها،«جبرییل»، خیلی قبل تر از زرتشت، به آیین آریاییان، (پـَهـلـَـوی کیش باستان)، باور داشته...
-
وضو ی آئینی، اقتباسی از سر و تن شستن ِ پیش از نیایش ِ ایرانیان باستان - بخش ۱۶
پنجشنبه 21 آذر 1398 18:45
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** رستم در خوان سوم از هفت خوان، اژدها را می کشد. رستم یزدان را می ستاید: چو رستم بر آن اژدهای دژم/نگه کرد بر زد یکی تیز دم- بیابان همه زیر او بود پاک/روان خون گرم از بر تیره خاک- تهمتن ازو در شگفتی بماند/همی پهلوی نام یزدان بخواند- به آب اندر آمد سر و تن بشست/جهان جز به زور جهانبان...
-
وضو ی آئینی، اقتباسی از سر و تن شستن ِ پیش از نیایش ِ ایرانیان باستان - بخش ۱۵
پنجشنبه 21 آذر 1398 18:36
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** گیو گودرز، فرنگیس و کیخسرو را به سلامت از رود خروشان جیحون می گذراند. کیخسرو، سرمست و خوشنود، جهان آفرین را می ستاید: به آب اندر افگند خسرو سیاه/چو کشتی همی راند تا باژگاه- پس او فرنگیس و گیو دلیر/نترسد ز جیحون و زان آب شیر- بدان سو گذشتند هر سه درست/جهانجوی خسرو سر و تن بشست-...