
ایوان مداین، طاق کسرا ☝️
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هفت در شاهنامه - 12 - هفت ِ خوش یُمن - اورمزد و رشد و بالیدن فرزندش شاپور ِ اورمزد ِ نرسی :
بسی برنیامد برین روزگار/که سرو سهی چون گل آمد به بار-
چو نه ماه بگذشت بر ماهروی/یکی کودک آمد به بالای اوی-
تو گفتی که بازآمد اسفندیار/وگر نامدار اردشیر سوار-
ورا نام شاپور کرد اورمزد/که سروی بد اندر میان فرزد-
چنین تا برآمد برین هفت سال/ببود اورمزد از جهان بیهمال-
ز هرکس نهانش همی داشتند/به جایی ببازیش نگذاشتند-
به نخچیر شد هفت روز اردشیر/بشد نیز شاپور نخچیرگیر-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هفت در شاهنامه - 11 - هفت ِ خوش یُمن - پرورش و افرازش هفت ساله ی سیاوش، نزد رستم:
تهمتن ببردش به زابلستان/نشستنگهش ساخت در گلستان-
سواری و تیر و کمان و کمند/عنان و رکیب و چه و چون و چند-
نشستنگه مجلس و میگسار/همان باز و شاهین و کار شکار-
ز داد و ز بیداد و تخت و کلاه/سخن گفتن ززم و راندن سپاه-
هنرها بیاموختش سر به سر/بسی رنج برداشت و آمد به بر-
سیاوش چنان شد که اندر جهان/به مانند او کس نبود از مهان-
چنین هفت سالش همی آزمود/به هر کار جز پاک زاده نبود-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هفت در شاهنامه - 10 - هفت ِ خوش یُمن - اردشیر و رشد و بالیدن فرزندش شاپور ِ اردشیر:
چو هنگامه زادن آمد فراز/ازان کار بر باد نگشاد راز-
پسر زاد پس دختر اردوان/یکی خسروآیین و روشنروان-
از ایوان خویش انجمن دور کرد/ورا نام دستور شاپور کرد-
نهانش همی داشت تا هفت سال/یکی شاه نو گشت با فر و یال-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هفت در شاهنامه - 9 - هفت ِ بد شگون - در عهد پادشاهی پیروز یزدگرد خشکسالی هفت ساله امان از مردم می برد:
همی به آسمان اندر آمد خروش/ز بس مویه و درد و زاری و جوش-
ز کوه و بیابان وز دشت و غار/ز یزدان همیخواستی زینهار-
برین گونه تا هفت سال از جهان/ندیدند سبزی کهان و مهان-
بهشتم بیامد مه فوردین/برآمد یکی ابر با آفرین-
همی دُر ببارید بر خاک خشک/همیآمد از بوستان بوی مشک-
شده ژاله برگل چو مل در قدح/همیتافت از ابر قوس قزح-
بهادر امیرعضدی