و.ک(089)
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
نبرد رخ به رخ، رو در رو یا نفر به نفر و نبرد همگروه یا نبرد انبوه، در شاهنامه فردوسی.
***
نبرد ِ انبوه یا نبرد ِ همگروه:
چو بشنید افراسیاب این سخن/بدو گفت مشتاب و تندی مکن-
دو لشکر برین گونه پر درد و خشم/ستاره به ما دارد از چرخ چشم- *به انبوه* جستن نه نیکوست جنگ/شکستی بوَد، باد مانَد به چنگبانبوه رزمی بسازیم سخت/اگر یار باشد جهاندار و بخت-
بهادر امیرعضدی
و.ک(036)
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
******
نگهبان او، پای کرده به"کَش"
نشسته به بیشه درون، شاه فَش
مچ پای در دست گرفتن یا به بر کشیدن، پا روی پا انداختن با تبختر ِ شاهانه. متضاد زانوی غم در بغل گرفتن.
*کینه کَش*، کینجو یا کینخو و خونخوار. نه کینخواه و انتقام گیرنده.
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(120) - اصطلاح ِ "خونه(خانه) یکی بودن"، در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه
***
مترادف ِ جمله ی معروف "این خونه اون خونه بین ما نیست" یا "ما، این خونه اون خونه نداریم".
***
رستم ِ میزبان، از گیو میخواهد که، چند روزی را مهمان ما باش:
سه روز اندرین خان من شاد باش/ز رنج و ز اندیشه آزاد باش-
که این خانه زان خانه بخشیده* نیست/مرا با تو، گنج و تن و جان یکیست-
چهارم سوی شهر ایران شویم/به نزدیک شاه دلیران شویم-
.............................................................................
پ ن:
* بخشیده، بخش بخش شده، جدا جدا شده.
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(119) - اصطلاح ِ "زبان سرخ، سر سبز را دهد بر باد:"، در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه
***
کسی کز گزافه سخن راندا / درخت بلا را بجنباندا -
و
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(119) - اصطلاح ِ "زبان سرخ، سر سبز را دهد بر باد:"، در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه
***
کسی کز گزافه سخن راندا / درخت بلا را بجنباندا -
و
نویسندهٔ نامه را خواند و گفت/برآورد خواهم نهان از نهفت-
اگر برگشایی تو لب را ز بند/زبان آورد بر سرت برگزند-
بهادر امیرعضدی