برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (207): و زآن خویشتن را ندانم گناه یا جزین خویشتن را ندانم گناه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (207):
 
6737 - ز کیخسرو از من بیازرد شاه
جزین خویشتن را ندانم گناه
۱۳۶۸ – به کیخسرو از من بیازرد شاه
وُزآن خویشتن را ندانم گناه، – خالقی
۲۶۳۹ – به کیخسرو، از من بیازَرد شاه،
و زآن خویشتن را ندانم گناه، – کزازی
*
پرسش: 
و زآن خویشتن را ندانم گناه
یا
جزین خویشتن را ندانم گناه
*
  پاسخ:
جزین خویشتن را ندانم گناه
 
✅:  "جزین خویشتن را ندانم گناه"، روا تر ست. من بد عهدی با افراسیاب کرده ام نه با کیخسرو. و "جزین" گناه دیگری(بد عهدی به کیخسرو) از من سر نزده.
متن شماره 2000، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (206): از آن "سر" برآرد جهاندار گَرد، یا ازان "کس" برآرد جهاندار گرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (206):
 
6735 - ازان کس برآرد جهاندار گرد
که پیش تو آید بروز نبرد
۱۳۶۶ – از آن سر برآرد جهاندار گَرد،
که پیش تو آید، به روز نبرد – خالقی
۲۶۳۷ – از آن سر برآرد جهاندار گَرد‌،
که پیشِ تو آید، به روزِ نبرد. – کزازی
*
پرسش: 
از آن "سر" برآرد جهاندار گَرد،
یا
ازان "کس" برآرد جهاندار گرد
*
  پاسخ:
ازان کس برآرد "جهاندار" گرد
 
✅: ازان کس برآرد جهاندار گرد، روا تر ست. چرا که: مراد از "جهاندار"، "چرخِ سپهر" در بیتِ پیشین، "کز آن گه که چرخِ سپهرِ بلند/بگشت از برِ تیره خاکِ نِژَند"، ست. نه کیخسرو.
متن شماره 1999، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (205): چنین "خواست"/مرا از تو، "بر دل" یا چنین "بود" /مرا از تو "در دل"؟


برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (205):
 
6797 - چنین بود و این بودنی کار بود
مرا از تو در دل چه آزار بود
۱۴۳۰ – چنین خواست و این بودنی کار بود
مرا با تو از دل چه آزار بود – خالقی
۲۷۰۱ – چنین خواست و این بودنی کار بود،
مرا از تو، بر دل، چه آزار بود؟ – کزازی
*
پرسش: 
چنین "خواست" و این بودنی کار بود/مرا از تو، "بر دل"، چه آزار بود
یا
چنین "بود" و این بودنی کار بود/مرا از تو "در دل" چه آزار بود
*
  پاسخ:
چنین بود و این بودنی کار بود/مرا از تو در دل چه آزار بود
 
✅:    "چنین بود و این بودنی کار بود/مرا از تو در دل چه آزار بود"، روا تر ست. تاکید بر جبر زمانه(این بودنی کار) بود. "چه آزار بود؟"، استفهام انکاری، آزاری از تو، به دل من نرسیده.
متن شماره 1998، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (204): که از سر جدا شد گه کارزار یا که از تن جدا شد گه کارزار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (204):
 
6721 - هم از خون نهصد سر نامدار
که از تن جدا شد گه کارزار
۱۳۵۲ – بر آن خونِ نهصد تنِ نامدار
که از سر جدا شد گه کارزار – خالقی
۲۶۲۳ – بر آن خونِ نهصد سرِ نامدار
که از تن جدا شد، گهِ کارزار؟ – کزازی
*
پرسش: 
که از سر جدا شد گه کارزار
یا
که از تن جدا شد گه کارزار
*
  پاسخ:
که از تن جدا شد گه کارزار
 
✅:    که از تن جدا شد گه کارزار، روا تر ست. سر از تن جدا شدن، معمول و مصطلح تر ست تا خون از سر "روان" و نه جدا شدن.
متن شماره 1997، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (203): نبندم بخارم ازین کینه سر؟ یا نبندم، نخارم، ازین کینه سر

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (203):
 
6720 - چرا من بکین برادر کمر
نبندم نخارم ازین کینه سر
۱۳۵۱ – چرا من به کینِ برادر کمر
نبندم، نخارم برین کینه سر – خالقی
262۲ – چرا من، به کینِ برادر، کمر
نبندم، بخارم، بر این کینه، سر ؟ – کزازی
*
پرسش: 
نبندم بخارم ازین کینه سر؟
یا
نبندم، نخارم، ازین کینه سر
*
  پاسخ:
نبندم؟ نخارم ازین کینه سر.
 
✅:    نبندم؟ نخارم ازین کینه سر. روا تر ست. چرا من به کین خواهی برادر کمر همت بر نبندم و فرصت را حتی برای خاراندن سر، هدر بدهم.
متن شماره 1996، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی