| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (212): |
| 6756 - برفت از بر من سپیده دمان |
| همان بیژنش کند سر در زمان |
| ۱۳۸۷ – برفت از بر من، سپیده دمان |
| همان بیژنش کند سر در زمان – خالقی |
| ۲۶۵۸ – برفت از برِ من، سپیده دمان، |
| بیامدش، بر دست بیژن، زمان. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بیامدش، بر دست بیژن، زمان |
| یا |
| همان بیژنش کند سر در زمان |
| * |
| پاسخ: |
| همان بیژنش کند سر در زمان |
| ✅: "همان بیژنش کند سر در زمان"، روا تر ست. بیژن، "در زمان"(بی درنگ)، سر از تن نستیهن جدا کرد. و در صورتِ معطوف شدن به(بیامدش بر دست بیژن زمان)، "سر آمدش"موزن تر و زیبا تر ست تا "بیامدش". |
| متن شماره 2005، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (211): |
| 6754 - دل نامداران همه بر شکست |
| همه شادمانی شد از درد پست |
| ۱۳۸۵ – دل نامداران بهم برشکست |
| همه شادمانی شد از درد پست – خالقی |
| ۲۶۵۶ – دلِ نامداران به هم بر شکست، |
| همه شادمانی شد، از درد، پست، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| دل نامداران بهم برشکست |
| یا |
| دل نامداران همه بر شکست |
| * |
| پاسخ: |
| دل نامداران همه بر شکست |
| ✅: "دل نامداران همه بر شکست"، روا تر ست. دلِ "همه" ی نامداران و "همه" ی شادمانی ها از درد محو شد. تاکید بر "همه"، بر انبوهی، بر شمول و فراگیری. |
| متن شماره 2004، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی | |
| *** | |
| چالش شماره (210): | |
| 6747 - نیامد سپاهش ازان که برون | |
| سر پهلوانان ما شد نگون | |
| ۱۳۷۸ – نیامد سپاهش از آن کُه برون | |
| سرِ پَهلَوِ توریان شد نگون – خالقی | |
| ۲۶۴۹ – نیامد سپاهش از آن کُه بِرون، | |
| سرِ پَهلَوِ توریان شد نگون. – کزازی | |
| * | |
| پرسش: | |
| سرِ پَهلَوِ توریان شد نگون | |
| یا | |
| سر پهلوانان ما شد نگون | |
| * | |
| پاسخ: | |
| سر پهلوانان ما شد نگون | |
| ✅: "سر پهلوانان ما شد نگون"، روا تر ست. همه ی پهلوانان تورانی سر خورده و مغبون شدند. | |
| متن شماره 2003، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM | |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (209): |
| 6739 - اگر نیز بیند مرا زین گناه |
| کند گردن آزاد و آید براه |
| ۱۳۷۰ – اگر شاه بیند، مرا زین گناه |
| کند گردن آزاد و آرد به راه – خالقی |
| ۲۶۴۱ – اگر شاه بیند، مرا زاین گناه |
| کند گردن آزاد و آرد به راه – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| "اگر شاه بیند" و "آید براه" |
| یا |
| "اگر نیز بیند" و "آرد براه" |
| * |
| پاسخ: |
| اگر نیز بیند مرا زین گناه/کند گردن آزاد و آید براه |
| ✅: "اگر نیز بیند مرا زین گناه"، روا تر ست. اگر افراسیاب "نیز" صلاح "بیند" و از گناه من در گذرد و مرا ببخشد(کند گردن آزاد). |
| متن شماره 2002، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (208): |
| 6738 - که این ایزدی بود بود آنچ بود |
| ندارد ز گفتار بسیار سود |
| ۱۳۶۹ – که آن ایزدی بود و بود آنچ بود |
| نباید ز گفتارِ بسیار سود – خالقی |
| ۲۶۴۰ – که آن ایزدی بود و بود آنچه بود، |
| نیاید ز گفتارِ بسیار، سود. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| "نباید" و "نیاید" ز گفتارِ بسیار سود |
| یا |
| ندارد ز گفتار بسیار سود |
| * |
| پاسخ: |
| ندارد ز گفتار بسیار سود |
| ✅: "ندارد ز گفتار بسیار سود"، روا تر ست. گفتار بسیار( مراد از حرفِ اضافی، گلایه مندی از چرخِ سپهر)، سودی ندارد. |
| متن شماره 2001، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |