برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

هفت در شاهنامه - 13 - مدت زمان ساخت ایوان مداین (طاق کسری)، هفت سال

ایوان مداین، طاق کسرا ☝️


برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

***
هفت در شاهنامه - 13 - مدت زمان ساخت ایوان مداین (طاق کسری)، هفت سال: 

 وزان پس بیامد به ایوان شاه / که دیوار ایوان برآمد به ماه -
 چو فرمان دهد خسرو زود یاب / نگیرم برین کار کردن شتاب -
 "چهل روز تا کار بنشیندم"* ۷ / ز کاری گران شاه بگزیندم -

چو هنگامه ی زخم ایوان بود / بلندی ایوان چو کیوان بود -
 بدان زخم، خشمت نباید نمود* ۸ / مرا نیز، رنجی نباید فزود -

زمان به فرجام رسیدن کار ِ ساخت ایوان مداین (طاق کسری)، هفت سال:
بران کار شد روزگار دراز/به کردار آن شاه را بد نیاز-
چوشد هفت سال آمد ایوان بجای/پسندیدهٔ خسرو پاک رای
...........................................................
پ ن:
* ۷ ، چهل روز زمان، برای مجال نشست سازه
* ۸ ، به آن "زخم"، خشمت را نبایستی نمایان کنی. مراد از "زخمِ کار"، همان عدم تقارن یا تفاوت سطح ریشه ی دیوار و سطح صدر دیوار، (همان "تحتانی- فوقانی" مصطلح ِ مهندس - معماری امروزین) ست. 

بهادر امیرعضدی

هفت در شاهنامه - 12 - هفت ِ خوش یُمن - اورمزد و رشد و بالیدن فرزندش شاپور ِ اورمزد ِ نرسی

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هفت در شاهنامه - 12 - هفت ِ خوش یُمن - اورمزد و رشد و بالیدن فرزندش 
شاپور ِ اورمزد ِ نرسی :
 بسی برنیامد برین روزگار/که سرو سهی چون گل آمد به بار-
 چو نه ماه بگذشت بر ماه‌روی/یکی کودک آمد به بالای اوی-
 تو گفتی که بازآمد اسفندیار/وگر نامدار اردشیر سوار-
 ورا نام شاپور کرد اورمزد/که سروی بد اندر میان فرزد-
 چنین تا برآمد برین هفت سال/ببود اورمزد از جهان بی‌همال-
 ز هرکس نهانش همی داشتند/به جایی ببازیش نگذاشتند-
 به نخچیر شد هفت روز اردشیر/بشد نیز شاپور نخچیرگیر-

بهادر امیرعضدی

هفت در شاهنامه - 11 - هفت ِ خوش یُمن - پرورش و افرازش هفت ساله ی سیاوش، نزد رستم

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هفت در شاهنامه - 11 - هفت ِ خوش یُمن - پرورش و افرازش هفت ساله ی سیاوش، نزد رستم:

 تهمتن ببردش به زابلستان/نشستن‌گهش ساخت در گلستان-
 سواری و تیر و کمان و کمند/عنان و رکیب و چه و چون و چند-
 نشستن‌گه مجلس و میگسار/همان باز و شاهین و کار شکار-
 ز داد و ز بیداد و تخت و کلاه/سخن گفتن ززم و راندن سپاه-
 هنرها بیاموختش سر به سر/بسی رنج برداشت و آمد به بر-
 سیاوش چنان شد که اندر جهان/به مانند او کس نبود از مهان-
 چنین هفت سالش همی آزمود/به هر کار جز پاک زاده نبود-

بهادر امیرعضدی

هفت در شاهنامه - 10 - هفت ِ خوش یُمن - اردشیر و رشد و بالیدن فرزندش شاپور

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هفت در شاهنامه - 10 - هفت ِ خوش یُمن - اردشیر و رشد و بالیدن فرزندش شاپور ِ اردشیر:

چو هنگامه زادن آمد فراز/ازان کار بر باد نگشاد راز-
 پسر زاد پس دختر اردوان/یکی خسروآیین و روشن‌روان-
 از ایوان خویش انجمن دور کرد/ورا نام دستور شاپور کرد-
 نهانش همی داشت تا هفت سال/یکی شاه نو گشت با فر و یال-

بهادر امیرعضدی

هفت در شاهنامه - 9 - هفت ِ بد شگون - در عهد پادشاهی پیروز یزدگرد خشکسالی هفت ساله امان از مردم می برد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هفت در شاهنامه - 9 - هفت ِ بد شگون - در عهد پادشاهی پیروز یزدگرد خشکسالی هفت ساله امان از مردم می برد:

 همی به آسمان اندر آمد خروش/ز بس مویه و درد و زاری و جوش-
 ز کوه و بیابان وز دشت و غار/ز یزدان همی‌خواستی زینهار-
 برین گونه تا هفت سال از جهان/ندیدند سبزی کهان و مهان-
 بهشتم بیامد مه فوردین/برآمد یکی ابر با آفرین-
 همی دُر ببارید بر خاک خشک/همی‌آمد از بوستان بوی مشک-
 شده ژاله برگل چو مل در قدح/همی‌تافت از ابر قوس قزح-

بهادر امیرعضدی